حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وضعیت کیسه نشان میداد احتمالا جسدی در آن قرار دارد، چراکه خون بسیار زیادی در آن جمع شده بود، باز شدن در کیسه این فرضیه را تایید کرد؛ چراکه ماموران جسدی مثله شده را در آن یافتند.
در ادامه بازپرس ویژه قتل در جریان این کشف خونین قرار گرفت و به دستور وی جسد مثله شده، به پزشکی قانونی انتقال یافت و بررسیها برای مشخص شدن هویت مقتول و چگونگی به قتل رسیدن وی آغاز شد.
پلیس در کمتر از 24 ساعت در جریان مفقود شدن مردی قرار گرفت که خانوادهاش مدعی بودند برای رفتن به سر کار از خانه خارج شده و بازنگشته است. این مرد جوان که احمد نامیده میشد صبح برای رفتن به سر کار از خانه خارج شده بود، اما هنگام ظهر که به طور معمول برای صرف ناهار به خانه برمیگشت، نیامده بود. ماموران برای بررسی تمامی احتمالات ازجمله قتل دست به کار شدند. با توجه به این که مشخصات احمد مرد گمشده با مشخصات جسد یکی به نظر میرسید خانواده احمد برای شناسایی جسد به پزشکی قانونی دعوت شدند. آنها تایید کردند که جسد متعلق به احمد است، این شناسایی سرآغازی بود برای اینکه پرونده احمد در دایره جنایی اداره آگاهی مطرح شود و کارآگاهان ویژه قتل آن را به دست بگیرند.
تحقیق از خانواده احمد نشان داد، این مرد 35 ساله صبح به قصد باز کردن مغازهاش از خانه خارج شده اما ظهر مطابق معمول هر روز به خانه نیامده است. این در حالی است که در مغازه احمد باز بود بنابراین او صبح به سلامت به محل کارش رسیده و اتفاقات پس از حضور او در مغازه رخ داده است.
در شاخه دیگری از تحقیقات مشخص شد ساعاتی پس از باز شدن مغازه مردی به نام شهرام که دوستی قدیمی با احمد داشته و این اواخر دچار اختلافاتی شده بودند، حوالی مغازه احمد دیده شده است. اطرافیان احمد تایید کردند این اختلاف بارها به درگیری منجر شده و شهرام تهدیدکرده بود احمد را خواهد کشت. با شکایت خانواده احمد، مرد جوان به عنوان اولین مظنون در پرونده قتل احمد دستگیر شد.
وی بعد از کمی مقاومت سرانجام پرده از انتقامگیری خونینش برداشت و به پلیس گفت: قبول دارم که احمد را کشتم. من و احمد از دوستان بسیار قدیمی بودیم و من هرگز فکر نمیکردم روزی این دوستی تیره و تار شود. اختلاف ما 2 نفر زمانی آغاز شد که تصمیم گرفتیم با هم کار کنیم.
متهم به قتل ادامه داد: من جنس میآوردم و احمد در مغازهاش میفروخت، چند ماه بعد ما با هم اختلاف مالی پیدا کردیم، احمد پول مقداری از اجناسی که برایش آورده بودم را به من نمیداد. با این که میدانست سرمایه بسیار کمی دارم و برایم بسیار مهم است که آن پول برگردد، اما این کار را نمیکرد.
احمد حتی مرا تهدید هم می کرد و با حرفهایی که پشت سرم زده بود باعث شد دوستانم نسبت به من بدبین شوند، همین مساله کینه عمیقی را در وجودم شکل داد.
وی گفت: دیگر رفاقتی بین ما نبود و این رفاقت به دشمنی تبدیل شده بود. روز حادثه، ماشین پراید یکی از دوستانم را قرض گرفتم، مقابل مغازه احمد رفتم تا برای آخرین بار پولم را طلب کنم، اما مثل همیشه احمد منکر بدهیاش شد و به من گفت هر کاری دوستداری بکن، من هم که خیلی عصبانی شده بودم، چاقو را از جیبم بیرون آوردم و چند ضربه به او زدم. آنقدر عصبی بودم که کنترلی بر رفتارم نداشتم، وقتی بدن بیجان احمد روی زمین افتاد، فهمیدم اگر همانجا رهایش کنم، حتما دستگیر میشوم به همین خاطر جسد را مثله کردم و در کیسهای گذاشتم، بعد آن را با ماشین پراید دوستم به چند خیابان آن طرفتر بردم و همانجا رها کردم.
ماموران پلیس پس از اعترافات متهم جوان و به دستور بازپرس، وی را برای تحقیقات بیشتر به بازداشتگاه انتقال دادند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....