در ضمن لیر میگوید تا چند سال یا چند قرن دیگر اتفاق نمیافتد. به همین دلیل ما میمانیم؛ ما یعنی لیر و بقیه ما. پایگاه بیگانهها را در جستجوی چیزهایی که به ما خواهد آموخت میگردیم و در همان حال مرکز دنیایی که بر رویش ایستادهایم فرسوده میشود. همین بس است تا انسان را دچار کابوس کند.
لیر بود که پایگاه بیگانهها را یافت.
ما به مریخ رسیده بودیم: چهارده نفر از ما در سیستم حیاتپای پیازیشکل و محدود پِرسیوال لاوِل. در مداری به دور مریخ چرخیدیم و زمان را گذراندیم و نقشههایمان را تصحیح کردیم و به دنبال هر چیزی گشتیم که کاوشگرهای مارینر و بقیه کاوشگرها در این 60 سال احتمالا از قلم انداخته بودند.
در میان آن همه چیز، ماسکونها را هم نقشهبرداری کردیم. تقریبا به ضرس قاطع میشود گفت این تجمعات غیرعادی مواد در زیر دریاهای ماه ناشی از اثر سیارکهایی با اندازههای کمابیش بزرگ است؛ یعنی همان کوههای سنگی که آرام از آسمان سقوط میکنند تا آنکه با انرژیای برابر با هزاران بمب گداختی به سطح برخورد کنند. مریخ، 4میلیارد سال بود که در دل کمربند سیارکها جولان میداد. مریخ میباید ماسکونهای بهتر و بزرگتری داشته باشد. آنها به حتم روی مدار ما تاثیر میگذاشتند.
به همین خاطر اندرو لیر سخت مشغول کار بود و همانطور که به دور مریخ میگشتیم قلم دستگاه روی کاغذهای شطرنجی پیچ و تاب میخورد. یک قطعه ماشینی در کنار پرسیوال لاول سقوط میکرد و میچرخید. درون پوسته نازکش یک سیستم اهرمی دوبل بود که بهطرز فریبندهای ساده مینمود: یک آشکارگر جرمی پیشرفته. قلم دستگاه پیچ و تابهای این را نقشهبرداری میکرد.
بر روی سیربونیس پالوس، دستگاه منحنیهای غریبی را روی نقشه آورد.
هر کسی بود احتمالا فحشی میداد و همه چیز را مرتب میکرد. اندرو لیر به ان فکر کرد و سیگنالی فرستاد که ابزار در حال سقوط ازاد را از چرخش باز ایستاند.دستگاه در اینجا باید طوری میچرخید که جرمی با توزیع یکنواخت را روی نقشه بیاورد. اما حالا داشت موجهای سینوسی ساده میکشید.
لیر دواندوان خود را به ناخدا چیلدری رساند. دوراندوان؟ بیشتر شبیه هنرنمایی اکروباتبازها بود. لیر با گرفتن دستگیرهها و لگد زدن به دیوارهها و ترمز گرفتن شدید با دستها و پاها خود را به او رساند. وقتی عجله داشته باشید حرکت در حین سقوط آزاد کار دشواری است و لیر هم اختر فیزیکدانی40 ساله بود، نه ورزشکار. وقتی به حباب فرماندهی رسید سخت نفسنفس میزد.
چیلدری که ورزشکار بود با حوصله و با لبخندی کمابیش تحقیرآمیز صبر کرد لیر نفسی تازه کند.
ادامه دارد