حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
داستان فیلم در محله فقیرنشینی در حومه ژوهانسبورگ جریان دارد و فیلمساز از همان ابتدا بر محرومیت اجتماعی این منطقه و فقر ساکنان آن تاکید دارد. از سوی دیگر، ساختمان های بلند و زیبای مناطق مرفه ژوهانسبورگ همواره در پس زمینه این منطقه محروم به چشم می خورد و از این طریق فیلمساز قصد داشته ضمن اشاره به اختلاف های طبقاتی و اختلاف فاحش سطح زندگی بین طبقه های مختلف مردم ، بخش زیادی از شرارت ها و بزهکاری های ساتسی و دار و دسته اش را در ارتباط و ناشی از فقر و شیوه زندگی آنها معرفی کند.
در ضمن فیلمساز تاکید زیادی بر خشونت و بی احساس بودن شخصیت اصلی داستان دارد تا در نقطه عطف فیلم ، جایی که او کودک را در صندلی عقب خودروی دزدیده شده پیدا می کند، ایده اصلی فیلمش را منتقل کند. این که انسان ها، هر چقدر هم خشن و بی رحم و به ظاهر عاری از خصلت های انسانی ، قابلیت این را دارند که در شرایطی خاص ، خصلت ها و ویژگی های انسانی از خود بروز دهند. ضمن این که فیلمساز این تحول ساتسی را به صورت تدریجی و قدم به قدم به نمایش می گذارد و این طور نیست که او از شمایل یک آدم بد، ناگهان به فردی خوب و خوش نیت تبدیل شود. فیلم بر این نکته تاکید دارد که شرایط پیرامون انسان ها و نوع زندگی شان تا چه حد در اعمال و رفتار آنها تاثیر دارد و این که همیشه امکان این هست که با عوض شدن شرایط و قرار گرفتن در موقعیتی دیگر، آدم ها رفتاری دیگرگونه و متفاوت از خود نشان دهند. ضمن این که فیلم در فلسفه خود خشونت را ذاتی آدم ها نمی داند و آن را برآمده از شرایط و موقعیت های ویژه اجتماعی و تربیتی می داند.
گذشته از اینها، فیلم به لحاظ ساختاری و سر و شکل ، اثری قابل قبول در مقیاس های سینمای آفریقای جنوبی محسوب می شود. فیلمبرداری فیلم یکی از نقاط قوت آن است و مهم تر از آن تدوین فیلم که بخش عمده ای از جذابیت روایی فیلم ناشی از ضرباهنگ پذیرفتنی آن است که تدوین در این میان نقش عمده ای دارد. بازی پرسیلی چوئن یاگائه در نقش ساتسی چشمگیر است و زیباتر از آن بازی درخشان تری فتو در نقش میریام که بخش عمده ای از بار عاطفی و حسی فیلم بردوش اوست.
مسعود ثابتی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....