حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هرچند که گفته می شود حالا دیگر ادبیات فرانسه آن رونق سابق را از دست داده است ، اما واقعا چند نفر از نویسندگان دنیا را می توان برشمرد که هنوز در قید حیاتند و از لحاظ اهمیت آثاری که خلق کرده اند بویژه هنر نویی که ارائه داده اند، با آلن رب گریه قابل مقایسه خواهند بود؟
آلن رب گریه در رشته آمار و مهندسی کشاورزی تحصیل کرد و مدرک گرفت (ژولین گرک هم که یک ماه پیش فوت کرد، آخرین غول از غول های سوررئالیست فرانسه در رشته جغرافیا تحصیل کرده بود.) ظاهرا از 30سالگی بود که رب گریه حرفه نویسندگی را انتخاب کرد و نویسنده ای شد که می خواست «با چشم های آزاد» اشیا را مشاهده کند و ببیند که آنها چسان «با حالت سخت و لایتغیری دائما در این دنیا حضور دارند و معنایی را که در خود دارند به تمسخر می گیرند».
دنیایی که رب گریه در رمان های خود خلق کرد، دنیای کاملا نوی بود و در واقع تنها چیزی که او را از دنیای قدیم رمان در این دنیای جدید باقی نگه داشت داستان پلیسی آن است ! آیا حرفه دیگر رب گریه یعنی سینماگری او بود که باعث شد او داستان پلیسی را دور نیندازد یا این که او داستان پلیسی را هم فقط در حد یکی از آن اشیایی می دانست که حالت آنها هیچ گاه هیچ تغییری نمی کند و طوری هستند که انگار معنایی را که در خود دارند خودشان به تمسخر گرفته اند؟
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....