حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او توانست جایزه بهترین خواننده راک، بهترین گروه موسیقی راک با اثر روزی روزگاری در غرب و بهترین آهنگ راک را از آن خود کند. این هنرمند در طول چهار دههای که از فعالیتش بهعنوان آهنگساز، خواننده و ترانهسرا میگذرد جوایز بسیاری به دست آورده و آلبومهای پرفروشی را منتشر و کنسرتهای بسیار موفقی را اجرا کرده، اما شهرت او فقط به این دلایل نیست.
بروس اسپرینگاستین یکی از آخرین بازماندگان نسلی است که شیوه کار آنها با عنوان موسیقی اعتراض شناخته میشود و چهره معروفی همچون باب دیلن سردمدار آنهاست. هرچند استین بارها با دیلن مقایسه شده با این حال نشاندن این دو چهره موسیقی در کنار هم به عنوان شاخههای یک حرکت موسیقایی کار اشتباهی است چون هر یک از آنها راه خود را میروند و موسیقی اعتراض را بر اساس افکار، دیدگاهها و شکل خاص موسیقی خود دنبال میکنند. بر خلاف دیلن که دیگر آن شر و شور دوران جوانی را ندارد و صدای اعتراضهایش آرامتر شده، استین هنوز همان هنرمندی است که سالها از تبعیضهای موجود در کشور امریکا گفت، زندگی کارگران معادن یا مزارع پنبه را روایت کرد، از درد و رنج سربازهایی خواند که به جنگهایی فرستاده میشوند که حتی دلیل آن را نمیدانند و داستان مردانی را روایت کرد که جانشان را بر سر عقیده خود گذاشتند.
استین در دوران فعالیت خود به عنوان یک آهنگساز و خواننده همیشه نسبت به رویدادهای سیاسی و اجتماعی اطراف خود بسیار حساس بود و علاوه بر اینکه در ترانهها و آهنگهایش به این موضوعها میپرداخت با عملکرد خود نیز در عرصه سیاسی و اجتماعی حضور فعال داشت.
این خواننده در انتخابات دوره گذشته ریاست جمهوری ایالات متحده یکی از چهرههای اصلی گروهی از هنرمندان بود که به شدت با جورج بوش مخالفت میکردند. او با برپایی کنسرتهای متعدد و اجرای ترانههای ضدجنگ خود تلاش فراوانی کرد تا از انتخاب مجدد بوش جلوگیری کند.
پیش از آن و در سال 2000 نیزآهنگی با نام پوست امریکایی سروده بود که قصد داشت آن را در باغ مدیسون اسکوئیر اجرا کند؛ آهنگی انتقادی و گزنده درباره پلیس نیویورک که به فردی غیرمسلح به نام آمادو دیالو شلیک کرده بود و همین موضوع باعث شد پلیس نیویورک تقاضا کند که کنسرت او لغو شود.
بروس اسپرینگ استین در آخرین آلبوم خود با نام جادو که موفق شد سه جایزه گرمی را به دست بیاورد باز هم به سراغ همین مفاهیم رفته است. او در سومین ترانه این آلبوم که باز هم به جنگ مربوط است سرگذشت دو دلداده را روایت میکند که جنگ، آنها را برای همیشه از هم جدا کرده است:
کشتی آزادی من دور میشود
در افقی به قرمزی خون رنگ
نگهبان، دروازهها را گشود
و سگهای وحشی را رها کرد
البته این اولین بار نیست که اسپرینگ استین نسبت به جنگ امریکا در عراق و افغانستان واکنش نشان میدهد. او سال گذشته نیز آلبومی منتشر کرد که شیاطین و غبار نام داشت و اولین آهنگ این آلبوم با همین نام، داستان سربازی بود که در میان میدان جنگ نمیدانست فشار دادن ماشه و شلیک کردن به هدفهای پیش رویش کار درستی است یا نه:
انگشتم را گذاشتهام روی ماشه
اما نمیدانم به چه کسی اعتماد کنم
فقط شیاطین و غبار را میبینم
وقتی به چشمهایت نگاه میکنم
بابی ما از خانه خیلی خیلی دوریم
خانه از ما خیلی خیلی دور است
حس میکنم باد کثیف را
بادی که میوزاند شیاطین و غبار را
حمیدرضا کردلویی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....