روح «تام جود»

مردها روی مسیر ریل قطار جلو می‌روند به جایی که هیچ برگشتی از آن نیست‌ نگهبان‌های بزرگراه کشیک می‌دهند مردها کنار آتش زیر پل، سوپ داغ می‌خورند.
کد خبر: ۱۶۲۰۵۴

خطوط این جان‌پناه که تا آن گوشه‌ها کشیده شده‌

به قانون جدید دنیا خوش آمد می‌گوید.

خانواده‌ها در ماشین‌های خود خوابیده‌اند در جنوب غربی‌

نه خانه‌ای، نه شغلی، نه صلحی، نه آرامشی.

بزرگراه امشب زنده است‌

اما هیچ‌کس، هیچ‌کس درباره مقصد آن شوخی نمی‌کند

من اینجا در نور آتش جان‌پناه نشسته‌ام‌

به دنبال روح تام جود می‌گردم.

کتاب دعا را از کیسه خوابش بیرون می‌آورد

واعظ ته سیگاری روشن می‌کند و به آن پک می‌زند

در انتظار روزی است که اولین، آخرین شود و آخرین، اولین‌

در جان‌پناه زیر پل،‌ در جعبه‌ای مقوایی‌

بلیطی یک سره دارد برای سرزمین موعود

تو سوراخی داری در شکمت و تفنگی در دستت‌

سرت را روی بالشی از سنگ‌های سخت می‌گذاری

و در کانال آب شهر حمام می‌کنی.

بزرگراه امشب زنده است‌

اما همه می‌دانند انتهایش به کجا می‌رسد

من اینجا در نور آتش جان پناه نشسته‌ام‌

به دنبال روح تام جود می‌گردم.

حالا تام می‌گوید: ماما!

هرجا که پلیس یکی رو آش و لاش می‌کنه‌

یا یه بچه گرسنه گریه می‌کنه‌

هرجا که جنگ خون و تنفر در فضاست‌

ماما! بگرد دنبالم، من اونجام

هرجا که یکی برای یه تیکه زمین می‌جنگه‌

یا برای کار یا برای کمک‌

هرجا که یه نفر می‌جنگه تا آزاد بشه‌

ماما! نگاه کن به چشم‌های اونا

منو می‌بینی اونجا

بزرگراه امشب زنده است‌

اما هیچ کس، هیچ کس درباره مقصد آن شوخی نمی‌کند

من اینجا در نور آتش جان‌پناه نشسته‌ام‌

در کنار روح «تام جود» پیر.

ترانه‌ای از استین‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها