نمیدانم من هم باید با این جمله شروع کنم یا نه اما انگار چارهای نیست و من هم باید فیالبداهه جملهای بپردازم شبیه همان چیزی که در بالا نوشته شد؛ «جایزه گرمی یک جورهایی اسکار موسیقی لقب گرفته و آن چنان اعتباری برای خودش پیدا کرده که نگو نپرس».
2 - حالا انگار راحتتر میشود حرف زد و از خیلی چیزها نوشت که در این جایزه اتفاق میافتد و آدمهایی که تا به حال آنقدر در این مراسم جایزه بردهاند که رکورددار شدهاند، اما خوب که فکر میکنم میبینم این چیزها به ما ربطی ندارد و یک هو یاد نامزد شدن حسین علیزاده برای دریافت این جایزه میافتم و بعد یادم میآید که کیهان کلهر هم برای دریافت این جایزه کاندیدا شده و همین طوری که میروم و میروم و میروم تا یادم بیاید که این دو نفر بعلاوه استاد شجریان هم با یکی از آلبومهایشان باز هم کاندید در یافت این جایزه شدهاند و... .
3 - همه اینها را گفتم تا برسم به اینجا اگر دست خودم بود از همین جا شروع میکردم و همه چیزهایی را که تا به حال نوشتهام حذف میکردم تازه اگر دست خودم بود از اینجا به بعد را هم حذف میکردم و فقط این چند کلمه را میگذاشتم بماند.
4 - اما میبینید که دست خودم نیست و از اینجا به بعد را هم باید بنویسم، یک چیزی شبیه حکایت ما و جایزه گرمی.
5 - تا به حال ایرانیها برای دریافت این جایزه کاندیدا شدهاند، اما هنوز کسی از اهالی موسیقی نتوانسته این جایزه را از آن خودش کند، البته سالهایی هم بوده که مثل امسال اثری از آثار ایرانیها کاندیدای هیچ رشتهای در جوایز گرمی نشده است.
این اتفاق اگرچه هر از چند گاهی رخ میدهد، اما یک دلیل کاملا روشن ومشخص دارد که برمیگردد به نحوه پخش آثار ایرانی، معمولا زمانی آثاری از کشورهای دیگر به بخشهای نهایی جوایز گرمی و کاندیدا شدن در رشتههای مختلف راه پیدا میکنند که در کشور امریکا پخش شده باشند.
به همین خاطر مثلا اثری مانند «به تماشای آبهای سفید» کار مشترک حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان کاندید دریافت جایزه میشود، اما در سالی که شهرام ناظری مدام در حال جایزه و نشان گرفتن بوده خبری از او و آلبومش در این جایزه دیده نمیشود.
6 - باید دید که بالاخره چه اتفاقی میافتد و ایرانیها چه زمانی هم به اسکار دست مییابند هم به یکی از جوایز گرمی، ما که خیلی خوش بین هستیم، اما شما را نمیدانیم.
وحید عسگری