حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دوستان احتمالا سری به سینما آزادی زدهاید؟ اگر نزدهاید لطفا هر چه سریعتر دست به کار شوید تا با دهانی باز مانده از تعجب بتوانید تجربه دیدن ساختمان یک سینمای مدرن و مطابق با استانداردهای روز دنیا را (حالا با کمی اختلاف البته) به دست بیاورید. 10 سال پیش وقتی سینما آزادی در آتش سوخت آه از نهاد خیلیها بلند شد. چون همین جوری هم سالن سینما کم بود و هست. بعد از آن اتفاق دیدن لاشه سوخته سینما آزادی مذاق خیلیها را تلخ میکرد. مذاق همه سینما سازها، سینما روها و سینما دوستها. بعد یک تابلو بالای سرش سبز شد که هوار روز دیگر تا بازسازی کامل سینما آزادی مانده و ما نومیدانه هی از خیابان وزراء رد شدیم و هی به تابلو نگاه کردیم و هی آه کشیدیم.
حالا همه آن روزهای تلخ به پایان رسیده تا سینما آزادی با ریخت و روزی تازه از میان آن خرابهها سر بیرون بیاورد و دلبریمان را بکند. امروز سینما آزادی 11 طبقه دارد که با پله برقی به هم وصل میشوند. در دو طبقه از این 11 طبقه دو کافیشاپ خوشگل منتظر شکم گرسنه شماست و علاوه بر همه اینها ساختمان جدید 3 طبقه مغازه دارد که هنوز معلوم نیست چه چیزهایی قرار است در آن به فروش برسد چون هنوز اجاره نرفتهاند. حالا خیلیها با دیدن این ساختمان یاد خاطرات قدیمیشان میافتند.
یاد فیلم سلام سینما محسن مخلباف که طبق معمول حرص خیلیها را در آورد. یاد فیلمهای دهه 70 با آن باید و نبایدها و اما و اگرهایشان. سینما آزادی همان سالها هم سینمای خوبی بود. یکی از بهترین سینماهای ایران که آدمهای زیادی را هر روز و شب در خودش جمع میکرد تا با هزار فکر و دغدغه کنار هم بنشینند و فیلم ببینند ولی حالا این سینما آزادی جوان پذیرای تعداد بیشتری از آدمهاست. آدمهایی که با یک جوری با ترافیک خیابان بهشتی کنار میآیند و ماشینشان را اگر در پارکینگ جا نشد هر جوری که هست یک گوشهای جا میدهند و میآیند داخل سینما تا همه رویاهای جورواجورشان را بیرون بیندازند و خیره شوند به رویایی مشترکی که روی پرده سینما شکل گرفته است. ساخته شدن سینما آزادی اتفاق خیلی خوبی است. آنقدر خوب که دیدنش پیشنهاد این هفته ماست. بروید و کیفش را ببرید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....