نگاهی به فیلم زاگرس ساخته محمدعلی نجفی

حکایت سنگ و آب و آهن‌

پل زدن میان یک مستند واقعی با تخیل سینمایی اگرچه از ظرافت و پیچیدگی زیادی برخوردار است اما میان تجربه‌های زیستی و ساختار سینمایی ترکیب پویایی ایجاد می‌کند که صورتی ملموس‌تر و شاید اثرگذارتر از تماشای فیلم ناب در ذهن مخاطبان بر جای بگذارد. البته سنگینی وجوه دراماتیک قصه در اینجا از اهمیت بیشتری برخوردار است و از خستگی و ملال تماشای اثر می‌کاهد.
کد خبر: ۱۶۲۵۶۱

«زاگرس» ساخته محمدعلی نجفی نمونه‌ای از این ژانر است که در دل واقعیت به طرح داستان خود می‌پردازد و فیلم را با رئالیسم خام همراه می‌سازد. این همراهی آنقدر پررنگ است که گاهی سفارشی بودن اثر را به ذهن متبادر می‌کند اما کارگردان با رد این ادعا، تنها بر حمایت وزارت نیرو از این فیلم تاکید می‌کند.

«زاگرس» در دو لایه رئالیستی و داستانی به موازات هم روایت می‌شود و قصه سدسازی و دشواری‌های مهندسی در آن با کشمکش‌های عاطفی و انسانی عاملان آن می‌آمیزد تا پیچیدگی و سختی پروژه‌های عظیمی همچون ساخت سد کارون 3 در ابعاد و لایه‌های درونی و عمیق‌تری به رویت تصویر درآید. در سطح مستندگونه فیلم ما با تصاویری از مراحل فنی ساخت سد و مشکلات سخت‌افزاری آن روبه‌رو می‌شویم که در دل آن، تضادها و کشمکش‌های سازندگان آن چه در فرآیند آماده‌سازی و بهره‌وری و چه در روابط انسانی و خانوادگی مهندسان ناظر و اجرایی این پروژه به خلق وجوه دراماتیک داستان می‌انجامد و به نوعی مسائل و چالش‌های نرم‌افزاری آن را برملا می‌سازد مهندس نادر کیهانی که در سال‌های جنگ، حضور فعال و موثری در جبهه‌های جنگ داشته و به واسطه این سابقه، به عنوان چهره انقلابی و خودی شناخته می‌شود مدیریت و نظارت این پروژه را به عهده می‌گیرد اما حضور او با وجود هنگامه زندی به عنوان یکی از اعضای تیم مهندسی ساخت سد، خاطرات و تجربیات گذشته میان آنها را وارد فضای قصه می‌کند و در واقع از زمختی و سنگی بودن ساختار داستانی فیلم می‌کاهد.

گویی ساخت سد خود نمادی از بازسازی خاطرات آنهاست که تاثیر خود را در تکمیل این پروژه می‌گذارد. نادر و هنگامه در دوران دانشجویی و به واسطه همکاری درباره پروژه دانشگاهی به هم علاقه‌مند می‌شوند و نادر به دلایلی که چندان در فیلم باز نمی‌شود از ازدواج با وی اجتناب می‌ورزد. شاید به خاطر حضورش در جبهه دست به این کار می‌زند. تسبیحی که در دست هنگامه است یادگاری و نشانه‌ای از آن دوران است و هنوز شاید دلیلی بر علاقه و امید او برای رسیدن به نادر باشد. طلاق گرفتن وی از تورج صولت، همسرش خود بهانه‌ای است تا او دوباره به هدفش امیدوار شود.

نشانه‌های بارز این عشق را می‌توان از حسادت‌هایش نسبت به رفتار مهسا بختیاری، همکارش نسبت به نادر حدس زد. نادر نیز که همسر و پسرش را بر اثر تصادف از دست داده و از درون ویران است با توجه به خوابی که مادرش برایش دیده، مهسا را به عنوان گمشده‌اش درک می‌کند. ابراز محبت‌های مهسا به نادر و تلاش برای درمان معده او و پذیرش و پاسخ دادن  نادر به این محبت‌ها نشان از دوسویه بودن این ارتباط است. آنها خود به نمادی از سدی بدل می‌شوند که در حال ترمیم آن هستند، گویا اعتقادات و باورهای آنها نیز مثل سد ترک برداشته است و دقیقا همزمان با ترمیم سد، روابط آنها نیز در کشمکش بودن یا رفتن بازسازی می‌شود و با اعتمادی دوباره سدی محکم در درون آنها شکل می‌گیرد که جلوی طوفان‌های درونی آنها را بگیرد. بخش عمده‌ای از تزلزل و سردرگمی آدم‌های قصه چنانچه که از منظر کارگردان تفسیر می‌شود حکایت از تضاد آنها میان سنت و مدرنیسم و چالش‌های اعتقادی آن است.

مناقشه‌ای که میان دکتر بختیاری، عموی مهسا با مهندس کیهانی درباره حفظ سنت‌ها و احترام به طبیعت و ملیت و تاکید بر حفظ ارزش‌ها و گذشته تاریخی با مقتضیات دنیای مدرن بخشی از این تناقض‌ها را بر‌ملا می‌کند و اساسا یکی از انگیزه‌های بنیادین ساخت این فیلم دفاع از ارزش ملی و تاکید بر حفظ ارزش‌های تاریخی در برابر هجوم ارزش‌ها و انگاره‌های مدرن است و مقاومت مهندسان داخلی برای تکمیل پروژه به‌دست متخصصین داخلی در واقع نوعی سد‌سازی فرهنگی در برابر هجمه الگوهای بیگانه است.

این تضاد نسلی نه فقط میان مهندس کیهانی و دکتر بختیاری بلکه میان هنگامه با دخترش لادن نیز تداوم دارد. از سویی که مادر و پدر لادن در حال ساخت و بازسازی سد برای آبادی کشور هستند او به دلیل اعتراض به نظام و درگیری‌های دانشگاه دستگیر می‌شود، مجموعه این عوامل و روحی که بر قصه حاکم است اگر از سفارشی بودن فیلم خبر ندهد دست‌کم محافظه‌کار بودن آن‌را اثبات می‌کند.

«زاگرس» با به تصویر کشیدن موقعیت آدمی در لابه‌لای خشونت آهن‌آلات و دستگاه‌های غول‌‌آسا به نوعی استحاله وی در دنیای مدرن را به تصویر می‌کشد و با تمرکز بر آن و نشان دادن سد از زاویه پایین به بالا ضمن تلقین عظمت و بزرگی پروژه از سلطه مصنوعات بر طبیعت و انسان پرده ‌بر می‌دارد و به قول مولفش حکایت سنگ و آب و آهن را پی می‌گیرد؛ حکایتی که البته روایت تنهایی و درماندگی انسان مدرن را در کشمکش با آن به تصویر می‌کشد.

زاگرس شاید بیش از آثار دیگر سینمایی به مهندسان و دشواری و جایگاه ارزشی آنها اشاره می‌کند و با تدوین صحنه‌های واقعی حضور سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور از سد کارون به رئالیستی شدن و اثر‌بخشی واقعی‌تر فیلم کمک می‌کند.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها