اصلا ول کن. مارو چه به نصیحت؟ بیاین یهجور دیگه به قضیه نگاه کنیم. اصلا بیا و بیخیال پند و اندرز شو و فقط به انعکاس نظریات دیگرون بپرداز. سنتوری که اومده بیرون دیگه نمیشه جمعش کرد. میگی نه؟ بشنو.
صاب سنتور
من اگه بفهمم که کی این دسته گل و به آب داده، کاری میکنم که آب خوش از گلوش پایین نره.
چرا آخه؟
چرا نداره. این سنتور 5 میلیارد میفروخت. حالا چی دست مارو میگیره؟
درست میگی.
مردم (از اون لحاظ)
سنتورو دیدی؟ لامصب خیلی باحاله. کیفیتش حرف نداره. با سیصد تومن میشه رایتش کرد و گذاشت و زندگی کرد. از دیشب تا حالا صدتاشو واسه بروبچهها زدم و بازم رایت میکنم. تو نمیخوای بزنم برات.
قاچاقچیهای نامرد
بدو سنتور. بدو. حراجش کردم. هنریه. مردمم دوست دارن. یارو معتاد میشه و زنش میذاره میره. موزیکشم میترکونه. بدو سنتور. داره تموم میشهها. آقا سنتور بدم؟ خانوم سنتور نمیخواین؟ پنج هزار یک کلوم. معناگرا بدو. دیر بجنبی از دست دادیا!
روشنفکران
پرداختن به پدیده مذموم قاچاق نیازمند بررسی و تاملی ویژه است. اینک در مواجهه با رویداد نامیمون رخ داده، چارهای جز منور کردن افکار عمومی نیست. طی برنامههایی میبایست با این پدیده شوم به مقابله برخاست و از هنرمندان برای این کار مدد جست.
مردم (از این لحاظ)
من به عنوان یکی از مردم اعلام میکنم که دست به جنس قاچاق نمیزنم چون جیز است و با عنایت به این که هر چیز قاچاقی خطرناک است، از کودکی آموختهام که بهش نزدیک نشوم. اگه شما اینقدر آدم بیفرهنگی هستی که با قاچاقچیها سر و سر داری به من مربوط نیست اما دور من یکی را خط بکش تا پلیسو خبر نکردم.
بعضی منتقدها
ما البته فرق داریم با بقیه. ما آدمهای خاصی هستیم که باید برای کند و کاو در قضیه سنتور، آن را از نزدیک ببینیم. اگه ما نباشیم سنتورسازان ول معطلند.
رقبای حسود
طرف خیلی ادعاش میشد. گاهی بد نیست این اتفاقا بیفته تا یارو بفهمه که نباید رو هر دیواری یادگاری بنویسه. آخیش دلم خنک شد. تا تو باشی دیگه اینقدر مارو با تو مقایسه نکنن و بگن شما چیزی نمیفهمین و از این یاد بگیرین. دارم میمیرم از خوشحالی. میخوام جیغ بکشم.
همکاران شفیق
آخی بمیرم الهی. چرا؟ آخه چرا شما؟ این همه ساز ناکوک هست، چرا این بلا باید سر ساز شما بیاد؟ نگو تورو خدا. یعنی واقعا؟ حالا کاری نداره که. من و بچهها با هم میریم تو اتحادیه سنتورسازان و شکایت میکنیم. تو خودتو ناراحت نکن. حله.
خواننده
من دلواپس و بیتابم و با این کارا کار ندارم. حس خوبی ندارم و با زخم زبونات رفیقم. هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم و دلم گرفته. چی؟ سنتور؟ چه دخلی داره به من؟ من دنبال این هیاهوها نیستم.
راننده
ایول، ایول. سنتورو ایول. گوش کن بیبین چه نالهای میکنه لاکردار. مونس و رفیق من تو بیابون همین سنتوره. طفل کوچیکم برام زد. گفت بابا باب دندونته.
سازنده
من چی بگم؟ چی کار کنم؟ آخه چرا اینجوری شد؟ حالا سنتور بعدیمو چی کار کنم؟ برم تو کار ترجمه و تالیف بهتره، نه؟ آخه ما این همه زحمت کشیدیم، چرا به این راحتی حقوق مولفو ضایع میکنین؟
یابنده
تو خیابون پیداش کردم. اولش فکر کردم سی.دی بازیه. آوردم و گذاشتم تو کامپیوتر دیدم عجب سنتوریه. صداش حرف نداره. یارو دلار فروشه دیگه دلار نمیفروشه و داره همینو میفروشه. سودش بیشتره.
قاچاقچی
چه اشکالی داره؟ مگه ایرونی نیست؟ مگه جایزه نگرفته؟ بهتره از این خارجیهای زیانآور. اونارو قاچاق میکنیم، میگیرنمون. اینو میفروشیم، شما گیر میدی. چی کار کنیم؟ بریم شغلمونو عوض کنیم فال گردو بفروشیم؟ از دیوار خونه مردم که نرفتیم بالا.
پیرمرد بیخبر از همهجا
من که در جریان نیستم. شما خودت داری میگی صدها هزار از این سنتور قاچاق شده. شایدم بیشتر. خدا پدرتو بیامرزه، اینا دست کیه؟ میشه صدها هزار نفرو محاکمه کرد؟ چرا راه دور میری؟ اگه قاچاقه، پس باید هم قاچاقچی رو جلب کرد و هم مصرفکننده قاچاقو. میتونی صدها هزار نفرو جلب کنی؟ میخوای بگی خودت اگه گیرت بیاد، میذاری گوشه خیابونو میری؟
غضنفر هالیوودیان