درباره مرضیه برومند و آثارش

جایگاهی رفیع برای برومند

اگر بخواهیم از اولین زن فیلمساز بعد از انقلاب یاد کنیم، شاید نخست نام‌هایی مثل رخشان بنی‌اعتماد یا پوران درخشنده یا تهمینه میلانی در ذهنمان تداعی شود. اما واقعیت آن است که این عنوان از آنِ مرضیه سادات برومند یزدی است که بیش از 30 سال است در عرصه سینما، تلویزیون و تئاتر به‌ کارگردانی، نویسندگی، ترانه‌سرایی، ساخت عروسک نمایشی، بازیگری و تهیه‌کنندگی مشغول است.
کد خبر: ۱۶۲۵۶۴

   این سینماگر 55 ساله فعالیت هنری خود را از 18 سالگی با بازیگری تئاتر آغاز کرد و به عضویت گروه‌های نمایشی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و نیز تلویزیون درآمد. با تحصیل در رشته هنرهای نمایشی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پشتوانه آکادمیک نیز برای فعالیت‌های هنری‌اش به دست آورد و در طی این مدت در بیش از 30 اثر هنری ایفای نقش کرد.

اما این‌که چرا نام او به اندازه 3 فیلمسازی که پیش‌تر از آنها یاد شد در سینمای ایران مطرح نیست، شاید به کم‌کاری او در مقام کارگردان سینما بازمی‌گردد. او تقریباً هر 10 سال یک بار فیلم ساخته است: شهر موش‌ها را در 1363 به اتفاق محمدعلی طالبی، الوالو من جوجوام را در 1373، و مربای شیرین را در 1380 ساخته است که هم‌اکنون با پنج سال تأخیر به نمایش درآمده است. در واقع، برومند را بیشتر برنامه‌ساز تلویزیونی می‌انگارند تا سینماگر، و ظاهراً خود او نیز تلویزیون را به سینما ترجیح می‌دهد: «من تلویزیون را همچنان دوست دارم... به‌دلیل بردی که دارد و سینمای ما هنوز به آن مرحله نرسیده است. وقتی حس می‌کنم برنامه‌ای که ساخته‌ام در دورترین نقاط مملکت هم عده‌ای را سرگرم می‌کند احساس خوشحالی می‌کنم.»1

برومند به گواه استقبالی که از کارهای تلویزیونی‌اش به عمل آمده است، موفق‌ترین مجموعه‌ساز تلویزیونی است. چه در کارهایی که برای مخاطب کودک ساخته است (مثل دیو چو بیرون رود، مدرسه موش‌ها، یک دو همه با هم، خونه مادربزرگه، ماجراهای من و آقای اصل تهرانی، قصه‌های تابه‌تا، زیر گنبد کبود، و کودکی غلامحسین‌خان) و چه در مجموعه‌هایی که مخاطبان بزرگسال داشته است (آرایشگاه زیبا، خودرو تهران 11، هتل، ورثه آقای نیکبخت، و کارآگاه شمسی و مادام)، و جالب اینجاست که هر دو گروه کارهایش هم مورد پسند کودکان بوده است و هم بزرگسالان. در کارهای تلویزیونی برومند یک‌جور صمیمیت باورپذیر به چشم می‌خورد که با تصنع و ادابازی فاصله بسیار دارد. جنس اغلب کارهای او، بویژه آنها که برای بزرگسالان است، کمدی است، اما بار کمیک آنها مانع از نگاه رئالیستی برومند به جزییات زندگی ایرانی جماعت نمی‌شود. طنز ملایم حاکم بر مجموعه‌های برومند از نوعی واقع‌گرایی نئورئالیستی سرچشمه می‌گیرد که بیشترین تمرکزش را نه بر میزانسن‌های پیچیده و نورپردازی‌های اغراق‌آمیز و مونتاژهای پربرش، که بر بازیگر و شخصیت قرار می‌دهد.

روایت‌ها

داستان‌هایی که برومند برمی‌گزیند آکنده از حواشی و جزییات است که نه‌تنها زاید یا عامل گسیختگی نیستند که برعکس همچون قطعات ریز پازل در کنار یکدیگر می‌نشینند و معنا پیدا می‌کنند. آثاری از قبیل آرایشگاه زیبا، خودرو تهران 11 و هتل که سرآمد مجموعه‌های تلویزیونی او هستند مشحون از کمدی موقعیت و کمدی کلام‌اند و تلفیق این دو زیر ژانر آثاری دیدنی خلق کرده است. از قضا وجه مشترک این سه مجموعه وجود یک عنصر ثابت است که آدم‌های مختلف را به خود جذب می‌کند و محل تلاقی احساسات متنوع انسانی است. لوکیشن مغازه سلمانی در آرایشگاه زیبا، لوکیشن مهمان‌سرا در هتل، و عنصر اتومبیل در خودرو تهران 11 معبری است برای نمایش دغدغه‌های ریز و درشت آدم‌های جورواجور داستان. خود برومند در این مورد گفته است: «وقتی از خانه قبلی‌مان اسباب‌کشی می‌کردیم، در همان روزهایی که بچه بودیم، همیشه فکر می‌کردم چه کسی اینجا زندگی خواهد کرد؟ خانه‌مان چه‌جوری خواهد شد؟ چه ارتباطی هست بین جسم بی‌جان مثل در و دیوار خانه با آدم‌های مختلفی که در آنجا حضور دارند؟ فهمیدم که اشیا در رابطه با آدم‌های گوناگون مفاهیم متنوعی پیدا می‌کنند و همچنان برایم جالب است که این مفاهیم متفاوت را کشف کنم. از طرفی، مکان‌های عمومی را می‌توان جامعه‌هایی کوچک فرض کرد که رفتارها و قوانین خاص خودشان را دارند، مثل آرایشگاه در آرایشگاه زیبا که محلی کوچک است که آدم‌های مختلفی در آن رفت‌وآمد دارند و هرکدام چیز خاصی را با خود به آنجا می‌آورند و تأثیرشان را می‌گذارند. این در خودرو تهران 11 تبدیل می‌شود به یک پراید و از این مسیر رفتارهایی را تماشا می‌کنیم که نشان می‌دهند اتومبیل در فرهنگ ما صرفاً یک وسیله نیست، بلکه روابط متفاوتی می‌توان با اشیا داشت، با یک‌سری داستان مجزا.»2

اخلاق گرایی

  اما مجموعه‌های برومند کمدی صرف نیستند. اخلاق‌گرایی خاصی در تار و پود داستان‌های او نهفته است که نگاه خوشبینانه‌ای به سرشت و سرنوشت انسان دارد. البته این اخلاق‌گرایی و خوش‌بینی از سنخ دستورالعمل‌های فرمایشی نیست که روغن بی‌اخلاصی‌اش از سر و روی اثر بچکد. ارتباط آدم‌های آثار برومند با موقعیتی که پیرامونشان شکل گرفته است ریشه‌های این اخلاق‌گرایی را تشکیل می‌دهد. بحث مکافات عمل عنصر اخلاقی مشهودی در آثار برومند است، چه به صورت پاداش و چه مجازات. البته گاهی اوقات موقعیت چنان بغرنج است که گویی چاره‌ای جز تلخی فرجام کار وجود ندارد. قسمت «نامزدی» از مجموعه خودرو تهران 11، که عموم مردم آن را با نام محبوبه خانم می‌شناسند، یکی از همین مصادیق محدود پایان تلخ در آثار برومند است که طنز گزنده‌اش به‌خوبی در ذهن مخاطب می‌نشیند.
 

مجموعه‌های برومند کمدی صرف نیستند. اخلاق‌گرایی خاصی در تار و پود داستان‌های او نهفته است که نگاه خوشبینانه‌ای به سرشت و سرنوشت انسان دارد

مضامینی که برومند به سراغ آنها می‌رود بسیار ساده اما عمیق است. او از ناکامی‌های عمده ما نکات شیرینی را استخراج می‌کند و چنان تحویلمان می‌دهد که انگار سال‌هاست با آنها زندگی کرده‌ایم و از آنها لذت برده‌ایم. مباحثی از قبیل ازدواج و رابطه عروس و مادرشوهر و قهر و آشتی و فقر و ثروت در سریال‌های مختلفی جاری بوده‌اند، اما برومند از آنها استفاده‌ای دیگر می‌برد و در عین این‌که همگان را جذب می‌کند به ورطه ابتذال نیز فرونمی‌‌افتد. او برای عموم می‌سازد اما عوامانه نمی‌سازد. و جالب اینجاست که با این‌که زن است و موضوعات زنانه را نیز با ظرافتی درخور تحسین پردازش می‌کند، یک‌طرفه به قاضی نمی‌رود تا مثلا مردانگی را محکوم کند و حتی در برخی کارهایش نیز شوخی‌هایی با نگرش‌های افراطی این‌چنینی دارد. قسمت «بچه» از مجموعه هتل نمونه‌ای از همین شوخی‌هاست. در این قسمت، زنی روشنفکر که می‌خواهد بر ضد نظام مردسالار فعالیت کند، سعی در واداشتن زنی روستایی به طلاق از شوهری دارد که زن را به‌دلیل بچه‌دار نشدن تحقیر می‌کند. برومند این زن روشنفکر را به بازی می‌گیرد، اما درعین‌حال به صورتی بطئی کار را به آنجا می‌کشاند که مرد روستایی عملا در مقابل همسرش تبدیل به یک کودک می‌شود که احتیاج به نوازش و محبت مادرانه دارد. او این الگو را که «مردها کودک‌هایی قدکشیده بیشتر نیستند» مطرح می‌سازد، بی‌آن‌که به وادی رودررو قرار دادن زن و مرد بیفتد. ایرج کریمی، منتقد و فیلمساز، در جایی به‌درستی اشاره کرده است که: «برومند... باکی از زنانگی‌اش ندارد و ترجیح داده این باک را مردان داشته باشند. بنابراین، زنانش یا سرسپرده‌اند یا سرکش و برای همین بر پایه یک ایدئولوژی از پیش آماده آنها را مطابق با خواسته خود قالب‌گیری نمی‌کند.»3

روزنامه نیویورک تایمز پنج، شش سال پیش، در گزارشی از پشت صحنه فیلم مربای شیرین، چنین نوشت: «مرضیه برومند در میان پک‌های سیگار رو به گروهش فریاد می‌زند: نور، دوربین، بریم! بعد به طرف ستاره‌اش که پسری 11 ساله است برمی‌گردد: نشین، وایسا! اینقدر سرت رو تکون نده! کات، کات، کات! در یک چایخانه فکسنی اجاره‌شده و در یک بعدازظهر داغ خفه‌کننده پاییز، خانم برومند فقط با یک دوربین، دو چراغ، بدهی سنگین و یک دوجین افراد کار می‌کند. این تلاش طاقت‌فرساست. او موقع استراحت، درحالی‌که چای سوزان را جرعه‌جرعه می‌نوشد، می‌گوید: من با وسایل کهنه و نوع غلطی از فیلم و سانسور کار می‌کنم. من نمی‌توانم روابط یک زن و شوهر را نشان بدهم. بنابراین از قصه‌های عاشقانه دوری می‌کنم. به‌جای آن، مردم را سرگرم می‌کنم.»4  

زن و مرد

برومند چندان اعتقادی به تفکیک فیلمسازان به زن و مرد ندارد: «وقتی می‌بینم که مثلا در یک نمایشگاه، بخشی را به‌عنوان کودکان، زنان و غیره جدا می‌کنند احساس عقب‌مانده بودن به من دست می‌دهد... به‌نظر من، ویژگی یک هنرمند در نگاهی است که به آن اثر دارد و در طریقی که حرفش را بازگو می‌کند، نه در جنسیتش که اگر هم تأثیر داشته باشد بسیار ضعیف است... کدام‌یک از شخصیت‌های زنی که در فیلم‌های زنان فیلمساز ما وجود دارد توانسته‌اند حتی اندکی به شخصیت‌های زن در فیلم‌های بیضایی نزدیک شوند؟»5 این نظریات باعث شده که بین برومند و سایر فیلمسازان زن  مثل تهمینه میلانی  شکاف عقیدتی راجع به لزوم و چگونگی طرح مسائل زنان در سینما و تلویزیون وجود داشته باشد.

گفتگوی برومند و میلانی در یک میزگرد اجتماعی‌  ‌سیاسی درباره سینمای زن حکایت از وجود چنین شکافی دارد. آنجا که برومند می‌گوید: «وقتی یک مرد برای تأمین معاش خانواده هزار مشکل دارد و به لحاظ عرف و سنت مسوول اداره زندگی است و اگر نتواند خانواده‌اش را بگرداند همه او را مقصر می‌دانند، ممکن است به‌دلیل این فشاری که به او وارد می‌شود زمانی بخواهد از حقوقی که قانون به او داده است استفاده کند... تازه رفتار مردان را هم مادرانشان به‌ آنها یاد می‌دهند. ولی جالب است که در کشور ما، زن‌ها به‌خاطر این‌که برخی حقوق اجتماعی به‌ آنها تعلق نگرفته راهکارهای خیلی ظریف‌تری پیدا می‌کنند تا خود را تثبیت کنند. در ایران، زنان حاکم‌های پنهان هستند و در بافت سنتی خانواده خیلی هم موفق‌اند. حالا اگر بخواهیم شیوه‌های غربی را وارد زندگی کنیم نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داشت.»6 وی در پاسخ به میلانی که عنوان می‌کند: «عکسی در روزنامه ایران چاپ شده بود که دست زنی را نشان می‌داد که انگشتش قطع شده بود و زن گفته بود شوهر من با دندان این انگشت را کنده» اظهار می‌دارد: «جور دیگری هم می‌شود نگاه کرد. ببین آن زن چه کرده که شوهرش آن بلا را به سرش آورده!»7

قضاوت درباره صحت و سقم چنین پاسخ‌هایی البته به عهده این نوشتار نیست اما به‌نظر می‌رسد پیچیدگی و عمق مباحث فمینیستی نزد مرضیه برومند یا خیلی ساده فرض شده یا این‌که ترجیح داده طنز هنری‌اش را به کلامش نیز تسری دهد. با این حال، برومند در آثارش بر قدرتمندی سنتی زن به‌وضوح تأکید می‌کند. شخصیت شمسی در کارآگاه شمسی و مادام، شخصیت مادر در آرایشگاه زیبا، و خیل زنان مقتدر در هتل و خودرو تهران 11 نمونه‌هایی از این اقتدار زنانه‌اند. سریال آخر او کتابفروشی هدهد، اگرچه هم پای مابقی کارهای تلویزیونی برومند نبود، اما در هر حال شمه‌های فراوانی از ذوق و توانایی او را در پرورش ایده‌ای فرهنگی نشان می‌داد. بحث ترویج کتاب و کتابخوانی در قالب ایده‌ای جذاب مثل کتابخانه‌ای سیار که در واقع اتوبوسی بیش نیست، فی‌نفسه حرکتی قابل تحسین است که البته بخشی از بازتاب آن را هم اکنون در مسیرهای خط ویژه اتوبوس واحد در جامعه مان می‌توانیم ببینیم.

شخصیت‌های از یاد نرفتنی

برومند چه در سریال‌هایی که برای کودک ساخته و چه در مجموعه‌هایی که مخاطبش بزرگسالان هستند، به دنبال روایت‌های دنباله‌دار نبوده است و در واقع کارهای تلویزیونی‌اش مجموعه‌ای از اپیزود‌های مستقل داستانی هستند که  طی آنها هر بار قصه‌ای جدید حول‌و‌حوش آدم‌هایی مشترک و یا پدیده‌ای واحد بوجود می‌آید. شاید دو سریال ورثه آقای نیکبخت و آرایشگاه زیبا از این روال تا حدی مستثنا باشند که البته اولی جزو آثار ضعیف‌تر  و  دومی جزو شاخص‌ترین کارهای تلویزیونی این کارگردان به حساب می‌آید. اما در عین حال شخصیت‌های داستان‌های او افرادی هستند که از فرط ملموس بودن ویژگی‌ها و موقعیت‌ها و رفتارها و انگاره‌های ذهنی شان، گویی در بین واقعیت پیرامونی مان بسر می‌برند.

چگونه می‌توان اسد خمارلو را در آرایشگاه زیبا فراموش کرد که به دلیل روحیه سلطه‌جویانه مادر هنوز در عین میان سالی ازدواج نکرده است و در جایی کار می‌کند که در واقع پاتوق و کانون انعکاس اخبار محله‌شان است و سرانجام از بین موقعیت‌های مختلف و جذاب سرانجام دل به عشق زنی بی‌پناه می‌بازد؟ چگونه می‌توان شخصیت‌های مختلف سریال خودرو تهران 11 را فراموش کرد؟ مردی که در یک برخورد اتومبیل، به دیگری فحاشی می‌کند و از قضا شب قرار است مهمان همان آدم بشود و مجبور می‌شود سبیلش را در دستشویی میزبان بتراشد تا شناخته نشود!

پسر شهرستانی که اتومبیل قرضی را راه می‌اندازد تا نامزدش را به خلوتی ببرد و در تنهایی صحبت کنند، اما موقعیت‌های مختلف مانع از تحقق این امر می‌شوند. جوانی عزب که در یک موقعیت تصادفی و در طی تلفنی اشتباهی کارش به خرید اتومبیلی می‌کشد که نهایتش با ازدواج با فروشنده اتومبیل رقم می‌خورد. و چگونه می‌شود آدم‌های هتل را از یاد برد؟ دختر پر فیس و افاده صاحب هتل، زن شهرستانی که همسرش گمان می‌کند او نابارور است در حالی که خود مشکل دارد، دربان پر شوخ و ادای هتل، مرد تنهایی که با ظاهری فقیرانه در پی نوستالژی‌هایش در هتل است، مرد عاشق فوتبالی که مهمانان ناخوانده‌اش مانع از تماشای مسابقه فوتبال برای او می‌شوند و مرد با هر جان کندنی که هست خود را به موقعیت دلخواهش در لابی هتل می‌رساند، کارمندی که در اختلاف با همسرش بچه‌اش را به هتل می‌آورد، دانشجوی رشته  انرژی هسته‌ای که برای امرار معاش در هتل کار می‌کند و... و چگونه می‌شود آن ترکیب پر طنز و متضاد پیرزن‌هایی را که با هجو شیرین خانم مارپل و پواروی آگاتا کریستی،  در کارآگاه شمسی و مادام در پی کشف جنایات می‌روند به یاد نیاورد؟ حتی این نکته در خصوص آثار کودکانه او نیز صدق پیدا می‌کند. مدرسه موش‌ها یک اثر فوق‌العاده تربیتی/سرگرم‌کننده برای مخاطب خردسال دهه 60 بود که حتی هم اکنون به رغم وجود انواع و اقسام آیتم‌های متنوع و گسترده‌تر، جذابیتش را از دست نداده است. همین طور ایده جالب شخصیت خیلی زی زی گولو در سریال ماجراهای تا به تا که عنصر خیال و واقعیت را در ترکیبی دلنشین و البته باز اخلاقی در اختیار مخاطبش قرار می‌داد. خونه مادربزرگه نیز هم چنان جزو سریال‌های خاطره‌انگیز کودکانه است که کمتر اثر عروسکی توانسته است جذابیت آن را تکرار کند. جدا از شخصیت‌های داستانی، بازیگران آثار برومند نیز پرسوناژی فراموش نشدنی یافتند و مثلا محمود بصیری در نقش پادوی  قزوینی سلمانی در آرایشگاه زیبا با آن تکیه کلام هنوز رایجش (انسان باید منطق داشته باشد!)، امیرحسین صدیق که نقش جوان معصوم و دست و پا چلفتی و دوست داشتنی را در چهره‌اش  با آن سیمای  جوان نیشابوری در خودرو تهران 11 و رسیپشن هتل در سریال هتل از خود به جا نهاد، و همین طور رضا بابک، حمید جبلی، پری امیرحمزه، فاطمه معتمدآریا، فتحعلی اویسی، ایرج طهماسب، و بسیاری دیگر که تمثال خاطره برانگیزشان را با داستان‌های دلنشین برومند گره زدند.

سینما؟

اما آثار سینمایی برومند به پای آثار تلویزیونی‌اش نمی‌رسند. او برخلاف مدیوم تلویزیون که آن را خوب می‌شناسد، تسلط زیادی بر ساخت برای سینما ندارد و یا شاید هم موقعیت مناسبی در این خصوص برایش پیش نیامده است. فیلم اول او شهر موش‌ها که یک کار مشترک (با محمدعلی طالبی که بعدها کار کودک را در قالب‌هایی دیگر و متمایز با سبک مرضیه برومند در پیش گرفت) به‌شمار می‌رود، در واقع، نسخه سینمایی یک مجموعه موفق تلویزیونی است که بدون آن پشتوانه، اثری فاقد شخصیت‌پردازی و موقعیت‌سازی به‌حساب می‌آمد. فیلم دوم او، الوالو من جوجوام، بین دنیای فانتزی عروسک و کودک و دنیای واقعی عروسک‌ساز و عروسک‌گردان سرگردان است  مشکلی که در مجموعه قصه‌های تابه‌تا اصلا وجود ندارد و شخصیت فانتزی زی‌زی‌گولو به‌خوبی در مناسبات رئالیستی اثر جا می‌افتد. فیلم سوم او، مربای شیرین، اجرایی ضعیف از یک نوع موزیکال به‌حساب می‌آید که اگرچه واجد معانی قابل توجهی در عرصه مسائل اجتماعی است، برخلاف کارهای تلویزیونی برومند، ناتوان از جذب مخاطب به‌نظر می‌آید.

مربای شیرین، که برداشتی نسبتاً آزاد از یک داستان به همین نام نوشته هوشنگ مرادی کرمانی است، ماجرای پسرکی نوجوان را تعریف می‌کند که سماجتش برای باز کردن در یک شیشه مربا باعث افشای مناسبات سرمایه‌داری (با نماد کارخانه مرباسازی) می‌شود. در واقع، این داستان ساده موقعیتی را برای برومند فراهم آورده است تا به معضلات اجتماعی که همچون کلافی سردرگم و پیچیده در جوامع شهری شکل گرفته‌اند نقب بزند، معضلاتی که منشأ بیشتر آنها نبود تعادل بین روند سنتی (که برومند خوشبینانه به آن می‌نگرد) و روند مدرن (که نگاهی نه‌چندان مثبت در فیلم بدان افکنده می‌شود) است. پسرک نوجوان نماد نسل آگاه آینده است و برومند روایت فیلم را چنان پیش می‌برد که انگار هیچ امیدی به گشایش گره کور آن کلاف اجتماعی نمی‌رود مگر با حضور فعال این نسل آینده در متن جامعه. شاید دلیل انتخاب فرم موزیکال برای این فیلم نیز همین روند اعتراضی باشد چرا که می‌دانیم یکی از کارکردهای ژانر موزیکال افشای مناسبات پایدار و تثبیت‌شده‌ای است که ذهن بیدار جامعه را تخدیر کرده است. موزیک این فیلم، که ظاهراً برای مخاطب کودک و نوجوان ساخته شده است، با موسیقی معمول آثار کودکانه در سینمای ایران تفاوت دارد و مدرن‌تر و به‌روزتر است که اگرچه کلیپ‌های برآمده از آن دچار ضعف‌های فراوانی است، در کل، تمهید مناسبی برای تبیین این دیدگاه به‌نظر می‌رسد. به هر حال تجربه نشان داده است که برومندِ کارگردان سینما با برومندِ مجموعه‌ساز تلویزیون تفاوت زیادی دارد و کارهای سینمایی‌اش آن‌قدر عمق و جذابیت  ندارند اما جایگاه برومند در تلویزیون آن‌قدر رفیع است که قابلیت هضم این نقیصه را در خود دارد.

پا‌نوشت‌ها:

1) ماهنامه سینمایی فیلم، آبان 1366، ش 56، ص 98.

2) همان، شهریور 1377، ش 224، ص 31.

3) همان، اسفند 1371، ش 138، ص 229.

4) همان، آذر 1380، ش 268، ص 29.

5) همان، مرداد 1365، ش 39، ص 102.

6) کتاب سال سینمای ایران، ضمیمه ماهنامه سینمایی فیلم، 1379، ش 265، ص 152.

7) همان، ص 154.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها