«خوشوقتی» ... باعث «خوشبختی» است.
زندگی «دباغی» است... که با عشق همیشه «باقی» است.
قبل از این که «ببازیم» ... «بیاموزیم».
مشکل این نیست که «راهحل را نمیدانیم» مشکل اینست که «مشکل را نمیبینیم.»
«عاقلانه»... باید «علاقهمند» شد.
کسی که به امید «فردا» وقت میگذراند فردا از او «فرار» میکند!
اگر «قابلیت» خوب تربیت شود، «خلاقیت» عرض اندام میکند.
بیش از آن که «بگویی»... «ببین».
با «روی خوش» ... «روی خوش» زندگی را هم میتوان دید.
بدبین، «نیمه روشن» روز را نمیبیند در «نیمه تاریک» هم، خواب بد میبیند!
هرکس برای دیگران، «دنیای تازهای» است... دیدارها را تازه کنیم.
کسی که «ساز خودش» را میزند، اهل «سازش» و تعامل نیست.
بیوقفه، «وقت» را باید «وقف» هدف کرد.
«هوای آلوده» شهر... «نفسکش» میطلبد!
زندگی را «دوست دارم»، زیرا به من فرصت «دوست داشتن» داد.
چه کسانی «دورت» را گرفتهاند که از اهدافت «دور» شدهای؟
«بیثمرترین روز»، روزی است که «منتظر روزی دیگر» باشیم.
«اتفاقها» ... زاده «انتخابهاست.»
وقتی خود را در «خواب دیدم» ... «خوبی در خود ندیدم»!
قبل از این که روزگار به ما «بیاموزد»... «بیاموزیم».
«نگرانی از فردا» ... «نگرش به امروز» را از بین میبرد.
علی درویش