مورینیو: بابا ای ول داشتیم، رفیق ایادی، آخه بیمرام همچین که ما بیتیم شدیم، یه زنگ خشک و خالی هم نمیتونستی به ما بزنی ،یه آماری به ما بدی.
ایادی: بابا چه آماری؟
مورینیو: بابا دمت گرم، وقتی این یارو کی بود اسمش یادم رفت، آها یونگ رو از استیل آذین انداختن بیرون نباید یه آمار به ما میدادی، حالا اینرو نگفتی هیچ، ولی آخه من از ویرا هم کمتر بودم که برم سپاهان، آخه این رسم رفاقته.
ایادی: حالا اینجا چه کار میکنی؟
مورینیو: هیچی بیتیم موندیم کوبیدیم اومدیم آفریقا شاید اینجا دری به کندهای خورد و یک تیمی پیدا شد و مارو خواست، این همه تو لیگ برتر خودمونو کشتیم که بعد بتونیم بیایم ایران مربی بشیم، که نشد، شما تا وقتی ما با چلسی گل میکاشتیم، هی وعده و وعید دادید، جو مارو گرفت از آبراموویچ بریدیم و...
ایادی: ما وعده و وعید دادیم، ما...
مورینیو: شمای نوعی رو میگم، در اصل کمیته انتقالی و اینا (میگیری که) رو میگم، همش وعده همش وعید، من قید تیم ملی انگلیس رو به خاطر تیم ملی ایران زدم، بعد یه هو این کلمنته... راستی این از کجا پیدا شد یک هو؟
ایادی: پیداش کردند، مگه بده حالا؟
مورینیو: نه بابا کی میگه بده، عزیز من این رسمش نیست که من اینجوری سر کار برم.
ایادی: امروز مثل این که همه با هم تو هم زدیم، یا نه گربهها و سگهای اینجا هم مثل پیشول میشول خودمون بلدند شعر بخونند.
مورینیو: پیشول میشول یه تاکتیک جدیده که میثاقیان کشف کرده؟
ایادی: نه بابا بیخیال شو جون مادرت.
مورینیو: من بیخیال شم، غیرممکنه عزیزم غیرممکن، صد در صد یه روش هجومی به سبک فیروز.
ایادی: نه
مورینیو: سیستم تقسیم توپ در یک سوم میانی به روایت استاد اعظم.
ایادی: استاد اعظم؟
مورینیو: عمرا بهت بگم، عمرا.
ایادی: چرا؟
مورینیو: من آمار شما رو دارم فکر کردی.
ایادی: جدی جدی بیتیم موندیها؟
مورینیو: نه بابا پیشنهاد دارم تا دلت بخواد، همین ب...
ایادی: دیروز کرایف بهم گفت که محترمانه ازت خواسته دورو وربارسلون پیدات نشه؟
مورینیو: گفتم ب...فکر کردی میخوام بگم بارسلونا، بابا همین برق به من پیشنهاد داده؟
ایادی: کدوم برق؟
مورینیو: عمرا اگه بگم.
ایادی: داشتیم.
مورینیو: اول بگو پیشول و میشول یعنی چی؟
ایادی: هیچی بابا اسم دو تا گربه است.
مورینیو: مثل تاکتیک گربههای جنگجو که...
ایادی: این دروگبا رو ندیدی کجا رفت؟
مورینیو: نه بابا،حواسم پیش داماش بودیا شایدم شموشک یا حتی...
ایادی: نگفتی آفریقا چکار میکنی؟
مورینیو: هیچی اومدم تفریح.
ایادی: چند دقیقه پیش که یه چیز دیگه گفتی؟
مورینیو: من.
ایادی: تو، آره تو.
مورینیو: جوانی کردم از چلسی اومدم بیرون، خام بودم، من کجا و لیگ برتر شما کجا، مجبورم دوباره یا برگردم انگلیس یا برم اسپانیا، چقدر هم بدم میآد از این رایکارد.
ایادی: چرا؟
مورینیو: اون زیر آبم و زد وگرنه با کمیته انتقالی بسته بودم اساسی.
ایادی: کمیته که کارهای نبود.
مورینیو: همین آقایان داشتند میآمدند در خانه من، رایکارد در هیات یک راننده تاکسی از بس ترسیده بود، اونا رو برد در خونه کلمنته، باور کن جان شما راست میگم، من داشتم توی ایالت باسک استراحت میکردم، اصلا نفهمیدم، اول فکر کردم ایرانیها توی ترافیک همت گیر کردهاند دیر رسیدهاند فرود گاه اما بعد فهمیدم که نه سر وقت رسیدن، ولی رایکارد،ای رایکارد.
ایادی: جدی میگی؟
مورینیو: نه شوخی میکنم.
ایادی: بابا بیخیال شو ما بریم سراغ دروگبا.
مورینیو: دروگبا؟ چرا؟ چی شده؟ بابت... نکنه قراره بیاد ایران، بگوویچ گفت تیمش ضعف گلزنی داره... نه...
ایادی: بیخیال شو جان تو ما بریم سراغ کار و زندگی مون.
مورینیو: نه جان تونمی ذارم بری؟ نهار دیزی گذاشتم.
ایادی: دیزی؟
مورینیو: نگفتم، من عاشق ایرانم، کلهپاچههامو ندیدی چهطور عمل میآرم یه بار باید بیای، خونه ما...
ایادی: ................
مورینیو: منو با خودت ببر....