به تعبیر هیچکاک همان «شهربازی» که تجربههایی مثل سقوط از ارتفاع را بدون ضررهای سقوط واقعی برایمان امکانپذیر میسازد. با همه این احوال این برنامه را نمیتوان به طور متمرکز از این دید مورد ارزیابی قرار داد؛ چراکه کاملاً با هدف علمی ساخته شده و به گونهای که مناسب پخش از شبکه آموزش باشد.
اما از آنجا که ترکیبی از تصاویر و گفتار و موسیقی است نمیتواند از صبغه هنری اگرچه در حداقل نیاز خالی باشد. در واقع جمع درست میان اقتضائات هنری و علمیرسانه است که میتواند موفقیت لازم را برای چنین برنامهای به ارمغان بیاورد.
همانطور که اشاره شد، موضوع برنامه به خودی خود آمادگی زیادی برای رفع بخشی از نیاز هنری مطلوب دارد. موسیقی و تصاویر هم گرچه ساده و نه چندان حرفهای با هم ترکیب و تدوین شدهاند اما اگر تأثیر مورد انتظار را ندارند دستکم صدمهای به موضوع اصلی وارد نمیکنند و در واقع حداقل خوبی محسوب میشوند؛ حداقلی که برای یک مستند آموزشی کوتاه تلویزیونی که مخاطب خود را هم از پیش گزینش کرده میتواند کافی باشد.
اما از جنبه علمی، بار اصلی به دوش گفتار روی تصاویر است. متن نسبتاً سنگینی برای تشریح حالات و کیفیات اجرام آسمانی انتخاب شده. شکی نیست که مخاطبان برنامه مسلط بر موضوع مورد بحث نیستند و برنامه قرار است برای علاقهمندانی که در این زمینه اطلاعات کافی ندارند حکم آموزش داشته باشد.
پس سادگی و بیان واضح و قابل فهم به همراه توضیحات و مثالهای کمک آموزشی مورد نیاز، فاکتور مهمیبرای نیل به هدف اولیه خواهد بود. سرعت خوانش گوینده و ریتم تند تدوین هم به این نقطه ضعف افزوده و کیفیت برنامه از این جنبه، فدای کمیت زمانی آن شده است. ولی نقطه قوت برنامه که اشاره به آن ضروری است، هدفمند بودن سیر گفتارها از ابتدا تا انتها با وجود محدودیت زمانی برنامه است. کیهانشناسی در این برنامه، بهانهای برای بیان بسیاری حقایق پنهان عالم و جزئیات روابط عوالم سماوی شده است.
البته این مهم هم خوشبختانه در لایه پنهان و زیرین برنامه قرار گرفته است و با دقت دوباره در پیوند منطقی جملات و سیر کلی گفتار آموزشی برنامه میتوان به آن پی برد. کیهانشناسی بخوبی از پس این مرز باریک و مشکل میان «پیام داشتن» و «پیام دادن» برآمده. پیام دارد اما پیام نمیدهد و همین «داشتن» هم به لایه اول و آموزشی برنامه، لطمهای وارد نمیکند.
کمبضاعتی و کوتاهی مدت زمان برنامه «کیهانشناسی» در بین برنامههای مختلف سیما این حسرت را به وجود میآورد که کاش در تلویزیون بیشتر به این موضوع علمی جذاب و تأثیرگذار پرداخته میشد؛ دانشی که محدودهاش منحصر به حوزه خودش نیست و بسیاری از معماهای به ظاهر غیرمرتبط با دایره مباحث خود را پاسخ میدهد (این ویژگی منحصر به فرد علم نجوم است) و از همه مهمتر به مثابه مثالی جامع و روشن، ارتباط قابل تأملی میان هستی (زمین و آسمان) و هستی بخش آن برقرار میکند.
آزاد جعفری