حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در امریکا، آینده اقتصاد و سیاست این کشور را به مخاطره انداخته است ، به نظر می رسد که توجه چندانی توسط اطرافیان بوش به اقتصاد نمی شود و این تنها مردم عادی هستند که از این وضع رنج می برند. در این زمینه مصاحبه ای با ریچارد فریمن ، اقتصاددان و نویسنده مقالات اقتصادی در مجله هفتگی مرور اطلاعات اجرایی در ایالات ویرجینیای امریکا و مشاور ارشد لیندون .اچ .لاروش و نامزد انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 2004صورت گرفته است که از نظرتان می گذرد.
نظرتان درخصوص بحرانی که در اقتصاد امریکا بوجود آمده و آن را بحران اعتماد می خوانند چیست و این بحران چگونه پیش می رود؛
هم اکنون ارزش سهم بازار بورس به مرور پایین می آید و دلار ارزش خود را بشدت از دست می دهد و این در حالی است که قیمت یورو نسبت به دلار افزایش یافته است . در طول 3ماه گذشته ، دلار 12درصد ارزش خود را در برابر یورو از دست داده است ، بنابراین بوش با یک بحران بسیار عظیمی روبه روست ، کاهش بودجه دولت در حال حاضر در بالاترین حد خود قرار دارد که در 3ماهه اول امسال در حدود 112میلیارد دلار و هم اکنون حدود 150میلیارد دلار است ؛ چرا که ما کالاهای فراوانی را وارد می کنیم . ما در امریکا شاهد سقوط و ورشکستگی شرکتهای سرمایه گذاری و صنعتی بسیار بزرگی همچون ورلدکام ، انرون ، ای .او.ال و... هستیم و سیستم بانکداری جهانی نیز با مشکلات زیادی روبه روست و در معرض سقوط است که به دلیل پایین آمدن ارزش دلار است . ارزش دلار هم اکنون حدود 21درصد پایین آمده است و این میزان اگر به حدود 40درصد برسد، نه تنها سیستم مالی امریکا را واژگون خواهد کرد، بلکه آن چنان ضربه ای به سیستم بانکداری جهانی خواهد زد که عواقب آن وخیم تر از سالهای 1923-29خواهد بود.
یک سوال مهم این است که آیا بوش قادر خواهد بود این امر را جبران کند یا خیر؛
پاسخ من این است : خیر. وزیر خزانه امریکا پل اونیل درک صحیحی از مسائل اقتصادی ندارد و سیاست های بسیار غلطی را پیش رو گرفته است . رئیس بانک مرکزی فدرال آلن گرینسین ناامیدوارانه سعی می کند که این حباب مالی را که در حال ترکیدن است حفظ کند. کاری که او می کند این است که مبلغ هنگفتی پول چاپ می کند تا دارایی های مالی را که در حال سقوط هستند، حفظ کند؛ در حالی که چاپ زیاد پول می تواند عواقب بدی را به همراه داشته باشد. یکی از عواقب آن مواجه شدن با تورم شدید است ، یک نمونه از این را می توان بین مارس 1932و نوامبر 1923در آلمان تصور کرد که قیمتها و ذخایر ارزی به نحو شگفت انگیزی بالا رفت . بوش در برابر حل این مشکلات اقتصادی ناتوان است و درک صحیحی از مسائل اقتصادی و نحوه برخورد با آنها ندارد. همچنین افرادی هم که دور و بر او هستند یا نالایق هستند و یا کاملا احمق . این نیاز به یک ساماندهی مجدد اقتصادی و سیستم پولی جدید دارد.
وضعیت اقتصادی دولت کنونی را با دولت پیشین جورج بوش (پدر) چگونه مقایسه می کنید؛
برخی از افرادی که در امور اقتصادی دولت کنونی فعال هستند، همان افرادی هستند که در دولت بوش پدر بودند. بوش پدر نیز که در سالهای 1988تا 1992رئیس جمهور امریکا بود، درک صحیحی از مسائل اقتصادی نداشت . وزیر خزانه داری او نیکولاس بریدی نیز سعی کرد که بحران های اقتصادی آن دوره را حل کند؛ ولی بسیار ضعیف عمل می کرد و بنابراین ، اقتصاد امریکا در دوران بوش پدر نیز سقوط کرد. او همواره سعی می کرد که دشواری های مالی و کمبود بودجه را امری عادی در اذهان مردم تلقین کند و سیاست های خود را موجه جلوه دهد. سیاست های اقتصادی هر دو دولت ، نالایق و ناکارآمد است . جورج بوش پسر با یک بحران سقوط مالی اقتصادی مواجه است که در طول 500سال اخیر بی سابقه بوده است . پدر وی نیز با مشکلات مشابهی مواجه بود؛ اما نه به اندازه بوش پسر.
آیا مردم امریکا بیشتر به اقتصاد اهمیت می دهند یا سیاست ؛ چون برخی معتقدند مردم آنقدر که به اقتصاد اهمیت می دهند، به سیاست توجهی نمی کنند؛ پس از یازدهم سپتامبر اوضاع چگونه شده است.
بله . آنها بیشتر به اقتصاد اهمیت می دهند و متاسفانه برخی از آنها مشکلات اقتصادی را انکار می کنند. اما پس از حوادث امروز یازدهم سپتامبر و بالاخص از اوایل امسال که قیمت بازارهای بورس پایین آمده است ، ورشکستگی شرکتهای بزرگ توجه آنها را به خود جلب کرده است و همواره مقامات سعی دارند که توجه مردم را به سیاست جلب کنند تا به نحوی از حمایت آنها برای پیشبرد اهداف سیاسی خود برخوردار شوند. بوش و افرادی که از او حمایت می کنند و خواستار تداوم دولت وی هستند، می خواهند توجه مردم را به بمباران عراق جلب کنند و همچنین می خواهند حمایت مردم را از آریل شارون و کشتار فلسطینی ها به سبک نازیها جلب کنند. بنابراین مدام به مردم می گویند که نگران اقتصاد نباشید، وارد مسائل اقتصادی نشوید و به جای آن به سیاست های جنگی توجه کنید. ولی بحران اقتصادی خواه ناخواه گریبان مردم را گرفته است ؛ چرا که این مردم عادی هستند که بهای آن را پرداخت می کنند. بنابراین به طور کلی می گویم که مردم امریکا بیشتر به اقتصاد توجه دارند تا سیاست . حملات یازدهم سپتامبر توجه آنها را بیشتر به سیاست جلب کرد؛ ولی هم اکنون با وجود بحران های عظیم اقتصادی ، به طور قابل توجهی درگیر مسائل اقتصادی شده اند.
یکی از مشکلات مردم امریکا بیکاری است ، چه آمار و ارقامی در این زمینه می توانید ارائه کنید و دلایل آن چیست؛
بیکاری یکی از جدی ترین مشکلات مردم امریکاست و یکی از دلایل عمده آن ، بحران اقتصادی و ورشکستگی شرکتهای بزرگ همچون ورلد کام است . آخرین آمار و ارقامی که دولت امریکا به طور رسمی اعلام کرده است ، نشان می دهد 8میلیون و 400هزار نفر از جمعیت امریکا بیکار هستند و این معادل با 9/5درصد از جمعیت کل امریکاست . در طول 22ماه گذشته ، امریکا در حدود 8/1میلیون از مشاغل تولیدی را از دست داده است . به عبارت دیگر، یک میلیون و 800هزار نفر از مردم امریکا که در مشاغل تولیدی بودند، شغل خود را از دست دادند. بدین ترتیب شاهد کاهش وسیعی در تولید ابزارآلات و کالاهای مورد نیاز امریکایی ها هستیم . آمار و ارقامی که بنده گفتم ، آماری است که به طور رسمی از سوی دولت امریکا اعلام شده است . مجله هفتگی مرور اطلاعات اجرایی که بخش عمده ای از فعالیت های خود را به تحقیق و مطالعه می پردازد، در یکی از تحقیقات خود اعلام کرده است که 11تا 12درصد مردم امریکا بیکار هستند. آنها همچنان بیکار می شوند و مستمری خود را از بازار بورس دریافت می کنند و از دست می دهند.
مهدی گرامی فرد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....