مستندهای موفق روایت فتح شهید مرتضی آوینی همواره بهترین الگوی علاقهمندان به این حیطه حساس برنامهسازی تلویزیونی بودهاست. نمونه این تاثیرپذیری را در برنامه «از آسمان» بوضوح مشاهده میکنیم: دنبال کردن شخصیت و به عبارتی تمرکز بر شخصیترین ویژگیهای رفتاری انسانی زمینی که آسمانی شده به جای معرفی جایگاه سیاسی و دیدگاههای فکری پیچیدهای که در بزرگی بزرگان عموما کمترین تاثیری نداشته و ندارند. میزان تحصیلات مهم نیست، اما جدیت در تحصیل و شور و علاقه و وضعیتهای روحی شخصیت اهمیت دارد، چنانچه در قسمتی از «از آسمان» که به معرفی سردار شهید حیدرپور میپرداخت گفتههای همدوره سردار در مقطع دکتری بر این وجه تکیه داشت. اگر صحبتهای سردار در جبهه را به عنوان فرمانده میشنیدیم فرمانده بودن در آن اهمیتی نداشت، بلکه جنبههای اخلاقی شخصیت او و آمادگی هر لحظهاش برای شهادت و تعیین جانشین برای خودش در آن لحظه مورد توجه بود.
به لحاظ ساختاری، از آسمان نوتر است و از این نظر به ذائقه مخاطب امروز هم نزدیکتر. رفت و برگشتهای میان مصاحبه شوندهها و چینش معنادار گفتارها بر اساس تدوین خلاقانه در عین حال که منطق مناسبی برای موضوع برنامه هستند به ایجاز لازم و جذابیت و همراه کردن مخاطب هم کمک زیادی کردهاند. ویژگی مهم دیگر، اشارههایی است که در صحنههای قبلی به مصاحبه شوندههای صحنه بعد شده است. خوشبختانه هر کدام هم تا حد قابل قبولی تنها به همان ویژگیهایی که مرتبط با نسبت خود با شهید داشتهاند، میپردازند و به سلیقه خود دیگر جوانب زندگی او را که چه بسا صلاحیت پرداختن به آن را ندارند، تعریف و تفسیر نمیکنند. همین مساله تا حد امکان سقوط برنامه را در ورطه تحریف و تاویل بیجا به حداقل میرساند. هم آنچه پیشتر، دشواری مستندسازی حقیقتمحور برای «رفتگان» عنوان شد. دیگر اینکه لازمه موفقیت اینگونه برنامهها بیطرفی آنهاست، به طوری که کسانی که از شهید و رفتارهایش میگویند بدون بزرگنمایی، آنچه هست بگویند و برنامه هم نخواهد با بالا بردن تاثیر احساسی صحنهها، طرفدارانه و به انتخاب خود بر وجوهی تاکید بیشتر کند. اگر مخاطب گفتهها را باور نکند یعنی برنامه نه تنها مؤثر نبوده که چه بسا تاثیر معکوس داشته است. از اینرو نمیتوان باور مخاطب را فدای تفسیر به رای کرد و انتظار موفقیت برنامه را هم داشت. از آسمان تا جایی که به شیوه کارگردانیاش مربوط میشود در این جنبه موفق است و گفتارها هم تا حد امکان با این معیار ویراستاری و تدوین شدهاند، اما بزرگنمایی همچنان در لحن بعضی مصاحبهشوندهها مشاهده میشود و متاسفانه این تصور را بهوجود میآورد که برنامه بهجای معرفی، قصد اسطورهسازی دارد و میخواهد انسانی را به تصویر بکشد که چون به مقام شهادت نائل شده جنبههای انسانی شخصیتش به طور کامل محو شده و نباید کوچکترین اشارهای به آنها بشود در حالی که به نظر میرسد درست این باشد که شهید با شهادت به کمال میرسد و پیش از آن تنها ظرفیتهای پذیرش این کمال است که در شخصیت وی قابل مشاهده و درس آموز است.
در مجموع، از آسمان در میان برنامههای مشابه، از قدرت ساختاری خوبی برخوردار است و از تاثیر راشهای مستند آرشیوی هم بهترین استفاده را برده و شاید برنامه کاملی نباشد، اما ظرفیتهای تبدیل شدن به یک برنامه کامل در آن قابل مشاهده است.
آزاد جعفری