مجازات چیست؟
اصولا پدیده بزه، جرم و جنایت با خلقت بشر شروع شده است. سیر تکامل ملل و وجود فرهنگها و موقعیتهای خاص در تغییر مفهوم بزه، جرم و کیفیت ارتکاب آن موثر بوده است و به تبع آن حسن و قبح برخی از اعمال به لحاظ ادوار تاریخی، با توجه به ارزشهای مذهبی، اخلاقی و اجتماعی متفاوت است، مثلا مجازات قتل عمد، اعدام است، ولی کشتن شخص در مقام دفاع، قابل تحسین.
درباره سیر تحول در تعیین و چرایی مجازات بیشتر توضیح دهید.
آنچه که مشخص است و مطالعات علمی نشان میدهد این که مثلا در یونان باستان علت ارتکاب بزه را تقدیر و سرنوشت میدانستند و معتقد بودند که سرنوشت و تقدیر و وجود نفوذ اراده نیروهای مرموز در یک فرد باعث ارتکاب به جرم وی میشود و متقابلا شکنجه جسمی روانی بزهکار را باعث تسکین خشم خدایان و تزکیه نفس مجرم میدانستند که با تغییرات اجتماعی این گونه داوری دستخوش تغییر شد، سقراط بر این باور بود که جنایت، ثمره نادانی و جهل است و افلاطون وقوع جرم را تابعی از فقر و ثروت میداند و ارسطو اوضاع جسمی و روانی فرد را در جرمزایی متذکر شد. بعد از ظهور اسلام برخورد با مجرم برای تشفی خاطر زیاندیده و بازمانده، دفاع از امنیت اجتماعی و اصلاح بشر و انسان قلمداد شد.
وقوع یک جرم متاثر از چه عواملی است؟
در تاثیر و علل اثرگذار وقوع جرم، نظرات متفاوتی وجود دارد. با این همه، همه در این عوامل اتفاق نظر دارند، چگونگی گذران دوران طفولیت، نوجوانی، بزرگسالی، عوامل ارثی، اقتصادی، فرهنگی و اعتیاد میتوانند در جرمزایی موثر باشند، البته عدهای هم میگویند، مجرم بیمار است و باید او را درمان کرد.
پس مجرم بیمار است؟
البته ممکن است مجرمانی هم باشند که بیمار باشند، مثل کسانی که بیمار جنسی هستند یا مجرمانی که اختلالات روانی دارند که اغلب ریشههای اجتماعی دارد. شما مطمئن باشید با وجود حوادثی که در عراق میگذرد در آیندهای نه چندان دور نسلی از کودکان امروز به جوانان خشن تبدیل میشوند.
آیا با توجه به آنچه که گفتید هر مجرمی را باید مجازات کرد؟
بالاخره از ابتدای خلقت خوب بودن و بد بودن مفهومی ارزشی و ضدارزشی داشته است؛ بنابراین اگر نتوانیم اجتماع را به دفاع در مقابل بزه و جرم وادار کنیم به اصطلاح سنگ روی سنگ بند نمیشود. باید توجه داشت در قوانین امروزی بزهکار به عنوان یک فعل خلاف قاعده و قانون و اراده جمعی بایستی به لحاظ زیانی که به حیثیت شخص و به تبع آن به اجتماع وارد میکند، مجازات شود که اولا دیگران از آن پند بگیرند، ثانیا خسارت جرم دیده توسط مجرم جبران شود و ثالثا مجرم متنبه شود.
آیا مجازاتها، دستهبندی شدهاند؟
دستهبندی مجازاتها بر مبنای جرایم، انجامپذیر است. معمولا در جوامع مترقی یک قانون مجازات عمومی با کلیات قانونی درخصوص تعاریف و عناوین قانونی در قانون مجازات کیفری وجود دارد که انواع جرایم را تقسیمبندی میکند، در قوانین فعلی ما که تا حدودی با سایر قوانین کشورها تطبیق دارد، اصولا جرایم را به جرایم بر علیه تمامیت جسمانی اشخاص، جرایم بر علیه اموال و مالکیت، جرایم بر علیه اخلاق و عفت عمومی، جرایم جنسی، جرایم برعلیه نظم و آسایش عمومی، جرایم بر علیه امنیت کشور، جرایم سیاسی و دستهبندیهای ناشی از آنها تقسیم میشود. در قانون فعلی ما، در بدو ورود به مجموعه قوانین کیفری، اصولا مجازات را بر مبنای جرایم تقسیم کرده که جرم به فعل یا ترک فعلی گفته میشود که قانونگذار برای آن فعل یا ترک فعل مجازاتی تعیین کرده است. در نظر داشته باشیم هرعملی جرم نیست، بلکه آن چیزی بزه و جرم تلقی میشود که قانونگذار برای آن مجازات تعیین کرده باشد.
آیا مجازات مجرم به تنبه فرد میانجامد؟
در بعضی از موارد همانگونه که تجربه بشری حکایت دارد انجام مجازات سنگین هیچگاه ثمربخش نبوده است، بلکه نوع تفکر در برخورد با مجرم و جرم حائز اهمیت است که مطمئنا با توجه به تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، تاریخی و ... قابل تغییر است.
البته به نظر میرسد قانونگذار و افراد مجری قانون بایستی در مجازات مجرم بیش از آن که به جنبه تنبه آن نظر داشته باشند به علل وقوع جرم دقت کنند، مثلا در محیطی که اقتصاد رونق ندارد، زمینه برای انجام بزه فراهم میشود؛ البته این گفته، دلیلی برای میدان دادن به مجرم نیست، بلکه بایستی همه عوامل از جمله عوامل اجتماعی را درباره بزهکار مدنظر قرار داد.
در قانون مجازات اسلامی ما که متخذ از فقه امامیه میباشد در برخی از موارد با عنایت به شرایط سنی و اجتماعی ممکن است مجرم از مجازات معاف گردد؟ بله مثلا درباره حد سرقت در برخی موارد سارق مستوجب حد نخواهد بود، مثلا اگر سارق در سال قحطی سرقت کند مستوجب حد نیست یا اگر سارق پدر صاحب مال باشد مستوجب حد نیست، پس دیدگاه فقهی و اسلامی نسبت به واژه جرم و مجازات یک دیدگاه انتقامجویانه نیست، بلکه هم قصد تنبیه دارد، هم قصد تنبه و در نهایت اصلاح بشر.
این مساله در کشورهای دیگر چگونه است؟
در قوانین کشورهای اروپایی معمولا در طول گذر زمان یک بازنگری کلی نسبت به قانون مجازات خود صورت میگیرد که در نتیجه بسیاری از مجازاتها تغییر میکنند، گاهی سیاهه مجازات تخفیف و گاهی تشدید مییابد.
مثلا در جامعه کنونی ما با نصب دوربینهای اتوماتیک در بزرگراهها قطعا رانندگان به لحاظ این که همیشه در کنترل هستند و وقوع یک تخلف را نمیتوانند انکار کنند و سیستم کنترل پنهان نگاه اجتماع را بالای سر خود ببینند از وقوع این بزه و جرم صرف نظر میکنند که قطعا بسط چنین مراتبی میتواند در کاهش جرایم موثر باشد.
فضایی که مجرم باید در آن تحمل مجازات کند باید چگونه باشد؟
بحث محبس و زندان بحث مفصلی است، مثلا در برخی از کشورهای اروپایی مجازاتها در قالب وادار کردن مجرم به امور عامالمنفعه اجرا میشود، یا این که شخص روزها به سر کار میرود و باید شبها در زندان باشد یا این که در پایان هفته مجرم برای متنبهشدن بایستی در زندان به سر ببرد، قطعا میبایست درباره مجرمین هنگام تحمل مجازات از روشهای اصلاحی و تربیتی و درمانی استفاده شود که میتوان درمحیط بسته زندان، زندانهایی با محیط باز، زندانهای با کار، زندانهای بدون مراقب و سایر روشها و متدهایی که در کشورهای دیگر تجربهشده از آنان استفاده کرد، مسلم بدانید که هرچه محیط زندان خشنتر باشد درباره برخی از اشخاص نتیجه معکوس دارد. قطعا درباره مجرمین مواد مخدر چنانچه این برخورد و دفاع اجتماعی در قالب زندان صرف باشد، درباره شخص معتاد به عنوان یک بزهکار، نتیجه معکوس دارد اما اگر همین شخص در کنار زندان از روشهای درمانی و متدهایی که اخیرا حتی در اجتماع ما هم رونق یافته مقرون و همراه باشد، مسلما نتیجه مطلوب را خواهد داشت.
کدامیک از این روشها در کشور ما انجام شده است؟
آنچه که آمار و اطلاعات منتشره میگوید پس از قطعیت حکم در برخی از زندانها اشخاص با توجه به حرفه و کاری که قبلا داشتهاند میتوانند در زندان شروع به کار و حتی کسب درآمد کنند. آمارهای موجود زندانیان در ایران، با توجه به استانداردهای جهانی به غیر از محاسبه تعداد محبوسین مواد مخدر و بدهکاران مالی فاصلهای وجود ندارد. استاندارد و شاخصه تعداد زندانی در حالت معمول اجتماعی بین جرمشناسان یک در هزار است، یعنی در یک جمعیت 70 میلیونی باید 70 هزار زندانی وجود داشته باشد که در کشور ما صرفنظر از زندانیان مواد مخدر و زندانیان مالی این رقم تقریبا در حد استاندارد است. مثلا در امریکا رقم زندانیان حدود 3 میلیون نفر میباشد که با استانداردهای علمی فاصله دارد، البته هر اجتماع برای خود معیارهای خاص خود را دارد.
به هر تقدیر با توجه به مشکلات اقتصادی کشور ما به نظر میرسد توجه بیشتر به داخل زندان و معیشت و کارهای جمعی و آموزش در حین زندان نتایج مطلوبی خواهد داشت، آنچنان که حتی در زندان کلاس نهضت سوادآموزی برای بیسوادان دایر گردیده که قابل تقدیر است و بایستی با برنامهریزی و بهرهوری از افراد متخصص بتوان نتایج مطلوب را تحصیل کرد.
فکر میکنید ضرورتی به بازنگری مجازاتها باشد؟
بله، زیرا نحوه بازنگری در مجازات نشاندهنده تحول اجتماعی و پیشرفت عموم مردم نسبت به اتفاقات پیرامون خود دارد. آنچه که اکنون در کشورهای جهان به عنوان مکتب دفاع اجتماعی یا سایر مکاتب ناشی از آن برداشت میشود، این است که اجتماع برای زجرکش کردن، تنبیه صرف و... مجرم را مجازات نمیکند، در نهایت نگاه انسانی به آن دارد که مجرم را بایستی مداوا کرد تا به دامن اجتماع برگردد.
هرگاه بتوانیم لیست جرایم را کاهش دهیم بسیاری از مجازاتها از قوانین کیفری حذف خواهد شد به نظر میرسد جرح و تعدیل نسبت به این امور یعنی تغییر لیست جرایم، لازم، بلکه واجب است.