اما در اواسط دهه 90 یکی 2 اتفاق خوب هم برای دنیای انیمیشن روی داد و آن هم ساخت و سازهای آزمایشی بود که منجر به تولید بعضی از کارهای انیمیشن گردید که به نوبه خود ماندگار شدند. به تعبیری یکی 2 فیلم سینمایی انیمیشن چنان در اکران کولاک کردند که همگی مرگ قطعی انیمیشن سنتی را درود فرستادند غافل از این که سالهای بعدی و دهههای دیگری نیز وجود دارد.
به هر روی با تولید انیمیشن بلند «داستان اسباببازی»(Toy Story) و ظرفیت ساخت و ساز و جذابیت قصه و استقبال مخاطبان از این فیلم؛ به نظر میرسید دیگر جایگاه رایانهای در دنیای انیمیشنسازی تثبیت شده باشد.
این روند به تلویزیون هم تسری مییافت. چنانکه پیشتر نیز ذکر شده بود، با سهم کارتون در کنداکتورهای پخش شبکههای بزرگ تلویزیونی همواره قابل اعتنا بود. حتی در زمانی که ساخت و ساز سریالهای کارتونی بسیار وقتگیر میبود. با این همه در اوایل دهه 90 سهم انیمیشن در تلویزیونهای بزرگ دنیا تنها 5 درصد از کنداکتور پخش بود و این روند در حال حاضر به بیش از 5/11 درصد رسیده است.
تبلیغات انیمیشنی نیز رشد داشته است. چرا که قهرمانان و کاراکترهایی که در سالهای اخیر توسط کارتونهای دیجیتالی و یا سریالهای تلویزیون رایانهای به مردم معرفی میشدند؛ سهم قابل توجهی در دنیای تبلیغات انیمیشنی به دست آوردند. اگر این سهم در اوایل دهه 90، تنها 8 درصد بود، در حال حاضر این رقم به بیش از 8/14 درصد رسیده است.
از طرفی باید توجه کرد که انیمیشنسازی رایانهای به سنتهای هالیوودی نیز پایبند است و یکی از این سنتها دنبالهسازی است. چنانچه که پس از موفقیت پرسر و صدای کارتون «داستان اسباببازی» در سال 1995، قسمت دوم آن در سال 1999 ساخته شد. «شرک» نیز که گویای همه این تاثیرپذیری است. سهگانه شرک نیز به تعبیری از همین سنت پیروی کرده است. هر چند ممکن است عدهای قسمتهای بعدی آن را موفقیتآمیز ندانند.
اما به تعبیری همان سنت هالیوودی گریبانگیر انیمیشنسازی نیز شده است. وقتی کار و ساخت و سازی مورد توجه واقع شود. ساخت و سازهای مشابه و همچنین انبوهسازی در دستور کار قرار میگیرد که نتیجهاش میتواند هرگز قابل قبول نباشد. چنانچه پس از ساخت «شرکت هیولاها» و همچنین «در جستجوی نمو» آنچه که ساخته و ارائه میشد با تیراژ بالا آنچنان مورد اقبال عمومی قرار نمیگرفت. چنانچه به یاد دارید حتی کارتون نازی مانند «ماشینها» توانست در سال گذشته گل سرسبد تولیدات انیمیشن نام بگیرد.
به همه اینها تولیدات مشترک و ادغام استودیوهای کوچک و بزرگ در یکدیگر را اضافه کنید که بعدا به آن خواهیم پرداخت.
مهدی تهرانی