وقتی زنان به یکدیگر پناه می‌دهند

سریال بیداری که مدتی است چهارشنبه شبها از شبکه 3 سیما پخش می‌شود به آرامی‌ قصه پر فراز و نشیب خود را طی می‌کند و هر هفته که می‌گذرد مخاطبان خود را از این‌که این سریال را برای دیدن انتخاب کرده‌اند خوشنودتر می‌کند‌. سریال«بیداری» را می‌توان از چند زاویه مورد بررسی قرار داد‌.
کد خبر: ۱۶۱۵۲۸

فیلمنامه: داستان بیداری بشدت وام‌دار قصه‌های روزمره و کوچه و بازار است‌. قصه‌ای که برای همگان آشناست و بارها و بارها نقل آن را از زبان آدم‌های قدیم و جدید شنیده‌ایم‌. قصه بیداری، تمی‌ عامیانه و قدیمی‌ دارد، همچنان‌که جامعه تغییر کرده است این تم نیز دستخوش تغییراتی شده است‌.

«ترنگ» دختر ساده دل شهرستانی خیلی زود دل به حرف‌های پسر پولدار صاحب ویلایی در شمال که عموی ترنگ در آنجا سرایدار است، می‌بندد و به خواستگاری شتاب‌زده پسر جواب مثبت می‌دهد‌. مراسم عقد آنها به صورت خودمانی در حضور پدر پسر و عموی ترنگ برگزار می‌شود‌. ترنگ با پسر به تهران می‌آید و زندگی خود را در خانه اشرافی آنها شروع می‌کند‌. اما او مهمان ناخواسته‌ای است که در آن خانه بزرگ جایی ندارد‌. سارا، خواهرشوهر او نمی‌تواند ترنگ را تحمل کند. با همه این تنگناها شوهر جوان دختر به ناگاه می‌میرد و عرصه برای ترنگ در آن خانه تنگتر می‌شود‌. خانه‌ای که حصار امن آن با ورشکستگی پدرشوهر ترنگ به خطر می‌افتد‌. ترنگ خیلی زود متوجه می‌شود که شوهر جوانش به بیماری لاعلاجی مبتلا بوده و همه جز ترنگ می‌دانسته‌اند که او دیر یا زود خواهد مرد‌. ترنگ شکست خورده به شهر خود نزد عمویش برمی‌گردد اما خیلی زود اهالی محله که از ازدواج ترنگ خبر نداشتند متوجه می‌شوند که او باردار است‌. عمو تاب این آبروریزی را برنمی‌تابد و سکته می‌کند و می‌میرد و ترنگ برای گرفتن حق خود به تهران برمی‌گردد‌. اکنون او بچه‌دار است اما برای اثبات این‌که پدر بچه کیست راه سختی در پیش دارد‌.

ورود مجدد ترنگ به تهران در واقع یک جور لایه‌برداری از این شهر در برابر زنی جوان و بی‌پناه است‌. شهر پر از گرگ‌های گرسنه است که نمی‌توان به هیچ وجه به آنها اعتماد کرد‌. ترنگ بارها و بارها با این گرگ‌ها روبه‌رو می‌شود و برای فرار از دست آنها از جان خود مایه می‌گذارد‌. تا اینجای قصه، تم همان چیزی است که در ابتدا گفته شد‌. بسیاری از فیلمفارسی‌ها براساس این تم ساخته شده‌اند‌. سوژه‌ای که از قدیم‌الایام بوده و در دوره زمانی به شکلی خود را به نمایش گذاشته است‌. اما تفاوت بیداری با تم فیلمفارسی در اینجاست که حرمت بیننده را حفظ می‌کند و آنچه را که باید بگوید در لایه‌ای از عفاف می‌گوید و به اصطلاح پرده‌دری نمی‌کند‌. اما تفاوت اساسی قصه سریال بیداری با دیگر آثار قدیمی ‌آن از جایی شروع شد که ترنگ آواره در تهران از سوی گروهی از زنان جوان پناه داده می‌شود‌. خانه‌ای که برای اولین بار ترنگ در آن پا می‌گذارد، خانه‌ای شرافتمندانه است که به زنان جوانی که برای کار به تهران آمده‌اند پناه می‌دهد‌. همه زنانی که در این خانه مستاجر هستند شرافتمندانه کار می‌کنند و هیچکدام خلافکار نیستند‌. آنها ترنگ را  درک می‌کنند و به او پناه می‌دهند‌. زن دومی ‌که برای مدتی پناهگاه ترنگ می‌شود، «شادی» است که پیش از این همسر، شوهر متوفی ترنگ بوده اما بعد از او جدا می‌شود‌. شادی از شخصیت‌های چند لایه سریال بیداری است که بر لبه تیغ حرکت می‌کند و هم خودش، هم اطرافیان و هم بیننده را سردرگم می‌کند‌. معلوم نیست او خوب است یا بد‌. مهربان است یا انتقام‌جو‌. ترنگ بعد از مدتی از او آزرده خاطر می‌شود اما نمی‌تواند از شادی بیزار شود‌.

بیداری را می‌توان از آن دست سریال‌های نجیب تلویزیونی دانست که بدون هیچ حاشیه‌سازی و جاروجنجال تبلیغاتی کار خود را انجام می‌دهد‌

یکی دیگر از قابلیت‌های خوب فیلمنامه بیداری در غیرقابل پیش‌بینی بودن اتفاقات است‌. شخصیت‌ها در این سریال یک بعدی نیستند و با گذشت زمان تغییر می‌کنند و با تغییر خود مسیر قصه را عوض می‌کنند‌. تغییر رفتار سارا و خانم باعث تغییر سرنوشت ترنگ می‌شود این در حالی است که بیننده نمی‌تواند پیش‌بینی کند آخر سرنوشت ترنگ و بچه‌ای که در شکم دارد چه می‌شود‌.

کارگردانی: نام بهرام عظیم‌پور از زمان پخش سریال اولین شب آرامش بر سر زبان‌ها افتاد‌. او به عنوان مشاور با این سریال همکاری می‌کرد اما احمد امینی، کارگردان اولین شب آرامش در تمام گفتگوهایش از عظیم‌پور به عنوان یک مشاور بسیار خوب که در موفقیت کار بسیار سهیم بود نام برد‌. اکنون عظیم‌پور که سال‌ها به عنوان دستیار کارگردان در سینما و تلویزیون فعالیت داشته به عنوان کارگردان، سریال بیداری را به سرانجام رسانده است و در این کار موفق نیز شده است‌. عظیم‌پور جنس کار خود را خوب شناخته است و درک کرده که سریال ساده‌ای چون بیداری به کارگردانی پیچیده‌ای نیاز ندارد به همین دلیل از ساده‌ترین روش دکوپاژ و ساختار استفاده کرده است تا قصه بیداری محور سریال قرار گیرد و شخصیت محور بودن آن تا آخر کار باقی بماند‌.

عظیم‌پور در چینش بازیگران نیز دقت خوبی داشته است و البته در انتخاب نابازیگران موفق‌تر عمل کرده است‌. انتخاب بازیگر نقش ترنگ هرچند در قسمت‌های اولیه کار چندان به دل نمی‌نشست اما با پیشرفت قصه و نمایان شده بیشتر شخصیت ترنگ این بازیگر جوان در نقش خود جا افتاد و بیننده با او ارتباط برقرار کرد‌. زنان جوان و کارگری که تبدیل به دوستان ترنگ شدن نیز از همین انتخاب‌های درست نشات می‌گیرند‌.

در میان بازیگران حرفه‌ای، بهناز جعفری که ایفاگر نقش شادی است، انتخاب مناسبی است‌. جعفری زیر و زبر نقش را به درستی شناخته است و با تسلط کافی آن را اجرا می‌کند‌. آتیلا پسیانی در نقش وکیل، شخصیتی دوست داشتنی و مثبت است و بیننده با او چنان همسو می‌شود که وقتی ترنگ مقابل او می‌ایستد و می‌گوید که شما نمی‌توانید برای من کاری بکنید به بیننده بر می‌خورد و برای اولین بار احساس می‌کند که ترنگ دختری از خود راضی و قدرنشناس است‌.

بیداری را می‌توان از آن دست سریال‌های نجیب تلویزیونی دانست که بدون هیچ حاشیه‌سازی و جاروجنجال تبلیغاتی کار خود را انجام می‌دهد‌. سریالی که گویا سازندگان آن از همان ابتدا تصمیم گرفته‌اند به بیننده کم‌فروشی نکنند تا او را مشتری خود کنند. به اصطلاح سریال بیداری نان خود را می‌خورد و در مسیر جذب مخاطب‌ وامدار نام و نشان و رانت کسی یا جایی نیست‌.

طاهره آشیانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها