بیمقدمه رفتم سراغ بخش اخبار سایت گوگل. بله، در بحبوحه اعلام نامزدهای هشتادمین دوره از جوایز اسکار، شماره اول شدنِ نام هیث لجر در فهرست جست و جو شدهها بیمناسبت نبود. جملهای که از جست و جوی نام او در بخش خبری سایت گوگل جلوی چشمانم نقش بست ساده و روان بود: هیث لجر در 28 سالگی از دنیا رفت. شوکه شدم. کار دیگری از دستم برنمیآمد.
جسدش را در آپارتمانش یافتند. در منهتنِ نیویورک، نیویورک. مستخدم خانه و ماساژوری که به سراغ هنرپیشه جوان آمده بود اولین کسانی بودند که پیکرش را دیدند. میگویند قرصهای خوابآور در اتاقش بوده. و اینکه مدتها بوده خواب درست و حسابی نداشته. خودش هم از مشکل بیخوابیاش گله کرده بوده و در ضمن گفته که بازی در نقش ژوکر در بتمن جدید کریستوفر نولان با عنوان «شوالیه سیاهپوش» وضع جسمی و روحیاش را حسابی به هم ریخته است. حتی میگویند گوشهگیرتر از سابق شده بوده و کمتر به سراغ دوستانش میرفته.
خبر میپیچد. همه شوکه میشوند و هر کسی به نوعی واکنش نشان میدهد. خانوادهاش مرگ او را نابهنگام و غمانگیز اما تصادفی میخوانند. اعضای خانوادهاش معتقدند که هیثی که ما میشناختیم دست به خودکشی نمیزند. جک نیکلسون میگوید که درباره بازی در نقش ژوکر و عواقب آن به او هشدار داده است و میشله ویلیامز، نامزد سابق هیث که با هم دختری به نام ماتیلدا دارند، اذعان میدارد که نگراناش بوده است. خب به هر تقدیر کار از دست شده است.
اولین نقش مهم لجر، گابریل مارتین در فیلم «میهن پرست» (2000) بود. مل گیبسون او را از بین 500 جوان حاضر در تست بازیگری برای نقش پسر خودش در این فیلم انتخاب کرد. پس از مرگ تراژیکش، گیبسون هم گفت که به آینده هیث دل بسته بوده. بعد لجر شد سر ویلیامز تاچر در «داستان یک شوالیه» (2001). فیلمهای بعدیاش هم انتخابهای خوبی بودند: «ضیافت هیولا» (2001)، «چهار پر» (2002)، «ند کلی» (2003) که در آن نقش به اصطلاح جسی جیمز استرالیا را بازی کرد و... سال 2005 هم که با چند کارگردان نامدار کار کرد: با تری گیلیام در فیلم «برادران گریم»، بعد شد انیس دلمار جلوی دوربین آنگ لی و کمی بعد از آن هم در هیبت کازانوا مقابل دوربین لاسه هالستروم نقشآفرینی کرد.
حالا تا در هیبت باب دیلن ببینمش حالمان گرفته میشود و حس عجیبی خواهیم داشت. از همه بدتر نقش پر از شیطنتاش است که از قضا شد نقشآفرینی آخرش. تابستان آینده ما خواهیم بود و لجر در نقش ژوکر...
جواد رهبر