حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ای کرب و بلای دیده و دل ، وطنت
آماجگه تیر شقاوت ، بدنت
گفتی : پسر علی (ع ) و ننگ سازش؟!
خورشید سر نیزه ، گواه سخنت
افتاد به پای تخت شب تا سر ماه
بشکافت دل سپیده را، خنجر آه
بر بوسه گه نبی (ص ) خود چوب زدند
لاحول و لاقوه الا بالله
ای خون رگ حماسه های جاوید
ای من به فدای تو و سقای شهید
آواره بین الحرمینم چه کنم
سوی حرم ماه روم یا خورشید؟
این قبله سرخ مردم آزاده است
این مشهد دستان ز تن افتاده است
آن پرچم سرخ بر سر گنبد زر
گوید که : یزیدیان ! حسین آماده است!
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....