حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آنچه ساریس بیان میکند در مورد بسیاری از اهالی سینما اعم از فیلمسازان و مخاطبان آنها صادق است. در حقیقت از طرفی سیاست است که بر سلایق و علایق اصحاب سینما اثر میگذارد و از طرف دیگر این علایق و سلایق است که بر دیدگاه سیاسی آنان موثر است. در واقع رابطه سینما و سیاست را باید رابطهای دو طرفه از نوع تعامل به حساب آورد که به راحتی نمیتوان جهت آن را مشخص کرد.
در بسیاری از موارد میتوان تاثیر قابل ملاحظه سیاست بر سینما را مشاهده کرد. این تاثیر میتواند اعمال نظر مستقیم سیاستمداران بر جریان سینما باشد نظیر آنچه در شوروی سابق اتفاق میافتاد و یا تاثیرپذیری محتوای فیلمها از جریانات و اتفاقات و شخصیتهای سیاسی. برای مثال میتوان به فیلمهایی که درمورد جنگهای جهانی، جنگ ویتنام و دفاع مقدس ساخته شد و یا فیلمهایی که راجع به شخصیتهای تاریخی نظیر هیتلر یا نیکسون له یا علیه آنان ساخته شد، اشاره کرد.
مطالب ذکر شده نشاندهنده گستردگی حضور سیاست در سینما و گاه برعکس: حضور سینما در سیاست است. به دلیل همین گستردگی است که برای بررسی آن، مجبور به تحدید موضوع خود هستیم. آنچه به نظر میرسد در این بررسی کارآتر باشد، مطالعه موضوع در محدوده مرزهای کشوری خاص است. برای بررسی موضوع سینما و سیاست در جهان ابتدا به امریکا و سپس به شوروی سابق خواهیم پرداخت.
بر اساس آنچه در کتب تاریخ سینما ذکر شده است اولین برخورد مردم امریکا با سینما در سال 1896 با نمایش «ویدئو اسکوپ» ادیسون بوده است. اما اولین اتفاقی که در سیاست امریکا رخ داد تاثیر خود را در سینمای آن کشور به جا گذاشت جنگ بین امریکا و اسپانیا در کوبا در سال 1897 یعنی یک سال پس از ورود سینما به امریکا بود که باعث پخش فیلمهای تبلیغاتی فراوانی از جمله «اصل مورو»، «کوبای آزاد» و «در پایین کشیدن پرچم اسپانیا» شد. این فیلمها نقش مهمی در برانگیختن شور و شوق میهنپرستی و ایجاد حس احترام نسبت به سربازان امریکایی در بین مردم آن کشور داشت.
پس از این جنگ که تنها چند ماه به طول انجامید دوران رشد تجارت سینمایی در امریکا آغاز شد. پس از آن بود که در سال 1913 به فاصله چند سال هالیوود شکل گرفت تا رقابت خود را با سینمای جهان آغاز کند. در سال 1915 فیلمی تحت عنوان «تولد یک ملت» توسط دیوید وارک گریفیث ساخته شد. این فیلم که انگار در پاسخ به فیلم ایتالیایی «کابیریا»، عظیمترین پروژه سینمایی تا آن زمان ساخته شده بود، در حقیقت در جهت توجیه کوکلسکلانها بود. این فیلم با وجود محتوای نژادپرستانهاش هم از نظر تکنیکی قدرتمند بود و هم با فروش 15 میلیون دلاریاش و هزینه حدود 100 هزار دلار به عنوان یکی از فیلمهای پرفروش شناخته شد و باعث تثبیت هالیوود گردید.
مهدی رعنایی
منبع: نگرشی بر تاریخ سیاست در سینما
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....