البته و صد البته اگر فکر کردهاید که چیزی برای بیخیالی در این عالم پیدا نمیشود، تا اطلاع ثانوی باید، روی دنده بیخیالی بخوابید، چراکه از ازل تا ابد اگر آدم بیخیالی را نداشت وقتی که مثلا دروازهبان یکی از دو تیم مطرح پایتخت سوتی میداد و تیم 3 بر صفر عقب میافتاد، باید مربیان و بازیکنان و خود دروازهبان به کجا پناه میبردند و چی میگفتند.
درست به همین خاطر بود که یک هو همه بازیکنان پرسپولیس (به قول قطبی البته) در رختکن ریختند دور و بر فرشید کریمی و گفتند، <فرشید جان بیخیال>، ما ماندهایم این <فرشید جان بیخیال، ما جبران میکنیم> چه قدرتی داشت که باعث شد یک هو قلبهای شیری تیم قرمز پایتخت (باز هم به قول قطبی) طوری شروع به زدن کند که ابومسلم و مظلومی و نامجو مطلق هم نتوانند کاری بکنند، جز دعا تا هر چه زودتر نیمه دوم تمام شود وگرنه هر آن احتمال داشت توفان قرمز همه چیز (حتی یک امتیاز ناقابل) را با خودش ببرد.
از این ستون تا آن ستون
تا اطلاع ثانوی بیخیال خیلی چیزهای دیگر هم میتوانید باشید / بشوید. مثلا یک چیزی مثل صفحه حوادث روزنامهها، اصلا به ما چه که مدام یک عده تبهکار جواننما مدام دارند کارهای شیطانی میکنند و مدام هی دست به یک کارهایی میزنند که واقعا باعث میشود آدم از جوان بودن خودش خجالت بکشد چه برسد به این که... یکی نیست بگوید، ای تبهکار جواننما، تو رضا رشیدپور را نمیشناسی، برنامهاش را تماشا نمیکنی، نمیبینی خودش و لباسهای قشنگتر از خودش چطوری این همه جوان گل و بلبلی را از جای جای میهن عزیزمان جمع میکند دور هم و همه با هم از خوبیها و اکتشافات و کارهای جدید هنری و این جور چیزها حرف میزنند شما آبتان نبوده نانتان نبوده، چرا رفتهاید دنبال خلاف آخه، اگر هم خلاف میکنید چرا خودتان را به صورت جواننما در میآورید تا هر بار که پدر و مادر ما این صفحه حوادث را میخوانند، کلی ما که جوان هستیم تیکه بشنویم و هی بگوییم: <بیخیال بذار این، برنامه رضا رشیدپور (که خودش گل است اما لباسهایش گل تر هستند) شروع شود تا آن وقت تلافی کنیم.
بابا نکنید این کارها را، اینقدر خودتان را جواننما نکنید ای آدمهایی که فقط به فکر کارهای............ (از اینجا به بعد را با حروف رمز نوشتیم اگر حدس زدید منظور ما چه بوده یا هست، لطفا به برو بچههای کافه کاغذی اطلاع دهید.)
تازه از همه اینها گذشته گاهی اوقات هم بد نیست آدم موقع لایی کشیدن در اتوبان یا توی یک کوچه 8 متری حواسش به دور و برش هم باشد که یک هو یک وقت... اصلا آدم اگر بیخیال اینجور چیزها شود، بهتر نیست، تازه آن وقت میتواند در رشته مورد علاقهاش که ماشین سواری باشد، به صورت حرفهای فعالیت کند تا شاید یک وقت دیدی از کنار رشیدپور هم سر درآورد. اصلا بعید نیست، هست؟