لطفا دست نگهدارید، فعلا‌ نمیرید

هنوز مطالبم را به پایان نرسانده بودم که نفسم بالا نیامد و خیلی آرام و راحت بدون این که آب از آب تکان بخورد مردم. اولش باورم نمی‌شد که مردن به این راحتی باشد اما بعد فهمیدم واقعا مرده‌ام، لحظه به لحظه سبک و سبک‌تر می‌شدم آنقدر که در فضای اتاق استیجاری‌ام به پرواز درآمده بودم. نگاهم به دستنوشته‌هایم افتاد و چقدر ذوق کردم که دیگر مجبور نیستم برای تامین معاش مطلب بنویسم. دیگر خبری از دلواپسی که سال‌های سال در جانم ریشه دوانده بود نبود.
کد خبر: ۱۶۰۷۸۷

 با آرامش خودم را دیدم که روی کاغذها ولو شده بودم و چقدر هم مضحک مرده بودم، آفتاب پاییزی از پشت پنجره سرک می‌کشید و من لذت مردن را داشتم تجربه می‌کردم که پسرم نگران و وحشت‌زده به جسم بی‌جانم خیره شده بود و مدام نبضم را امتحان می‌کرد و سرانجام پس از سال‌ها بی‌قیدی را تجربه کردم، هیچ حسی نسبت به هیچ‌کس نداشتم و چقدر جالب بود.

چند ساعتی از مرگم نگذشته بود که آمبولانس خبر کردند و طی مراسمی جسد یک‌لاقبای شنذر پنزری مرا داخل آن گذاشتند و چون آس و پاس بودم نعش‌کش دولتی خبر کرده بودند و تنها 19 هزار تومان هزینه کردند. البته هزینه آمبولانس خصوصی هر 3 ساعت چیزی حدود 49 هزار تومان می‌شد که قطعا جسد بی‌ارزش من این‌قدرها نمی‌ارزید.

به بهشت زهرا (س) که رسیدیم ارواح سرگردان زیادی را دیدم که همگی از دست هزینه‌های زیاد مردن ذله شده بودند و به زمین و زمان بد و بیراه می‌گفتند و همه‌اش افسوس می‌خوردند که چرا در زمان حیاتشان فکر مردن را نکرده بودند. مساله خرید قبر با توجه به وضعیت مالی‌ام به راحتی حل شد و مسوول مربوطه همین که فهمید خبرنگار هستم قبر مجانی به ورثه داد تا مرا دفن کنند. خوشحال شدم که پسرم زیاد به خرج نیفتاد، اما مثل این که تازه اول کار بود هزینه غسل 20 هزار تومان، تابلوی موقت بالای مزار 85 هزار تومان، سنگ قبر معمولی 13 هزار تومان، مداح و اکو 7 هزار و 500 تومان، سالن سوگواری 45 هزار تومان، نماز میت 35 هزار تومان، اعلامیه ترحیم 23 هزار تومان،‌ خلعت معمولی 15 هزار و 500 تومان، پارچه اعلام همدردی 7 هزار و 500 تومان، خلاصه آنقدر هزینه‌ها بالا رفت که از مردن پشیمان شدم، ولی چون دیگر جایی در دنیای زندگان نداشتم به ناچار به همان مردن تن دادم و در قبرم آرام گرفتم.

هرکس حداقل یک بار به وسیله روحش در تشییع جنازه خودش شرکت می‌کند و به نظاره می‌نشیند، اما پس از تشییع جنازه برای صاحب مرده و زنده‌ها، شروع روز دیگری است. در این دنیای بزرگ که هرکس بر اثر حادثه و بیماری و به ندرت در اثر مرگ طبیعی دار فانی را وداع می‌گوید، هزینه‌های هنگفت مردن ورثه را بشدت آزار می‌دهد.

هزینه‌های متوسط مردن برای اقشار مختلف که شامل خرید قبر، غسالخانه، عوارض شهرداری، کفن و دفن و برگزاری مراسم است عبارتند از مبلغ 60 هزار تومان به حساب سازمان بهشت زهرا (س) بابت اجازه دفن شناسنامه، 10 هزار تومان بابت قبرکن و ... بابت کفاره 15 هزار تومان، بابت هزینه معاینه پزشکی قانونی 10 هزار تومان، خطاطی مشخصات مرده روی سنگ گرانیت سبز 100 هزار تومان، کلاف آهنی 15 هزار تومان، سنگ‌های بغل با کرایه 20 هزار تومان و سیمان 10 هزار تومان می‌شود.

بعد از خاکسپاری مرده، همه از قبرستان راهی خانه صاحب مرده می‌شوند تا در مراسم ختم، شب هفت و چهلم شرکت کنند که هزینه‌های آن به حداقل 2 میلیون و 500 هزار تومان می‌رسد.

هزینه‌های مسجد هم برای برگزاری مراسم ختم از 500 هزار تومان تا 2 میلیون تومان تمام می‌شود که البته پذیرایی از میهمانان ضروری است و هزینه خاص خود را دارد.

برگزاری مراسم یادبود از دست‌رفتگان نیز حداقل 3 میلیون تومان هزینه در بر دارد که این هزینه برای خانواده‌های طبقه پایین که بالغ بر 40 درصد جمعیت کشور را شامل می‌شوند غیرقابل تحمل است.

تاریخچه بهشت زهرا (س)

ماجرای تاسیس سازمانی واحد جهت ارائه خدمات لازم برای رسیدگی به امور بعد از مرگ هم از آن ماجراهاست که داستان تاسیس‌اش از سال 1339 و زمان تصدی «نفیسی» شهردار وقت تهران شروع شد و تا سال 1349 طول کشید. در تاریخ 26/6/48 «توسلی» دومین مدیرعامل سازمان «گورستان‌های شهر تهران» می‌شود و هم‌او با جدیت تمام عملیات آماده‌سازی بهشت زهرای امروز را دنبال می‌کند و این سازمان در سال 1349 فعالیت خود را با دفن اولین متوفی به نام «محمدتقی خیال» آغاز می‌کند. مهم‌ترین انگیزه برای تاسیس چنین سازمانی را در آن زمان چنین اعلام کرده‌اند: «پایان دادن به پراکندگی و تعدد گورستان‌ها و مراکز دفن اموات در سطح شهر تهران و برنامه‌ریزی دقیق و اصولی برای این امر و جلوگیری از دفن اموات در نقاط مختلف غیرمجاز و حتی اراضی بایر و دایر و در مجاورت اماکن مسکونی و صنعتی و غیره و مخصوصا رعایت کامل شرایط بهداشتی به منظور ایجاد تسهیلات و ارائه خدمات بهتر به خانواده‌‌های عزادار و ایجاد سیستم یکنواخت...» و چنین شد که در سومین روز از مردادماه سال 1349 اولین متوفی در قطعه 1 ردیف 1 و شماره 1 دفن شد و حالا بعد از گذشت کمتر از 37 سال بیش از یک و نیم میلیون نفر در این مکان آرمیده‌اند.

هر روز صبح به‌خصوص روزهای پنجشنبه و جمعه تعداد زیادی از کودکان بین 7 تا 15 سال در کنار بزرگراه آماده فروش گل‌هایی هستند که به آنان داده شده است تا سهم اندکی هم به این فروشندگان کوچک برسد.

این فروشندگان کوچک که معمولا از ساکنین مناطق اطراف بهشت زهرا (س) هستند به دلیل وضع بد مالی خانواده مجبور هستند به فروش گل بپردازند تا در ازای هر 10 هزار تومان 2 تا 3 هزار تومان نصیبشان شود.

تشریفات مرگ‌

با این که قبور در قطعات یک‌طبقه رایگان است و خدمات اولیه با 50 درصد تخفیف انجام می‌شود اما عملا برگزاری روز اول مراسم بزرگداشت که اصطلاحا به آن مراسم «سر خاک» گفته می‌‌شود در تابستان و برای یک متوفی مرد و با 50 نفر مدعو از 280 تا 570 هزار تومان هزینه در بر خواهد داشت.

این در حالی است که قیمت قبرهای کاملا سایه‌دار و قطعات قدیمی گران‌تر است و هزینه آرامگاه‌های خصوصی سر به صد تا دویست میلیون تومان می‌‌زند که اکثرا متعلق به از ما بهتران است و اسامی خانوادگی این آرامگاه‌ها موید این مطلب است که این آرامگاه‌ها هم آب دارد و هم برق.

در اکثر مواقع در بهشت‌زهرا دو قطعه جدید وجود دارد، یک قطعه با عنوان «یک‌طبقه» و قطعه دیگر با عنوان «دوطبقه» نامیده می‌شود. قطعات یک طبقه‌رایگان است و هزینه خدمات در آنها برای تمامی افراد با 50 درصد تخفیف محاسبه می‌شود، اما قیمت قبور دوطبقه متفاوت است. در طبقه اول این قبور اولین متوفی دفن می‌‌شود و طبقه دوم قبر با سند به یکی از بستگان وی واگذار می‌شود تا پس از مرگ وی، او را در طبقه دوم قبر متوفای اول دفن کنند. قیمت این قبور 120 هزار‌تومان و هزینه خدمات آنها 90 هزار تومان است.

ظرفیت بهشت‌زهرا (س) تکمیل است‌

در خبرها آمده بود که 16 ماه دیگر ظرفیت بهشت‌زهرا(س)، تنها گورستان رسمی کلانشهر تهران تکمیل می‌شود و بر سر راه احداث گورستان جدید در شرق، غرب و جنوب تهران نیز مشکلاتی وجود دارد.

براساس اعلام سازمان بهشت‌زهرا در کلانشهر تهران روزانه 120 تا 140 نفر فوت می‌کنند و به طور متوسط سالانه 50 هزار متوفی در تنها گورستان رسمی شهر به خاک سپرده می‌شوند و این در حالی است که مسوولان شهری هم اعلام کرده‌اند، فقط تا پایان سال 87 جا برای دفن مردگان در بهشت‌زهرا وجود دارد.

البته شهرداری تهران برای رفع این معضل رایزنی‌های فراوانی انجام داد و قرار شد گورستانی در شرق و غرب تهران احداث کنند؛ ولی متاسفانه ساخت این گورستان‌ها با مشکلات فراوانی روبه‌رو شد و شرقی‌ها و غربی‌ها از ورود مردگان تهرانی‌ها جلوگیری کردند.

بعد از این که شهرداری تهران نتوانست گورستانی در شرق و غرب تهران احداث کند، تصمیم گرفت گورستان فعلی (بهشت‌زهرا) را توسعه دهد؛ ولی باقرشهری‌ها هم در برابر این موضوع مقاومت کرده و معتقدند که 40 سال میزبان اموات تهرانی‌ها بوده‌ایم و دیگر نمی‌خواهیم میزبان باشیم.

همچنین قرار شد گورستانی در کیلومتر 12 آزادراه تهران  شمال واقع در محدوده امامزاده عقیل توسط بخش خصوصی ساخته شود که با مخالفت اعضای شورای اسلامی شهر تهران روبه‌رو شد.

اعضای شورای شهر تهران در این خصوص معتقدند، جاده‌های دسترسی به این نقطه هنوز آماده نشده و در طرح‌های کارشناسان بر لزوم دسترسی به این منطقه تاکید شده است و نمی‌توان از این نقطه به عنوان گورستان استفاده کرد و این کار هم منتفی شد.

نیاز به گورستان‌های جدید

محمود رضاییان، مدیرعامل سازمان بهشت‌زهرا(س) چندی قبل گفته بود: سازمان بهشت‌زهرا با اشاره به نیاز کلانشهر تهران به گورستان‌های جدید نیاز دارد و طرح‌های مطالعاتی و مکان‌یابی جهت گورستان‌های جدید انجام شده و در صورت راه‌اندازی همزمان دو گورستان جدید در شمال شرق و جنوب غرب شهر تهران، این شهر تا 50 سال دیگر نیازی به گورستان جدید نخواهد داشت.

او تاکید کرد: توسعه گورستان‌های جدید نیازمند همکاری شورای شهر، معاونت خدمات شهرداری، نیروهای مسلح، وزارت کشور و سایر نهادها و ارگان‌هاست و امیدواریم با تملک اراضی، عملیات ساخت این گورستان‌ها هرچه سریع‌تر آغاز شود.

او همچنین در خصوص توسعه 160 هکتاری بهشت‌زهرا اظهار کرده، شورای شهر باقرشهر از اجرایی شدن این کار جلوگیری کرده و اجازه فعالیت به شهرداری تهران در این زمینه نمی‌دهد و این در حالی است که در صورت توسعه بهشت‌زهرا، این گورستان تا 12 سال آینده برای دفن اموات جا دارد؛ اما تاکنون شرایط توسعه آن فراهم نشده است.

به گفته وی، تهران بجز بهشت‌زهرا به 4‌‌گورستان رسمی دیگر در 4 نقطه شهر در شمال شرقی، شمال غربی، جنوب شرقی و جنوب غربی نیاز دارد؛ ولی هنوز نتوانسته‌ایم حتی یک گورستان جدید در پایتخت احداث کنیم.

مدیرعامل سازمان بهشت‌زهرا افزود: تهران به صورت بالقوه در معرض بحران‌های طبیعی است و بهشت زهرا‌(س) به ‌تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی دفن متوفیان بی‌شمار این کلانشهر باشد.

او تصریح کرده، با احداث گورستان‌های جدید، فاصله و شکاف فرهنگی شمال و جنوب شهروندان تهرانی تغییر خواهد کرد و آلودگی‌های صوتی و مشکل ترافیک بخصوص در روزهای پایانی هفته بشدت کاهش می‌یابد.

محمدباقر قالیباف، شهردار تهران نیز معتقد است که طبق طرح‌ها و نقشه‌های شهرداری تهران بنا بود گورستانی در شرق تهران در منطقه تلو در انتهای اتوبان شهید بابایی و همچنین گورستان دیگری در غرب تهران در منطقه گرمدره ایجاد شود تا کمبود گورستان تا حدودی در شهر تهران برطرف شود.

او تاکید کرده است: شهرداری کرج از پذیرفتن اموات تهرانی‌ها خودداری می‌کند؛ چرا که معتقد است مرده‌های تهرانی نباید در گرمدره (کرج) دفن شوند و این در حالی است که مجوز احداث گورستان در غرب تهران در منطقه گرمدره در سال 73 توسط شورای اسلامی شهر تهران صادر شده بود و در آن زمان اصلا گرمدره تبدیل به شهر نشده بود.

شهردار تهران تاکید کرده است: تعدادی از کارشناسان معتقدند به دلیل وزش باد شرق به غرب هم نباید گورستانی در این منطقه ایجاد شود؛ چرا که وزش باد از شرق به غرب مشکلات بهداشتی برای شهروندان در این ناحیه ایجاد می‌کند. به همین دلیل احداث گورستان در غرب تهران در منطقه گرمدره منتفی شد.

او تصریح کرده است: گورستان‌ها را باید در تهران گسترش دهیم؛ چرا که تا چند سال آینده دیگر نمی‌توان مرده‌ای در بهشت زهرا (س) دفن کرد. ازاین‌رو با رایزنی‌هایی که انجام داده‌ایم، بزودی تکلیف گورستان شرق به وسعت 400‌‌هکتار را مشخص خواهیم کرد.

او درخصوص مشکلات پیش‌آمده برای احداث گورستان شرق هم گفته است: برای تصرف این زمین‌ها توافقات لازم با سازمان منابع طبیعی صورت گرفته و امیدواریم در آینده نزدیک این مشکل برطرف شود تا بتوانیم این گورستان را در شرق تهران احداث کنیم.

هزینه‌های سرسام‌آور مردن‌

رضا، 26 ساله، کارمند در مورد هزینه‌های آخرت می‌گوید: مرحوم پدرم معلم ساده‌ای بود که تمام عمرش را به تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم گذراند و در آخر حقوق بازنشستگی‌اش چیزی حدود 150 هزار تومان بود که به سختی کفاف زندگیشان را می‌داد. ازاین‌رو مجبور بود باز هم به بچه‌ها درس خصوصی بدهد. وقتی که فوت کرد، تازه ما ملتفت هزینه‌های مردن شدیم. با وجودی که سعی کردیم هزینه‌ها را کم کنیم، در نهایت 3 میلیون تومان هزینه کردیم و چون این مقدار پول را نداشتیم، قرض کردیم و در حال حاضر بعد از گذشت 5/2 سال هنوز نتوانسته‌ایم بدهی‌های مردن پدر را پرداخت کنیم.

خانم دیگری که خود را فرشته معرفی می‌کند، در مورد مرگ شوهرش و هزینه‌های آن می‌گوید: همسرم بیمار شد و حدود یک ماه در بخش سی.سی.یو بستری شد. هزینه‌های درمان در بیمارستان آنقدر زیاد بود که مجبور شدم ماشین را بفروشم. اصلا فکر نمی‌کردم هزینه‌های مردن تا این حد کمرشکن باشد. بعد از فوت همسرم مجبور به فروش فرش‌ها شدم، زیرا که می‌خواستم مراسم عزاداری‌اش با آبرو برگزار شود. خلاصه حدود 5 میلیون تومان هزینه کردیم و معلوم نیست که تا چند سال دیگر باید بدهی‌های مردم را بپردازم.

البته هزینه‌های جنبی دیگری هم برای از ما بهتران وجود دارد که عبارتند از مخارج فیلمبرداری، استفاده از شرکت‌های برگزاری مجالس عزاداری و کرایه گریه‌کن‌ها و... که احتمالا این هزینه‌ها سر به فلک می‌زند.

بیتا مهدوی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها