سفر چهار روزه گروهی از خبرنگاران به استان هرمزگان که به همت سازمان جنگل ها و مراتع کشور صورت گرفت ، از یک صبح زیبای زمستانی بندر به سوی جنگل های زیبا و دست کاشت حرا آغاز شد. آنجا که درست تا جایی که چشم کار می کرد، بیابان بود و برهوت ، با تلاش مسوولان اداره منابع طبیعی استان هرمزگان به تکه ای از بهشت تبدیل شده و زمین تشنه و ترک خورده بندر پل با درختچه های شگفت انگیز مانگرو آذین بندی شده بود.
حرا درختی است که در آب های شور زندگی می کند و هنگام مد آب دریا تاگلو در آب فرو می رود و با خاصیت تصفیه ای که در پوست آن وجود دارد، بخش شیرین آب دریا را جذب و نمک آن را دفع می کند.
معاون فنی اداره کل منابع طبیعی هرمزگان در توضیح آنچه در این خطه صورت گرفته است ، می گوید: از سال 1370برای نخستین بار به تولید و کشت نهال حرا اقدام کرده ایم و از آن سال بیش از 40هزار هکتار زمین خشک استان با 5میلیون و 570هزار اصله نهار حرا و چندل به فضایی سبز تبدیل شده است.
موسوی می افزاید: استان هرمزگان حدود 70هزار کیلومتر مربع مساحت دارد که براساس شاخص های آب و هوایی از نظر بارندگی ، درجه حرارت ، رطوبت و تبخیر و میزان پوشش گیاهی جزو مناطق بیابانی کشور طبقه بندی می شود که در حال حاضر 19کانون بحران فرسایش بادی و خاکی در حال حاضر، زندگی مشقت باری برای ساکنان فقرزده آن رقم زده است.
به گفته وی ، عوامل انسانی ، رشد جمعیت ، عدم تعادل دام و ظرفیت مرتع ، بوته کنی ، تخریب سرزمین ، برداشت بی رویه از معادن سطحی و افت سفره های آب زیرزمینی از عوامل موثر بیابان زایی در این استان است.
نبود سوخت مناسب
استان هرمزگان از جمله استان های کشورمان است که هنوز لوله های گاز، تن تشنه خاک آن را تجربه نکرده است . به همین دلیل در برخی روستاهای آن همچون بشاگرد، مردم بوته ها و درختچه هایی که غنیمت بیابان آن است را می سوزانند تا خود را گرم کنند. این نکته ای بود که مدیرکل منابع طبیعی استان هرمزگان هم در جمع خبرنگاران برآن تاکید داشت.
الیاس پرورش می گفت : فقر مفرط در برخی روستاهای استان حتی مانع خرید سیلندرگاز از سوی مردم می شود و آنها ناچارند درختان جنگل را که مایه حیات آنها هستند، ببرند و به آتش بکشند.
گرچه وی بر این اقدام اداره متبوعش تاکید می کرد که بخشی از اعتبارات را برای تهیه چراغ خوراک پزی و بخاری برقی و تنورگازی اهالی روستاهایی چون بشاگرد اختصاص داده ، اما در هر حال فقر شدید مردم هیچ گاه مانع این نمی شود که آنها به منابع طبیعی به گونه ای دیگر بنگرند، همان طور که دامداران سنتی نیز خود به نوعی عامل تخریب بیابان و جنگل در این استان هستند.
دامداران سنتی
در گذر از بیابان های هرمزگان ، همان جایی که به روستای کندال از توابع شهرستان میناب می رسیم ، کاروان های شتر و گله های بز و گوسفند در جای جای بیابان مشغول چرا هستند که به گفته مهندس پیمان یوسفی آذر، مدیرکل منابع جنگلی سازمان جنگل ها، یکی از عوامل مهم در فرسایش منابع طبیعی ، جنگل ها و بوته های بیابانی به شمار می روند.
وی تبدیل دامداری سنتی به صنعتی را در این استان راهکار اصلی حل مشکل می داند و می گوید: باید با تسهیلات ویژه و احداث دامداری صنعتی در استان به کمک دامداران شنافت که ناآگاهانه دام های خود را روانه بیابان می کنند تا با تخریب آن راه را بر هجوم شن های روان بر کاشانه خود بگشایند.
ساربان یکی از گله های شتر را در بیابان به حرف گرفتیم و از او پرسیدیم آیا می داند شترهایش چه تاثیر مخربی بر بیابان زایی استان دارد؟ او با لهجه محلی شانه هایش را بالا انداخت و گفت : چاره ای نداریم . شغلی نداریم . تمام زندگی من چند نفر شتر است که شیرش را خیرات می کنم و گوشت آنها را می فروشم.
به گفته مهندس یوسف علیرضایی که هماهنگ کننده سفر خبرنگاران است ، شترداران سالانه از محل 80نفر شتر، 12میلیون تومان سود می کنند، بدون آن که هزینه ای برای تعلیف آنها متقبل شوند.
رنج محرومیت در کندال
بازدید از اقدامات اداره منابع طبیعی استان هرمزگان برای تثبیت شن های روان ، بخش دیگری از این سفر بود. کندال روستایی است در 70کیلومتری میناب که درجوار شن های روان در محرومیت مطلق لمیده است و مردان بیکار و زنان فقر زده آن هیچ تصویری از آسایش و آرامش و رفاه در اذهان خود ندارند.
وقتی اتوبوس حامل خبرنگاران کنار تپه ای از شن های روان متوقف شد و گروه ، محو تماشای این پدیده طبیعی شده بودند، جمعی از کودکان روستایی به جمع ما پیوستند. شن های روان شهربازی بچه های کندال بود. آنها با چهره هایی خندان برتپه های شنی پشتک وارو می زدند و گویی هیچ چیز غم انگیزی در ذهن کوچکشان وجود نداشت.
در حالی که از منظره شن های روان عکس می گرفتم ، زنی روستایی که چهره سوخته خود را زیر برقع قرمز رنگی پنهان کرده بود، دستم را گرفت و مصرانه خواست به خانه اش بروم و زندگی اش را از نزدیک ببینم . از او پرسیدم خانه اش چقدر با جاده و محل توقف ما فاصله دارد، مرتب می گفت دور نیست و ما همچنان در امتداد بیابان می رفتیم . می گفت 30سال سن و 5کودک دارد. شوهرش نابینا و بیکار است و کمیته امداد هر ماه مقداری آرد و پول برایشان می آورد.
بعد از طی مسافتی در بیابان در حالی که از گروه خبرنگاران دور شده بودم ، به خانه اش که نه آلونکش رسیدیم . کلبه ای کوچک 23متری که 5بچه قد و نیم قد به همراه پیرزن و پیرمردی فرتوت در آن می لولیدند. زن برقع را از چهره برداشت . به نظر 50ساله می آمد. می گفت طوفان که بلند می شود، خانه اش زیر تلی از شن فرو می رود. گر چه با حصارکشی اداره منابع طبیعی و تثبیت شن های روان کمی از هجوم طوفان کاسته شده است.
پیرزن که مادرشوهر زن بود، با دیدن من در قابلمه ای سیاه را گشود و گفت این «قاتق » (خورش ) ماست . نمی دانم چه بود. چند سیب زمینی درسته که در آب و کمی سبزی پخته شده بود.
همه زندگی زن یک زیلوی پاره و چند کاسه بشقاب کج و معوج بود و هیچ نشانی از سرویس بهداشتی ، حمام ، آشپزخانه و دیگر مایحتاج ضروری زندگی وجود نداشت . زن یکریز از دیو سیاه فقر می گفت و امیدوار بود با سفر رئیس جمهور به استان ، کمی از مشکلاتش کاسته شود. از کلبه که بیرون آمدم چند زن روستایی دیگر با لباس های زرد و قرمز و سبز و برقع بر چهره ، منتظرم بودند تا آنها هم از رنج زندگی در بیابان بگویند. زرگل دخترک 12ساله ای بود که مرتب به زمینی اشاره می کرد که دو سال پیش کلنگ ساخت یک مدرسه در آن به زمین خورده و همچنان کودکان کندال را در حسرت میز و نیمکت مدرسه نشانده بود.نمی دانم چرا یکباره یاد مهندس بوربور، رئیس سازمان نوسازی و تجهیز مدارس کشور افتادم.
با آنها خداحافظی کردم . آنها رفتند و در باریکه خاکی محصور در دیوارهای گلی گم شدند و من ماندم و این خیال که براستی باید اینجا را چه بنامم ؟ روستا یا بیابانی خشک که با هجوم طوفان در انبوهی از شن های روان فرو می رود و دوباره برمی آید!
بوستان های روستایی
بازدید از بوستان های روستایی در اطراف شهر بستک بخش دیگر این سفر بود. مردمانی با غیرت که با همکاری اداره منابع طبیعی استان و اخذ تسهیلات ویژه ، به ساختن بوستان های روستایی اقدام کرده بودند.مهندس یوسفی آذر درتوضیح نحوه احداث این بوستان ها می گوید: بوستان های روستایی جلوه واقعی مشارکت مردم در توسعه منابع طبیعی و جلوگیری از تخریب بیابان و جنگل هستند.
او می افزاید: اداره منابع طبیعی با شناسایی زمین های مستعد، زمین ، نهال و کمک های فنی را در اختیار روستاییان قرار می دهد و اداره کردن آن بوستان ها به عهده روستاییان است . او البته تاکید می کند که سند بوستان ها به روستاییان واگذار نمی شود و آنها اجازه تغییر کاربری بوستان را هم ندارند، اما استقبال مردم از احداث این گونه بوستان ها بسیار زیاد است و سازمان جنگل ها هم از این اقدام بشدت حمایت می کند.
یوسفی آذر درخلال سفر، هر جا که امکان صحبت او با خبرنگاران پیش می آید، مدام یک واژه را تکرار می کند: «آب ». او می گوید: جنگ آینده و حتی اکنون دولت ها بر سر آب است ، اما هنوز برخی نمی دانند قطع هر درخت ، یعنی خشک شدن آب های زیرزمینی و مرگ حیات!
شاید برای کسانی که در مناطق خوش آب و هوا و سرسبز کشور زندگی می کنند، واژه های به نام منابع طبیعی ، فرسایش آب و خاک ، بیابان ، فقر و تشنگی مفهومی نداشته باشد، اما وقتی رنج مردمان بیابان را می بینی ، بیشتر به اهمیت سخن الیاس پرورش ، مدیرکل منابع طبیعی استان هرمزگان پی می بری که واقعا با 160میلیارد تومان (هزینه فقط ساخت یک سد) نمی توان برای 80درصد مساحت کشور کاری کرد کارستان.
حرا تکه ای از بهشت
دیدن جنگل های شگفت انگیز حرا در میان خلیج زیبای فارس دل انگیزترین بخش این سفر بود. در تنگه حوران بین جزیره قشم و بخشی از استان هرمزگان (فاصله بین جزیره قشم و بندر خمیر) جنگل دریایی حرا در گستره ای معادل 200کیلومتر مربع زیستگاه پرندگان دریایی و انواع ماهیان است . نکته شگفت انگیز حرا بی نیازی آن به آب شیرین است . این جنگل ها روی خاک های لجنی ناشی از رسوب خاک های حاصل از فرسایش سواحل رشد می یابند و مدام در معرض جزر و مد قرار دارند و با هر مد به زیر آب رفته و ناپدید می شوند و با جزر دریا به صورت جزایری پراکنده نمایان می شوند. عبوری دو ساعته لابه لای جنگل و دریا خاطره انگیزترین بخش سفر بود.
زهرا عرب