با رابرت رد فورد درباره شهرت ، سینما، سیاست و...

هیچ چیز قابل پیش بینی نیست

رابرت رد فورت را نمی توان تنها یک بازیگر افسانه ای دانست . او کارگردانی هم می کند و در عین حال موسس جشنواره فیلم ساندنس هم هست . این جشنواره که حالا لقب یکی از مطرح ترین جشنواره های سینمایی را در سطح بین المللی گرفته است ، اختصاص به فیلم های مستقل ، گمنام و کم خرج دارد. بسیاری از فیلمسازان سرشناس امروزی ، از سوی این جشنواره به تماشاگران و دنیای سینما معرفی شده اند. از سال 1978که اولین دوره جشنواره ساندنس برپا شد تا امروز این جشنواره قوی و قوی تر شده است . هر سال حدود 50هزار نفر از فیلمهای جشنواره دیدن می کنند و فیلمسازان و بازیگران سرشناس سینما حضور در آن را افتخاری برای خود می دانند. رد فورد همراه با از راه رسیدن دور تازه جشنواره ساندنس ، در گفتگو با تام بروک منتقد انگلیسی و مدیر برنامه تاکینگ موویز شبکه بی بی سی درباره جشنواره ساندنس ، رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا، شهرت سینمایی و اعتصاب اخیر انجمن فیلمنامه نویسان امریکا صحبت می کند.
کد خبر: ۱۶۱۸۱۲

در گزارش های رسانه ای خوانده ام که اعتصاب انجمن فیلمنامه نویسان امریکا کمک زیادی به جشنواره ساندنس کرده ، باعث حضور تعداد بیشتری از توزیع کنندگان و خریداران فیلم در این جشنواره شده است . فکر می کنید این تحلیل درست است؟

احساس می کنم این اتفاقی خوشایند برای ماست . بعضی وقت ها اتفاقاتی رخ می دهد که ناخواسته به نفع آدم یا یک جریان می شود و این هم یکی از آنهاست . از این نظر باید بگویم تحلیل فوق درست است . امسال خریداران بیشتری مهمان جشنواره هستند. اما یکی از علل مهم آن هم حضور تعداد بیشتر و افزون تر محصولات سینمایی در ساندنس است . می دانستم امسال هنرمندان با ما همکاری و همراهی بیشتری می کنند. در عین حال ، پیش بینی می کنم تعداد زیادی از فیلمنامه نویسان هم مهمان ما باشند.

چرا این طور فکر می کنید؟

چون آنها در حال اعتصاب هستند و کاری نمی کنند. در چنین اوضاع و احوالی ، آنها کاری برای انجام دادن و جایی برای رفتن ندارند، پس به تماشای فیلم های جشنواره ساندنس می نشینند!

اعتصاب آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟

من آدمی سنتی هستم و واکنشم درخصوص مسائل خیلی بدوی و ابتدایی است . در این رابطه هم همین طور عمل می کنم . من همیشه هنگام قضاوت طرف جنبه های هنرمندانه کار را می گیرم . شما می دانید که در طول تاریخ همیشه بین هنرمندان و سوداگران (تفکر و سرمایه ) درگیری بوده است . این بار هم همین طور است . در جریان این نزاع بیشتر اوقات هنرمندان هستند که به کنار زده می شوند و با آنها رفتار بدی می شود. آنها تبدیل به کارگران برده ای می شوند که باید از حاکمیت سرمایه حرف شنوی داشته باشند، اما واقعیت امر این است که اگر استعداد و خلاقیت نباشد، فیلمی وجود نخواهد داشت . پول به تنهایی نمی تواند باعث خلق فیلم ها شود. پس طبیعی است که من از بخش خلاقه کار پشتیبانی کنم . در سال های اخیر، وضعیت باز هم تغییر کرده است . شما هر روز با روسای بزرگتر و جدیدتری روبه رو می شوید. صنعت فیلم این روزها بیشتر از هر وقت دیگری از سوی کسانی گردانده می شود که مربوط به حرفه های دیگر هستند و چیز زیادی درباره فیلم و سینما نمی دانند. وقتی شما با کسانی در این حرفه رودررو می شوید که فیلم و سینما را نمی شناسند ( و فقط به دنبال پول هستند) آن وقت وضعیت باز هم بدتر می شود.

از چه نظر بدتر می شود؟

از این نظر که آنها نمی توانند عمق ماجرا را درک کنند. برای آنها فیلم سازی یک پروسه خلاق و دلنشین نیست و فقط سود می خواهند، آن هم سود بیشتر. بسیاری از تهیه کنندگان و مدیران شرکت فقط سطح ظاهر کار را می بینند و هیچ چیز دیگری برایشان اهمیت ندارد. همین نکته کار هنر را سخت می کند و موانع زیادی پیش پای هنرمندان قرار می دهد. به همین دلیل من طرف فیلمنامه نویسان را می گیرم.

در انگلستان این روزها رسانه ها درباره شایعات مربوط به یکی ، دو بازیگر معروف چیزهایی می نویسند و این جور شایعات تیترهای اصلی خبری است . درباره این شایعه سازی رسانه ای چه فکر می کنید؟

این یک واقعیت تلخ و ناخوشایند است . این جور خبرسازی ها سطحی ، بی محتوا و گاه مبتذل است . آیا این شایعه سازی های رسانه ای می خواهند راه و روش زندگی ما را به آن سمتی ببرند که خود می خواهند؟ گفتنش برایم کمی سخت است ، ولی نمی دانم آخر و عاقبت این نوع کارها چه خواهد شد. شخصا هیچ وقت خودم را یک ستاره مشهور ندیده ام و تلاش نکرده ام چنین رفتاری داشته باشم . همیشه می خواستم یک زندگی معمولی داشته باشم و دور از جنجال ها و هیجانات زندگی کنم . اما وقتی برخی جوان ها را می بینم که می خواهند به هر قیمتی موفق و مشهور شوند و برای این منظور دست به هر کاری می زنند، نمی دانم باید چگونه واکنشی از خودم نشان دهم . این جور آدم ها شیفته شهرت و موفقیت هستند. کل جریان احمقانه است ، ولی واقعیتی است که وجود دارد. یک نکته را می دانید، موضوعات خیلی مهم تری برای بحث و صحبت وجود دارد و من فکر می کنم اگر رسانه های گروهی به دنبال طرح مسائل جدی تر (حتی ، در رابطه با هنرمندان ) باشند، شرایط و اوضاع خیلی بهتر خواهد شد. ولی شخصا فکر نمی کنم به این زودی ها شاهد تغییری در این ارتباط باشیم ، من خودم شهرت را چیز زیادی و اتلاف وقت می دانم و وسوسه مربوط آن هم وقت تلف کردن است.

ولی شما هم از شهرت سود زیادی برده اید، بویژه وقتی جوان تر بودید. این طور نیست؟

خب بله . مطمئنا همین طور است . من هم از این مساله منفعت زیادی کسب کرده ام . اما حتی در آن زمان هم به دنبال شایعه سازی نبودم و بیشتر توجهم به کارم بود. نگران نوع نگاهم در جلوی دوربین عکاسی نبودم و فقط در این فکر نبودم که چهره ام در عکس ها چگونه خواهد بود. خانواده ام برایم اهمیت داشت و زمینه ای را فراهم نمی کردم که مایه بهره برداری و خشنودی خبرنگاران جنجالی باشم . همیشه می خواستم به عنوان یک هنرمند جدی در نظر گرفته شوم . از همان دوران علاقه مند کارهای سیاسی بودم و تلاش داشتم از شهرتم به نفع کارهای خوب سیاسی استفاده کنم.

به نکته خوبی اشاره کردید. شما هنرمندی سیاسی هستید که هم فیلم هایتان معمولا مضمون سیاسی و اجتماعی دارد و هم خودتان دیدگاه های سیاسی ابراز می کنید. با این حساب ، فکر می کنید پس از مشکلاتی که جورج بوش در دوران ریاست جمهوری اش به وجود آورد، یک دموکرات راهی کاخ سفید شود؟ این در حالی است که برخی می گویند امریکایی ها هنوز آمادگی آن را ندارند که یک زن یا یک امریکایی سیاهپوست آفریقایی تبار را به عنوان رئیس جمهور خود ببینند.

نمی دانم چه بگویم . زمان پاسخ این سوال را خواهد داد. تصورم این است که این دو نام یک زن و یک امریکایی آفریقایی تبار رقبای اصلی این دوره انتخابات ریاست جمهوری هستند. اما همیشه احتمال وجود یک هوای تازه و تغییرات جدید وجود دارد. پیش بینی این که چه اتفاقی می افتد، برای خود من هم کمی مشکل است . احساس شخصی ام این است که یک نامزد دموکرات شانس بیشتری برای پیروزی و حضور در کاخ سفید دارد، زیرا عموم امریکایی ها کسی را می خواهند که سیاست هایی غیر از سیاست های فعلی را در پیش بگیرد. کسی که رئیس جمهور می شود، باید راهی خلاف سیاست های امروزی را دنبال کند؛ زیرا همگان متوجه فاجعه آمیز بودن این سیاست ها شده اند. این سیاست ها خسارت های زیادی به همه ما زده است . احساسم این است که کشور ما خواهان یک تغییر کلی است . حزب جمهوریخواه هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد و هیچ کار تازه ای را که متفاوت از کارهای فعلی اش باشد، نمی تواند انجام دهد. حرف ها و سیاست های قدیمی و کهنه را هم نمی توان در یک لفافه جدید به خورد مردم داد. امکان تکرار دوباره خطایی که امتحانش را پس داده است ، نیست.

کار جدید چه دارید؟

طرح بدون نام جکی رابینسن است که در آن نقش ویژه ای دارم . فیلمنامه اش را خیلی دوست دارم و فکر می کنم کاراکترم در آن تازگی خاصی دارد که قابل مقایسه با نقش های قبلی ام نیست.

در فکر کارگردانی فیلم تازه ای نیستید؟

فعلا خیر. باید قصه ای پیدا کنم که شدیدا مرا درگیر خودش کند. اصراری هم برای کارگردانی پی درپی ندارم.

«شیرهایی برای بره ها» نتوانست موفقیت زیادی در گیشه کسب کند.

قرار هم نبود چنین اتفاقی بیفتد. یکی از دلایل اصلی آن که خیلی ها فکر می کردند فیلم باید پرفروش شود، حضور تام کروز در یکی از 3نقش اصلی بود. او بازیگر فیلم های 100میلیون دلاری است . ولی ماجرای فیلم من فرق می کرد. «شیرهایی برای بره ها» یک درام سیاسی بود که در مقایسه با کارهای مشابه اتفاقا فروش خوبی هم داشت ، اما این کار یک فیلم تام کروزی (با مشخصه های مربوط به آن) نبود.

کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها