در حوزه روانشناسی، فشارهای روانی و مشکلات به دستههای مختلف تقسیم میشوند که در بعضی از مواقع آدمی با استفاده از توان و استعداد خود یا دیگری، میتواند آنها را حل کرده یا تغییر دهد و بعضی از مسائل هم هستند که صرفا باید آنها را تحمل کرد و مرگ از این مقوله است.
از این رو به جای این که همواره از اساسیترین مساله زندگیمان فرار کنیم، یا خود را به فراموشی بزنیم یا خود را به چیز دیگری سرگرم کنیم، بهتر آن است که در طول زندگی حداقل یک بار صمیمانه با آن روبهرو شویم و تکلیف خود را با آن روشن سازیم. اگر از نظر محتوایی به مرگ نمیاندیشیم و برای زندگی برنامه نمیریزیم، حداقل در مورد چگونگی برخورد خودمان و بستگانمان با مرگ برنامهریزی کنیم.
کد خبر: ۱۶۰۷۸۸
- در آموزههای دینی در مورد نوشتن وصیتنامه، یاد مرگ، گذر به قبرستان و... بارها شنیدهایم. حالا باید با اعضای خانواده برنامه مرگ خود و سایر افراد خانواده را بررسی کنیم و مطمئن شویم که میتوانیم برنامهریزی کنیم.
- از آنجا که اغلب اوقات به هنگام پیشامد مرگ عزیزان، به علت هیجانات شدید و تالمات روحی تصمیمگیری مشکل است، گنجاندن بعضی موارد در برنامهریزی مرگ خود یا عزیزانمان ضروری است. از این رو چون معمولا مرگ از ما حضور نمیگیرد تا به مانند عروسی تدارک ببینیم، لذا بهتر است مبلغی برای چنین مراسمی در نظر بگیریم.
- تکلیف بدهی، دفترچههای قسط، سرمایهگذاریها، دیون، اموال منقول و غیرمنقول را روشن سازیم و به جای بازماندگان خودمان برای خودمان حلالیتهای لازم را بطلبیم.
- کیفیت مراسمها، خیراتها، نوع سخنرانی، مداحها، مسائل مربوط به تهیه قبر و... را مشخص کنیم.
- نحوه اطلاعرسانی به دوستان را در برنامه بگنجانیم و متن اعلامیه ترحیم را تهیه کنیم و جای تاریخ آن را خالی بگذاریم.
از نظر روانشناختی وقتی مرگ عزیزانمان اتفاق میافتد، 4 مرحله متوالی به ترتیب اتفاق میافتد که باید از این مراحل عبور کرد، که عبارتند از:
مرحله انکار: در مرحله انکار، قبول مرگ عزیزمان بسیار غیرممکن خود را نشان میدهد. این مساله مخصوصا در حوادثی که منجر به مرگ مغزی میشود بیشتر مشهود است. بیدلیل نیست بیشتر بازماندگان فردی که دچار مرگ مغزی شده است، با اهداء اعضا موافقت نمیکنند. زیرا که انکار واقعیت مرگ یکی از مراحل است.
مرحله خشم: در این مرحله نسبت به مرگ عزیز از دست رفته خشم داریم. اگر چه مرگ او را پذیرفتهایم. در این مرحله ممکن است خشم خود را به دیگران نیز انتقال دهیم. این مساله را بیشتر در تصادفات رانندگی، سکتههایی که به خاطر دعوا پیش میآید یا در اتاق جراحی پیش میآید. دراین مرحله ممکن است حرفهای ناشایست به مسببن بزنیم یا دست به انتقام یا رفتارهای تهدیدآمیز بزنیم.
مرحله غم: نسبت به سایر مراحل قبلی طولانیتر است. ولی حداکثر نباید از 6 ماه بیشتر شود. در غیر این صورت، مساله افسردگی و درمان آن باید در نظر گرفته شود. برنامهریزی برای مرگ کمک فراوانی در جهت کوتاه شدن این مرحله میکند.
تمرکز زدایی هم تکنیکی است که میتواند در این زمینه به فرد غمگین کمک کند و آن این است که به جای تمرکز روی خاطراتی که با متوفی داشتهایم، دنیای دید خود را وسیع کنیم و وقت بیشتری با زندگان بگذاریم.
مرحله پذیرش: این مرحله از دید عموم به اشتباه فراموشی مردگان نام گذاشته میشود، مرحله آخر در رابطه با مرگ عزیزان است و همه باید به این مرحله برسند ولی برنامهریزی در مورد مرگ اولا باعث تسهیل این روند میشود؛ ثانیا موجب سرعت آن میشود؛ ثالثا عوارض منفی ناشی از داغ فرزندان را از بین میبرد، به علاوه این که به ما در خودشناسی، بینش میدهد.
استفاده دیگری که از این مراحل میشود، نحوه تسلی دادن به بازماندگان و داغدیدگان است که اگر ما با این مراحل آشنا باشیم به نحو موثر و مفیدی با بازماندگان همدردی میکنیم.
- به فرد داغدیده مخصوصا در مراحل نخست، نصیحت نکنیم که تو باید صبور باشی و به او نگوییم تو غمگین نباش.
- بیشترین کمک ما به داغدیدگان ابراز همدردی با جملاتی مانند فوت عزیزتان برای ما نیز بسیار متاثرکننده بود یا واقعا داغ بزرگی برای شما بوده، است.
- شاید بتوان گفت سکوت و در آغوش گرفتن داغدیده، کمک بسیار موثری به او در طی کردن مراحل چهارگانه پذیرش مرگ است.
- کمک به داغدیده در جهت کارهای اجرایی متعدد از قبیل کارهای پزشکی قانونی، هماهنگی جهت صدور مجوز گرفتن و کفن و دفن و هماهنگی مراسمها بسیار در تسکین داغدیده موثر است.
- در مرحله سوم یعنی غم که معمولا مراسمها تمام شده و شرکتکنندگان نیز دور فرد را خلوت کردهاند و بیشتر بعد از هفتم یا چهلم نمود پیدا میکند، بهتر است که به این افراد سر بزنیم یا آنان را به منزل دعوت کنیم. همچنین میتوانیم با صحبتهای شناختی، فلسفی یا توصیههای دینی و نصیحتهایی خاص او را از مرحله خروج از غم و پذیرش واقعیت آماده سازیم.