رای دهندگان خشمگین که دولت مشرف را عامل تشدید خشونت ، افول دموکراسی و رشد بی رویه هزینه های زندگی می دانستند حمایت خود را از احزاب نزدیک به رئیس جمهور دریغ کردند تا فضایی بی ثبات بر عرصه سیاست پاکستان سایه افکند. آنچه به این بی ثباتی دامن می زند فقدان همگرایی دو حزبی است که بیشترین موفقیت را در انتخابات کسب کرده اند.
در حالی که حزب مردم گرایشات چپی دارد حزب شریف بیشتر به راست متمایل است . علاوه بر آن دو حزب در موضع گیری های خود در قبال دولت مشرف هم اختلافاتی عمیق با هم دارند. حزب مردم خواستار همکاری با دولت مشرف و تشکیل کمیته حقیقت یاب از سوی سازمان ملل متحد برای بررسی ترور بی نظیر بوتو، رهبر فقید این حزب است در حالی که نواز که دولتش در سال 1999توسط مشرف ساقط شد با حرارت تمام طرح استیضاح رئیس جمهور را دنبال می کند.
چنانچه دو حزب پیروز انتخابات نتوانند بر سر رویکردهای اصلی دولت آینده که باید توسط آن ها تشکیل شود به اتفاق نظر برسند باید منتظر بروز دور جدیدی از بحران سیاسی در پاکستان بود.اگرچه آنان اکنون از توان کافی برای بازگرداندن قضات عزل شده دیوانعالی پاکستان به جایگاه پیشین خود و تلاش برای لغو انتخابات ریاست جمهوری اواخر سال گذشته میلادی از مجرای این دیوان برخوردار هستند اما اگر شکاف موجود در مواضع دو حزب برطرف نشود احتمال پایداری دولت مشرف قوت می گیرد.
در این بین مداخله قدرت های خارجی برای جلوگیری از سقوط مشرف می تواند به عنوان نیرویی تازه در جریان حرکت احزاب سیاسی به سوی تصمیم گیری های آینده عمل کند. غربی ها که مشرف را متحدی کلیدی و قابل اعتماد می پندارند و رغبتی به عزل او به نفع چهره ای ناشناخته که جانشین او خواهد شد، ندارند وارد میدان شده اند تا از ژنرال حمایت کنند.
آنچه در پس این تحولات آینده مشرف را رقم خواهدزد میزان همگرایی دو حزب مردم و مسلم لیگ شاخه نواز و واکنش این دو حزب به خواست های امریکا و انگلیس برای ماندن مشرف در پست ریاست جمهوری است .