تا به حال در فیلمهایی مثل «زندان» (1988)، «اسبهای تازهنفس» (1988)، «اسلحههای جوان 2» (1990)، «پیشگویی» (1995)، «تصویر یک بانو» (1996)، «سرباز چین» (1997) و «28 روز» (2000) بازی داشته است.
«قولهای شرقی» تازهترین فیلم اوست که وی را نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد کرده است. او که بازیاش سخت مورد توجه منتقدان کانادایی قرار گرفته، به احتمال زیاد امسال جایزه بهترین مرد سال سینمای کانادا را نیز از آن خود میکند. در فیلم که توسط دوست صمیمی بازیگر یعنی دیوید کراننبرگ کارگردانی شده، مورتنسن در نقش نیکلای لوژین ظاهر میشود. او که اصلیتی روسی دارد در یکی از بانفوذترین خانوادههای گنگستری و جنایتکار مقیم لندن زندگی و کار میکند. او زمانی که مجبور میشود به یک جوان بیپناه کمک کند، به ارزیابی درباره گذشتهها و فعالیتهای خود مینشیند. این بازیگر در چند کار اخیر خود از نقشهای قهرمانانه فاصله گرفته و نشان داده که چندان به فکر ترسیم چهرهای مقبول از خودش روی پرده سینما نیست و بیشتر به پیچیدگیهای نقش و رلهای چالشبرانگیز میاندیشد.
بازیتان در فیلم را چگونه ارزیابی میکنید؟
من منتقد نیستم و هیچ وقت کاراکتری را که بازی میکنم مورد قضاوت قرار نمیدهم. فقط به فکر آن هستم که نقشم را تا حد امکان خوب و قابل قبول بازی کنم. قضاوت درباره کارم به عهده تماشاگران و منتقدان است.
خودتان کاراکتر نیکلای را چگونه میبینید؟
او آدمی با روحیات خاص خودش است. برای ترسیم نقش و در جلوی دوربین راه خودم را رفتم. سادهترین راه در اینگونه مواقع این است که آدم به تماشای فیلمهای گنگستری بنشیند و از روی آنها کپی کند. اما من این کار را نکردم و در عین حال، گنگسترهای روسی ساختار کاری متفاوتی دارند که تا به حال در هیچ فیلم سینمایی به نمایش گذاشته نشده است. به همین دلیل، در فیلمهای گنگستری هیچ مثال خوبی در این رابطه نمیشد پیدا کرد. دوست دارم خودم کاراکتری را که قرار است بازی کنم، کشف و پیدا کنم. در عین حال، پروسه تولید فیلم و کار فیلمبرداری هم اهمیت ویژهای دارد. هنگام بازی در یک نقش جدید، مجبورم که چیزهای تازهای یاد بگیرم. همیشه به خودم میگویم باید کارم را عالی انجام دهم. برای «قولهای شرقی» یکی از نکات مهم این بود که لهجه روسی را درست صحبت کنم تا تماشاچی باور کند که من اصلیتی روسی دارم. این مساله کمک میکرد تا کاراکترم باورپذیرتر جلوه کند.
برای این نقش چه تحقیقاتی کردید؟
با آدمهایی واقعی دیدار و گفتگو کردم که کم و بیش وضعیتی شبیه نیکلای داشتند. در شرایط طبیعی محال بود ملاقاتی با آنها داشته باشم!
میخواستم بدانم این نوع آدمها چه ذهنیتی دارند و دلایلی که برای کارهایشان ارائه میدهند چیست؟
هنگام بازی در فیلم هم تلاش کردم کاراکتر نیکلای را درست بازی کنم. به این نکته فکر نمیکردم آیا او آدم خوب یا بدی است.
به این فکر میکردم که او برای کارهایش دلایلی دارد. تحقیقاتی که کردم کمک زیادی کرد تا بتوانم این نقش را ملموس بازی کنم.
آیا این نقش با کاراکترهای قبلی که بازی کردهاید تفاوت زیادی دارد؟
هر نقشی ویژگیهای خاص خودش را دارد. حتی دو گنگستر هم نمیتوانند کاملا شبیه هم باشند و هر یک از آنها خصوصیات خاص خودشان را دارند. نیکلای هم مختصات خاص خودش را داشت. فرق او با بقیه کاراکترهایی که تا به حال بازی کردهام، در ظاهر اوست. وی ظاهری متفاوت دارد. برای مثال، نگاهی به نقش و نگارهای روی دست و مچ او بکنید. تا قبل از این در فیلم دیگری این طوری ظاهر نشده بودم. برای نقش نیکلای با ادبیات و شعر روسی هم آشنایی نزدیکی پیدا کردم.
بعد از «تاریخ خشونت» این فیلم دومین همکاری شما با دیوید کراننبرگ در 4 سال اخیر است. کار با او چگونه بود؟
او در هر فیلمی دنیای شخصی خودش را خلق میکند و میخواهد که این دنیا ویژگیهای خاص خودش را داشته باشد. با این حال دنیایی که او در فیلمهایش میسازد بشدت واقعگرا است. به همین دلیل خیلی اهمیت ندارد که او چه مقدار تخیل وارد کارهایش میکند. ساختار قصهها همیشه رئال است. هنگام کار در «تاریخ خشونت» متوجه ویژگیهای کاریاش شدم و همین باعث شد تا شیفته همکاری دوباره با او بشوم. او سر صحنه توقعات خیلی زیادی از من داشت و من هم به هر حال بازیگر هستم و باید بتوانم خواستههای او را جلوی دوربین عملی کنم. هنگام بازی در فیلمها، این طور نیست که توجهم فقط به نقش خودم باشد. کل قصه را با کمال دقت پیگیری میکنم. در تمام مدت با دیوید تبادلنظر داشتیم.
تحلیلهایم از نقش را با او در میان میگذاشتم و او آنها را تصحیح میکرد و یا جهت میداد. ارتباط کاری خیلی خوبی در پشت صحنه داشتیم و تجربه همکاری با او را دوست دارم.
ارزیابیتان از کار بازیگری چیست؟
فکر میکنم اگر کمک نکند تا تبدیل به آدم بهتری شوم، باعث میشود تا درک درستتر و بهتری از آدمهای دیگر پیدا کنم، لایههای درونی و پنهان آدمها را در این حرفه بهتر میتوان شناخت. برای هر فیلم باید در قالب شخصیت تازهای قرار گیرم و این باعث میشود به شناخت درستتری از این شخصیت برسم، شخصیتی که تا قبل از این هیچ کاری با او نداشتهام و بنابراین شناخت و درکی هم از او نداشتهام. این جذابیت ویژه کار بازیگری است.
کوتاه شده از Kitv.com
ترجمه: کیکاووس زیاری