سابرینا بالاخره برمی‌گردد

«10 سال از گم شدن «سابرینا» دختر کوچک ما می‌گذرد و او دیگر نوزادی که ما به یاد می‌آوریم نیست. در طول این سال‌ها او حتما تجارب زیادی کسب کرده و با خانواده جدیدش به محل‌های مختلف مسافرت کرده است. حتی یک روز هم در زندگی ما وجود ندارد که درباره سابرینا فکر نکنیم. هر جا که می‌رویم و هر مسافرتی که می‌کنیم حتما برای او هم که اکنون 10 سال دارد یادگاری می‌خریم تا روزی که پیدایش کردیم همه آنها را به او هدیه بدهیم و بگوییم در طول 10 سالی که گم شده بود حتی یک روز هم از یاد ما نرفته بود.»
کد خبر: ۱۶۲۲۰۳

 خانواده «اینزبرگ» وقتی دختر کوچکشان «سابرینا» تنها 5 ماه داشت، او را گم کردند. ماجرای گم شدن سابرینا سال 1997 از تلویزیون‌های امریکا به طور متعدد پخش شد. عکس‌های او مدام در تلویزیون نشان داده می‌شد و از مردم درخواست می‌شد اگر کوچکترین اطلاعاتی درباره این کودک دارند، حتما با پلیس تماس بگیرند.

خانم «مارلین» و آقای «استیو» اینزبرگ به عنوان والدین سابرینا بارها و بارها در تلویزیون حاضر شدند و از کسی که احتمالا کودکشان را ربوده بود، خواستند او را تحویل دهد و حتی مژدگانی دریافت کند. آنها به هر راهی که به نظرشان می‌رسید متوسل شدند تا شاید بتوانند بار دیگر کودک خود را در آغوش بگیرند که با وجود گذشت 10 سال هنوز هیچ اطلاعی از سابرینا که اکنون دختری 10 ساله است به دست نیامده و اثری از او نیست. «سابرینا کودک سوم ما بود.

در آن زمان ما «ویلیام» 9 ساله و مونیکا «5» ساله را داشتیم که صاحب سابرینا شدیم. او دختر بسیار باهوش و تیزی بود که خیلی زود جای خودش را در خانواده باز کرد. من او را در اتاق خوابش در طبقه دوم منزلمان می‌خواباندم که دقیقا کنار اتاق ما بود. در طول شب هرچه سابرینا بزرگتر می‌شد دفعات کمتری از خواب می‌پرید و در نتیجه من کمتر سراغ او می‌رفتم. شبی که او را دزدیدند به خوبی به یاد می‌آورم. برای آخرین بار من حدود ساعت 12 شب سراغ سابرینا که در تختش به تنهایی خوابیده بود رفتم و پتو را روی او کشیدم. وقتی ساعت 5/6 صبح بیدار شدم مثل همیشه سراغ سابرینا رفتم. وقتی با تخت خالی او مواجه شدم بلافاصله استیو را صدا زدم و با پلیس تماس گرفتیم. یک نفر سابرینا را از روی تختش برداشته و او را دزدیده بود.» زمانی که ماموران پلیس تماس خانواده اینزبرگ را دریافت کردند بلافاصله به محل اعزام شدند.
دزدیده شدن کودکی از داخل تختش موردی نبود که آنها بتوانند به راحتی از آن بگذرند. وقتی پلیس وارد منزل این خانواده شد تمام جزئیاتی که آنها ارائه دادند را یادداشت کرد. اولین چیزی که به ذهن ماموران پلیس حاضر در محل رسید آن بود که این زوج هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دادند. به نظر آنها کسی که فرزند 5 ماهه‌اش را ناگهان از دست داده باشد و نداند که چه سرنوشتی در انتظار اوست، باید عکس‌العمل احساسی از خود نشان دهد، اما درباره خانم مارلین وآقای استیو این‌طور نبود. آنها در خونسردی کامل به سوالات پلیس پاسخ می‌دادند و حتی لحظه‌ای که از تلویزیون و شبکه‌های خبری برای تهیه گزارش وارد منزل آنان شدند فیلمی وجود دارد که نشان می‌دهد، استیو پدر سابرینا رو به یک خبرنگار لبخند می‌زند و هیچ نشانی از ناراحتی در چهره او وجود ندارد. «ما هر اطلاعاتی که پلیس لازم داشت را به آنها دادیم.

همان‌طور که هر دوی ما به یاد می‌آوردیم ما فراموش کرده بودیم که در پارکینگ را قفل کنیم و آن را تا شب باز گذاشتیم. تصوری که هر دوی ما داریم این است که فردی با استفاده از باز بودن در پارکینگ نیمه‌‌های شب وارد منزل ما شده و به طبقه دوم رفته و بدون سر و صدا سابرینا را از داخل تختش برداشته است. این تنها فرضیه‌ای است که می‌تواند در مورد گم شدن سابرینا درست باشد. تصور کنید من و شوهرم که هر دو از گم شدن دخترکمان به شدت شوکه هستیم و حتی یک کلمه از حرف‌های اطرافیانمان را نمی‌توانیم قبول کنیم و تمرکز نداریم تنها چند روز بعد از گم شدن سابرینا به مظنون پلیس تبدیل شدیم.

ماموران ادعا می‌کردند چهره‌های ما سردتر از آن بوده است که ناراحت از دست دادن فرزندمان باشیم و این یکی از ضربه‌های بزرگ دیگری بود که پس از دزدیده شدن دخترمان به ما وارد شد. غم از دست دادن سابرینا به اندازه کافی برایمان سنگین بود که تهمت دیگری هم به ما وارد شد. انگار همه چیز دست به دست هم داده بود تا ما را نابود کند.» وقتی برنامه‌های متعددی از گم شدن سابرینا تهیه شد شبکه‌های مختلف با والدین سابرینا چندین مصاحبه ترتیب دادند. در این مصاحبه‌ها این زوج با خونسردی کامل و بدون کوچکترین اثری از نگرانی روبه‌روی دوربین حاضر شده و شروع به صحبت کردند. آنها مدعی بودند حتما شخصی که بچه‌دار نمی‌شده و احتیاج شدید به کودک داشته است، سابرینای آنها را دزدیده و با خود برده است تا بزرگ کند.

در همین حال تلاش گسترده ماموران پلیس و زیر نظر گرفتن تمام منطقه پیدا شدن سابرینا را به بن‌بست رسانده بود و هیچ اثری از او به دست نیامده بود. سوالات متعددی در ذهن پلیس وجود داشت که نمی‌توانستند جوابی برای آنها پیدا کنند. به گفته یکی از همسایه‌های این زوج آنها صاحب سگ خانگی بودند که نسبت به ورود هر کسی به حیاط خانه آنها حساسیت نشان می‌داد و پارس می‌کرد و این عجیب به نظر می‌رسید که چطور این سگ نیمه‌های شب به ورود فردی که این خانواده ادعا می‌کنند فرزندشان را دزدیده است هیچ عکس‌العملی نشان نداده و سر و صدایی نکرده است. این یکی از سوالاتی است که در ذهن پلیس همواره بی‌جواب باقی ماند و هیچ توضیحی برای آن ارائه نشد. از سوی دیگر مدرک دیگری نیز وجود دارد که پلیس آن را در پرونده این زوج قرار داده است. دو روز پس از گم شدن سابرینا و در حالی که تلفن منزل آنها به خاطر تماس احتمالی فردی که فرزندشان را دزدیده بود توسط پلیس کنترل می‌شد استیو با برادرش در حال صحبت بود.

مکالمه او با برادر بزرگترش که وکالت خوانده بود طولانی شد و پلیس که خط آنها را کنترل می‌کرد متوجه شد دو بار فردی با تلفن منزل آنها تماس گرفت و به خاطر اشغال بودن تلفن آنها در حال انتظار باقی ماند. از نظر پلیس برای خانواده‌ای که نگران وضعیت کودک گم شده خود هستند هر تماسی می‌تواند نشان‌دهنده خبری از فرزندشان باشد، پس چطور ممکن است پدری بی‌خیال در حالی که با برادرش صحبت می‌کند حتی زحمت جواب دادن به تلفن فردی که روی خط او آمده است به خود ندهد و بی‌اهمیت به مکالمه خود ادامه دهد؟ در طول چند ماهی که پرونده سابرینا به شکل گسترده‌ای دنبال می‌شد خانواده اینزبرگ هرگز نتوانستند این ابهامات را از ذهن ماموران پلیس دور کنند و همچنان به عنوان مظنونانی که در عین حال هیچ مدرک قطعی علیه آنها وجود نداشت، باقی ماندند.

«در طول 10 سالی که از گم شدن سابرینا می‌گذرد بارها و بارها خواب دیده‌ام که او پیدا شده و بار دیگر در آغوش گرفتمش. در این سال‌ها چندین بار پلیس نسبت به پیدا شدن دختر بچه‌هایی که والدین نامشخص داشتند با من تماس گرفتند و هر بار آزمایش‌هایDNA   نشان داد هیچ‌کدام از آنها سابرینای کوچک ما نیست. نمی‌توانید تصور کنید از دست دادن فرزند در 5 ماهگی چقدر سخت و هولناک است. اما ما امید خود را از دست نمی‌دهیم و برای شایعات اهمیتی قائل نیستیم. ما می‌دانیم سابرینا بالاخره یک روز به خانه برمی‌گردد و ثابت می‌کند ما در گم شدن او هیچ نقشی نداشتیم».

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها