چند کلام با «فرحناز منافی ظاهر» بازیگر روزگار قریب‌

مادری که پسری نابغه دارد

رشد و سلامت جامعه در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و علمی به خاکریز مستحکمی چون نهاد خانواده گره خورده است. نقش مادران و زنان در تحویل نیروهای کارآمد و خلاق به کانون‌های مختلف اجتماعی از ابتدای تاریخ تاکنون دستخوش تغییرات گوناگونی شده است. به هر حال مفاخر، مشاهیر و نخبگان عرصه‌های مختلف نخستین آموزگارشان را در کانونی چون خانواده در ردای شخصیتی چون مادر معرفی می‌کنند. دکتر محمد قریب یکی از مفاخر پزشکی این دیار است که اکنون بازخوانی فراز و نشیب‌های زندگی او را از منظر درام در شمایل سریال «روزگار قریب» این روزها از جعبه جادو می‌بینیم. «فرحناز منافی ظاهر» در این مجموعه داستانی ایفاگر نقش مادر دکتر قریب است. در مجالی کوتاه به بازخوانی تجربیات این بانوی هنرمند پرداخته‌ایم.
کد خبر: ۱۶۲۵۵۴

چگونه نقش مادر دکتر قریب قسمت شما شد؟

به شکلی اتفاقی به دفتر آقای عیاری رفتم. خیلی از دوستان برای این نقش آمدند و رفتند که مورد پسند کارگردان قرار نگرفتند. بعد از ملاقات با آقای عیاری و گفتگو با ایشان، تشخیص دادند که بنده برای نقش مادر دکتر مناسب هستم. به این ترتیب این سعادت نصیب بنده شد که در این سریال به ایفای نقش بپردازم.

از شما تست هم گرفتند؟

خیر، چون پیش از این کارهای بنده را دیده بودند. کارگردان برای این نقش خیلی حساسیت داشت و آن طور که دستیاران ایشان می‌گفتند نزدیک به 300 نفر برای نقش مادر آمدند و رفتند. خودم نیز خیلی وسواس داشتم که این نقش را حتما خوب دربیاورم. به همین دلیل خیلی کوشش کردم در هنگام ضبط آنچه را که کارگردان مد نظر داشت، ارائه دهم.

چند سالی است که نقش مادرهای مهربان و مظلوم را ایفا می‌کنید، مادر دکتر قریب چه تفاوتی با نقش‌های پیشین شما داشت؟

این سریال به هر حال یک اثر تاریخی است. داستان که جلوتر می‌رود مصائب و مشکلاتی برای خانواده رقم می‌خورد که خودش جذابیت‌های خاصی برای مخاطب خواهد داشت. نقش مادر را من به واقع در 4 دوره ایفا می‌کنم یعنی از سن 30 سالگی این زن را می‌بینیم که پرهام کرمی نوجوانی دکتر را ایفا می‌کند. در مراحل بعدی شهاب کسرائیان، کاوه آهنگر و ناصر هاشمی ایفاگر نقش قریب هستند که بنده نیز حضور دارم که با گذشت زمان گریم کاراکتر مادر نیز تغییر کرده و در واقع پیرتر می‌شود.

شما از زنان آن مقطع تاریخی چقدر شناخت داشتید؟

آقای عیاری تحقیقات گسترده‌ای انجام داده بودند و همیشه در این زمینه با من صحبت می‌کردند که این مادر چه واکنش‌هایی نشان دهد. از طرفی خصلت‌های مادران هم مشخص است. مادر قریب آدم دلسوزی است که دوست دارد فرزندش به مدارج بالا برسد و همیشه بهترین باشد. این مادر با توجه به کنجکاوی‌هایی که از پسرش می‌بیند او را در راه کسب دانش مدام تشویق می‌کرد. به هر حال در هر عصری زنان جایگاه خودشان را به عنوان یک مادر داشته‌اند. زنان در قدیم یک آرامش و آسایش در کانون خانواده ایجاد می‌کردند و مثل زنان امروزی یاغی نبودند. راهنمایی و هدایت درست آقای عیاری خیلی به بنده در ایفای نقش مادر دکتر قریب مدد رساند. درایت و تجربه‌ ایشان واقعا مثال‌زدنی است. نزدیک به 2 سال کنار این سریال حضور داشتم و مثل یک تجربه دانشگاهی بسیار از آقای عیاری آموختم.

وقفه‌هایی که در کار ایجاد می‌شد،‌ برای شما ادامه همکاری را سخت‌تر نمی‌کرد؟

در میانه‌‌های سریال آقای عیاری مشغول ساخت یک فیلم سینمایی در ارتباط با زلزله بم شدند که البته اقتضای شرایط و عظمت آن رخداد تلخ بود.
توقف گاه‌به‌گاه سریال هم به کمبود بودجه ارتباط داشت که باعث توقف کار در مقاطع مختلف می‌شد. برخی مواقع هم به خاطر آماده‌سازی متن‌‌ها و بخش‌‌های تحقیقی که ضرورت داشت سریال به تعطیلی می‌خورد. به هر روی این توقف‌ها باعث سختی نمی‌‌شد، چون در این بین در کارهای دیگری حاضر می‌شدم.

گویا فیلمنامه کامل هم در اختیار نداشتید و سر صحنه متن‌ها به سامان می‌رسید،‌ این شیوه کار را چگونه می‌سنجید؟

خودش تجربه لذت‌بخشی به نظر می‌رسید. ما به هر حال از سیر داستان آگاهی داشتیم، البته به برخی از متن‌ها که آماده بود اکتفا نمی‌کردیم چون می‌دانستیم آقای عیاری سر صحنه فیلمنامه را تغییر می‌دهد، همیشه دیالوگ‌ها را کم و زیاد می‌کردند و این کاملا برای ما واضح و روشن بود که تغییرات همیشه در متن لحاظ خواهد شد. البته این تغییرات در جهت تکامل و غنای کار صورت می‌گرفت، به هر حال آقای عیاری در شیوه ‌کاری خود نابغه هستند.

بازیگر هم اگر عاشق و شیدای کارش باشد در هر زمان با هر تغییراتی خودش را وفق می‌دهد. زمان سریال امام علی (ع) آقای میرباقری 2 صفحه دیالوگ جدید سر صحنه نوشت،‌ همانجا دیالوگ‌ها را سریع حفظ کردم، به هر حال این حرفه ‌ماست و من آن را دوست دارم و از تمام سختی‌ها و شیرینی‌های آن در مسیر باروری نقش لذت می‌برم.

نوع لباس و چهره‌آرایی چقدر به شما در مسیر ایفای نقش کمک کرد؟

به هر حال مسلم است که نوع پوشش و البسه آن زمان به حس و حال بازیگر برای درک فضا و موقعیت مدد می‌رساند. گریم و لباس نیز مانند اعضای یک گروه که در هدفی مشترک هستند برای رسیدن به آن هدف‌ غایی که ایفای نقش است، تاثیرات ویژه خود را دارند. در طراحی و نوع پوشش لباس زنان آن مقطع زمانی آرامش و راحتی را به آسانی می‌توان لمس کرد. این روزها به سبب ماشینی شدن زندگی تغییرات در زندگی آدم‌ها دوچندان شده است، حتی آرامش و راحتی نیز از لباس‌ها رخت بربسته است، شما تاثیرات آن را در رفتار مادرهای امروزی می‌بینید که خیلی بی‌خیال شده‌اند.

بخشی که قریب در روستای گرگان به همراه سایر کودکان آبادی مریض می‌شود ما می‌بینیم که مادرهای روستایی عجز و ناله می‌‌کنند اما مادر قریب خیلی عادی با بیماری پسرش برخورد می‌کند، این تفاوت واکنش‌ها از کجا نشات می‌گیرد؟

البته مادر قریب ناراحتی خود را نشان داد ولی خود کارگردان خواست که بنده مانند سایر مادران روستایی اشک و ناله راه ‌نیندازم. آقای عیاری اعتقاد داشتند مادر دکتر آدم محکمی است و به این سادگی‌‌ها از خود ضعف نشان نمی‌دهد و جلوی بچه اشک نمی‌ریزد.

بده‌بستان شما با بازیگران خردسال طبیعی درآمده، چگونه با این بچه‌ها کنار آمدید؟

من آن 2 کودک را دوست داشتم و احساس می‌کردم بچه‌های خودم هستند. کار کردن با بچه‌ها به هر جهت یک‌سری سختی‌هایی به همراه دارد که بازیگر باید با صبر و حوصله با آنها برخورد کند. به هر حال راهکارهای حسی و عاطفی در ارتباط برقرار کردن با کودکان نقش بسزایی ایفا می‌کنند. اگر این ارتباط حسی و عاطفی را با بچه‌ها برقرار نکنید، ماحصل کار به دل مخاطب نمی‌نشیند.

اغلب سکانس‌ها با «مهران رجبی» همبازی هستید، تعامل و همیاری دو نفره شما در باورپذیری نقش پدر و مادر دکتر چگونه رقم خورد؟

ایشان نقش یک پدر خوب و ایده‌آل را ایفا می‌کردند که همیشه نگران فرزند خود هستند. به ‌هر حال عواطف و احساسات پدرها نسبت به فرزندان درونی‌تر است. آقای رجبی خیلی روان و بی‌شیله پیله بازی می‌کنند و آدم را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند. ایشان به نقش خود خیلی علاقه داشتند و به تمام جزییات کار اهمیت می‌دادند، در نتیجه بنده هم به عنوان بازیگر مقابل تلاش کردم که این حساسیت و بده بستان حسی رو به اوج و تکامل حرکت کند.

یکی از شاخصه‌های کارگردانی عیاری که به آن شهره است، برداشت‌های فراوان و متعدد است، این شیوه برای هنرپیشه خستگی و فرسودگی به همراه ندارد؟

وسواس ایشان برای ضبط نماها بسیار است. در یکی از سکانس‌های آن‌قدر از گاری پیاده و دوباره سوار شدیم که دستم خراش برداشت. به‌ هر ‌حال حضور سیاهی لشکر و درست انجام ندادن وظیفه‌شان خواه ناخواه تعداد برداشت‌ها را بالا می‌برد. آقای عیاری هم تا آن پلانی که خودش در‌ نظر داشت نمی‌گرفت، برداشت‌ها را تکرار می‌کرد. الان که سریال را می‌بینم نتیجه این برداشت‌های فراوان را درک می‌کنم. صحنه‌ها خیلی طبیعی و باورپذیر شده‌اند، حتی سیاهی‌لشکرها درست رفتار می‌کنند. کارگردان هم می‌خواست همه چیز طبیعی و واقعی دربیاید. به ‌نظرم یک زندگی واقعی در این سریال جریان دارد.

بازتاب کار را میان همکاران خود و مخاطبان چگونه دیده‌اید؟

سریال تاثیر مثبتی بر مردم گذاشته و آنان «روزگار قریب» را مجموعه روان و قابل فهمی ارزیابی می‌کنند و حتی آن‌را بهترین سریال این روزهای تلویزیون معرفی می‌کنند، به‌خصوص بخش‌هایی که داستان به‌صورت فلاش‌بک در گذشته روایت می‌شود، این قسمت‌ها را خیلی پسندیده‌اند البته ایثارگری، گذشت و انسانیت دکتر قریب را در زمان پیری و کسالت  نیز ارج می‌گذارند.

علی احسانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها