حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خاویر کلمنته اسپانیایی و شرایطی که به آمدن و رفتنش منجر شد را همگان آگاهید و نیازی به توضیح اضافه ندارد، اما سوال اینجاست که چرا فوتبال ما نمی تواند از شرایط حداکثر بهره را ببرد؟این را از این جهت می گوییم که در همان یک ماه قبل نیز می شد یک مربی شناخته شده داخلی را در راس تیم ملی قرار داد تا حداقل در مقابل سوریه با شرایط بهتری به میدان می رفتیم و تن به مساوی نمی دادیم . همه این فعل و انفعال ها به این معنی است که فدراسیون فوتبال به منصور ابراهیم زاده اعتقاد چندانی ندارد و در این بی اعتقادی نیز سکان هدایت تیم ملی را در مقابل سوریه به دستش داده است!
این که چگونه و چرا باید یک کمک مربی در راس تیم ملی قرار بگیرد، سوالی است که مسوولان فدراسیون باید پاسخگوی آن باشند، اما در این شرایط حداقل انتظار از هیات رئیسه فدراسیون این است که از میان گزینه های داخلی مطرح شده ، بهترین انتخاب را با چشمانی باز داشته باشند.
بی شک در شرایط فعلی باید مربی ای در راس تیم ملی قرار بگیرد که بتواند در کمترین زمان ممکن تا دومین دیدار مقدماتی جام جهانی در مقابل کویت (در خاک حریف ) تیم را خوب و اصولی جمع و جور کرده و منشا تغییر و تحولات مثبتی باشد. به طور طبیعی فردی که در راس تیم ملی قرار می گیرد، باید با علم روز فوتبال آشنا باشد و شخصیتش به گونه ای باشد که بازیکنان را تحت تاثیر قرار داده و آنان را در راه پیروزی و موفقیت در ادامه راه همدل و متحد کند. آنچه مسلم است کسی که بخواهد از تیم ملی رنگ و لعاب بگیرد در این مقطع به درد فوتبال ما نمی خورد و نباید حالا که عامل زمان ، از همه طرف ما را در تنگنای تصمیم گیری قرار داده به تصمیمی برسیم که باری برای تیم ملی نداشته باشد.
آنچه مسلم است هر یک از این سه مربی که در راس تیم ملی قرار بگیرند، باید در کنار خود یک مدیر فنی قوی و کاردان را هم داشته باشند تا خیلی از مسائل جانبی تیم به دست باکفایت این مدیر حل شده و آنان امور فنی تیم را درست و حسابی پیش ببرند.
به هر حال امیدواریم مسوولان تصمیم گیر فدراسیون که بحمدلله کم هم نیستند، این بار دست روی گزینه ای بگذارند که ولو در کوتاه مدت تیم ملی را متحول کند نه آن که باری بر دوش آن باشد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....