بازیگری برای شما از کجا شروع شد؟
شاید باور نکنید، اما از دوران کودکستان. من در اصفهان متولد شدم و در دوران کودکستان با یکی از بستگان ارحام صدر دوست بودم و این آشنایی باعث شد که تئاتر و بازی در آن را درک کنم و آشنا شوم. البته برادر بزرگترم، بچههای محل را جمع میکرد و با وسایل بسیار محدودی در محلهمان تئاتر میگذاشت و نمایش اجرا میکرد، چون زمینه هنر در خانواده ما وجود داشت. به هر حال علاقه به هنر نمایش و بازیگری از همان سالهای کودکی در من شکل گرفت.
بازیهای حرفهایتان را از چه زمانی آغاز کردید؟
از زمانی که وارد گروه مردم و بعد هم اداره تئاتر شدم. گروه مردم به سرپرستی عزتالله انتظامی بود و علی نصیریان هم در آن حضور داشت. البته در دوران دبیرستان هم خودم یک گروهی را تشکیل دادم که در یکی از کلاسهای یک مدرسه غیرانتفاعی کتابخانه زدیم و بعد مشغول تمرین نمایش و نمایشنامهخوانی شدیم و در آن زمان نمایشهای زیادی را هم به روی صحنه بردیم. به هر حال اولین حضور جدیام در تئاتر و در نمایش شاهعباس و مرد پارهدوز بود که انتظامی کارگردان شده بود و نصیریان هم بازی میکرد. فکر میکنم پرویز صیاد هم این نمایشنامه را نوشته بود. این نمایش را در سن 20 سالگیام بازی کردم.
بازی کردن چقدر برایتان لذتبخش و وسوسهانگیز بود؟
خب به واسطه بازیگری وارد دنیایی میشوی که با چیزهای عجیب و غریبی در آن مواجه میشوی. البته جالب است بدانید زمانی که تصمیم گرفتم بازیگری را به طور جدی دنبال کنم تلویزیون ملی آن زمان یک آگهی داد که در آن از کسانی که علاقهمند به بازیگری و خوانندگی بودند دعوت کرده بود، من هم به محلی که در آنجا تست میگرفتند رفتم و در هر دو زمینه امتحان دادم و قبول هم شدم، اما چون بازیگری برایم جدیتر بود آن را دنبال کردم و بعدها هم در رشته تئاتر کنکور دادم و قبول شدم.
سالهاست که در زمینه تئاتر مشغول فعالیت هستید. این علاقه نشات گرفته از چه چیزی است؟
شاید چون هنوز آن علاقه کودکی در من وجود دارد. باور کنید حتی یک زمانی نسبت به تئاتر تعصب داشتم. برای همین هم به سمت سینما و تلویزیون نمیرفتم.
چرا؟
به خاطر نگاه اسطورهای که به تئاتر داشتم. حتی تئاترهایی که در زمان کودکیام دیده بودم، هنوز در ذهنم باقی ماندهاند و برایم ارزشمند هستند. به نظرم تئاتر یک هنر اصیل است و حضور در آن به من آرامش میدهد. اگرچه یک زمانی من را از این هنر دور کردند و در واقع رانده شدم.
چرا؟
راحت بگویم خیلی از افراد در یک زمان خاص زیر پایم را خالی کردند. حتی با این که من اولین کسی بودم که بعد از انقلاب نمایش سربازها را روی صحنه تالار وحدت بردم اما پس از این که تحصیلاتم در انگلیس به پایان رسید و به ایران برگشتم، متاسفانه خیلی چیزها تغییر کرده بود و شرایط کار بسیار عجیب و غیرقابل تحمل شده بود.
به قول استاد کریمی ما نگاهمان به پیشرفت به جای این که نردبانی باشد الاکلنگی است. در واقع باید یکی پایین بیاید تا دیگری بتواند صعود کند. به هر حال مدتها نتوانستم در تئاتر که همه عشقم بود کار کنم.
آقای هدایت چرا تا این حد در تلویزیون کمکار هستید؟
اولین دلیلش این است که اتفاقاتی که برایم افتاد بسیار دلزدهام کرده بود. بارها اسمم را در کارها حذف کردند یا سکانسهایم را چیدند. دومین دلیلش هم این است که کارهای خوبی پیشنهاد نشدند. دوست ندارم به هر قیمتی بازی کنم و مقابل دوربین بروم. به هر حال عوامل مختلفی باعث میشود که کسی باشد یا نباشد.
بازی در تلویزیون اساسا تا چه حد برای خودتان مطلوب است؟
رسانه تلویزیون را دوست دارم، آن هم به خاطر طیف گسترده مخاطبانش اما متاسفانه گاهی با کار ما درست و حرفهای برخورد نمیشود.
و اما یک مشت پرعقاب، چرا کار اصغر هاشمی را پس از مدتها پذیرفتید؟
سالها پیش اصغر هاشمی بازی در سریال آپارتمان را به من پیشنهاد کرد اما نقشی که پیشنهاد کرده بود، چندان نقش دلپذیر و قابل توجهی نبود، بنابراین در آن کار بازی نکردم تا این که این بار از طرف حبیب رضایی که مسوول انتخاب بازیگران این مجموعه بود برای بازی در آن دعوت شدم. وقتی فیلمنامه را خواندم از قصه خوشم آمد و احساس کردم که کار خوبی خواهد شد. بنابراین بازی در یک مشت پر عقاب را انتخاب کردم.
از انتخابتان راضی هستید؟
پشیمان هم نیستم.
بعد از این مجموعه، میوهممنوعه را کار کردید؟
بله. اما زمان پخش یک مشت پر عقاب دچار تغییراتی شد. بنابراین اول میوه ممنوعه به روی آنتن رفت.
بیشتر کارهای شما در تلویزیون فضای تاریخی دارند به خصوص تاریخی که روایتگر دوران معاصر و انقلاب است. در این مورد توضیح دهید.
خودم علاقه خاصی به تاریخ و این دوران دارم، اگرچه بعضی از کارهایم مثل محاکمه چه به لحاظ پخش و چه به لحاظ سانسور دچار مشکلاتی شد، اما با این همه فضای تاریخی به بازیگر کمک میکند تا بتواند تجربه تازهای را کسب کند و حتی با نقشش دست و پنجه نرم کند، البته اگر جای کار داشته باشد و فیلمنامه از ساختار و استحکام خوبی برخوردار باشد.
چرا اکثرا در نقشهایتان یک قدرت همراه با جسارت را به رخ میکشید؟
چون نقشهایی که بازی کردم اینگونه ایجاب میکردند مثلا بهرام در میوه ممنوعه نمیتوانست آدم خونسرد و شیرینی باشد.
در سریال یک مشت پر عقاب، با بازیگران نسل جدید روبهرو بودید. بازیگرانی مانند حامد بهداد، خزر معصومی، مریم شهشهانی و ... بازی با آنها برایتان چگونه تجربهای بود؟
بسیار دلچسب بود. اساسا بازی با جوانها به دلیل نشاط و طراوتی که دارند لذتبخش است. البته از قبل با بهداد، معصومی و شهشهانی آشنایی داشتم. بنابراین خیلی زود توانستیم با هم همراه شویم.
راستی چرا در سینما حضور کمی دارید؟
چون سینما هم برای خودش مافیایی است و در این شرایط تاسفانگیز ترجیح میدهم کمتر فعالیت کنم.
پس روزگار هنری شما چندان خوشایند نیست؟
شاید اما شکوه نمیکنم.
ممکن است در آینده در تلویزیون بیشتر حضور پیدا کنید؟
نمیدانم، بستگی به پیشنهاداتی که میشود دارد. اگر شرایط کار دلخواهم باشد حتما بازی خواهم کرد اما باز هم میگویم نه به هر قیمتی.
معمولا با یک نقش چقدر کلنجار میروید؟
با توجه به اینکه بازیگر تئاتر هستم یاد گرفتهام که نقشم را بسازم و برای آن یک پیشزمینهای قرار بدهم، چرا که با این تصور راحتتر میتوانم به آن نزدیک شوم.
در مورد شخصیتتان در سریال یک مشت پر عقاب این اتفاق تا چه حد افتاد؟
کم و بیش. با راهنماییهای اصغر هاشمی به عنوان کارگردان و شناختی که خودم نسبت به این شخصیت پیدا کردم به طرف آن رفتم.
به نظرتان حضور در میوه ممنوعه توانست هرمز هدایت را بار دیگر به مخاطب تلویزیون بشناسد یا یک مشت پر عقاب؟
نمیدانم، سوال سختی است. اما شاید چون میوه ممنوعه زودتر از یک مشت پر عقاب به روی آنتن رفت، بیشتر در ذهن مخاطب باقی ماند. البته امیدوارم این کار هم مخاطب خودش را پیدا کند.
به کارگردانی در تلویزیون هم فکر میکنید؟
اگر فرصت این کار برایم پیش بیاید دوست دارم این حرفه را تجربه کنم. بههرحال کارگردانی حس بهتری برایم دارد و برای همین هم تا به حال تجربههای متفاوتی را در تئاتر به عنوان کارگردان بهدست آوردم. کارگردانی کمک میکند که نقشها را بهتر بشناسم و راحتتر لمسشان کنم.
حامد بهداد ... .
بازیگری است که پتانسیل بالایی دارد. در این کار واقعا حس پدرانه نسبت به او داشتم. به هر حال بازیگر دوستداشتنیای است.
یک مشت پر عقاب ... .
تجربهای نسبتا شاد. فضای پشت صحنه بسیار دوستانه و صمیمانه بود.
محبوبه ریاستی