خشم، سرکوب‌ یا بیان‌

کد خبر: ۱۶۱۸۶۸

ما یاد گرفته‌ایم ناراحتی خود را در سینه پنهان کنیم. ماتم می‌گیریم، اخم‌هایمان در هم می‌رود و به فکر انتقام و تلافی می‌افتیم یا حتی شاید بدتر از آن، یاد می‌گیریم تا شعله‌های انتقام را در درون خود روشن کنیم. به این ترتیب خودآزاری می‌کنیم و در مسیر نابودی خود قدم برمی‌داریم. از زمانی که فروخوردن خشم را یاد گرفتید، این احساس در درون شما ساخته شده است. اگر بتوانید بیان آن را یاد بگیرید می‌توانید از بار سنگین آن خلاص شوید.اظهار و بیان خشم هم نوعی وظیفه است. خشم اغلب مانع از ارتباط ما با شخص مورد علاقه و خود معنوی‌مان می‌شود، اما با خالی کردن آن می‌توانیم دوباره با خود و محبوبمان ارتباط برقرار کنیم. عصبانیت باعث گسترش آتش تغییر در درون ما می‌شود و گیاهان هرز چندین ساله آن را می‌سوزاند. خردمندان می‌گویند عصبانیت گناه نیست، هر انسانی عصبانی می‌شود؛ گناه واقعی ممکن است
نگه داشتن خشم در درون خود باشد و چیزی که باعث می‌شود زندگیتان را مانند سرطان در کام خود فرو ببرد.

تاکید عموم جامعه بر این است که نباید خشم خود را ابراز کرد و به همین دلیل اغلب مردم اظهار خشم و عصبانیت را کاری سخت می‌دانند.

برخی از خشم مانند وسیله‌ای برای تحت فشار قراردادن افراد خانواده یا دیگران استفاده می‌کنند. عکس آن نیز ممکن است صادق باشد. ممکن است کسانی را بشناسید که در خانواده‌هایی بزرگ شده باشند که هیچ‌کس در آنها حق عصبانی شدن نداشته است. هنگامی که خواستید خشم خود را سرکوب کنید به عوارض این کار بر روی جسمتان فکر کنید. این کار ممکن است به سردرد، دل درد و یا کمر درد منجر شود، حتی رابطه خشم با بیماری‌های قلبی نیز ثابت شده است. اگر تاثیرات فرو خوردن خشم را در زندگی‌تان به خاطر بیاورید مسلما اعتراف می‌کنید که برای فرو نشاندن خشمتان نیروی بیشتری از عصبانی شدن مصرف کرده‌اید.

به جای نشستن روی عصبانیت بهتر است، مکان مطمئنی برای آزاد کردن آن پیدا کنید. وقتی پرده از روی خشمتان برمی‌دارید دیگر از خود یا دیگران عصبانی نخواهید بود و در عوض احساس آرامش و صلح خواهید کرد. خشم طبیعی و سالم دوست با ارزشی است که از منافع شما دفاع می‌کند نه توپ جنگی کهنه‌ای که هر لحظه انتظار انفجار آن می‌رود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها