حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از این رو باید از هر ابزاری که می توان ، در جهت تبلیغات از آن بهره برد تا توجه مخاطبان جلب شود. اصولگرایان با توجه به موقعیت سیاسی اجتماعی خود رویکرد تبلیغاتی خود را متفاوت با اصلاح طلبان هماهنگ کرده اند و اصلاح طلبان هم به دلیل شکست در انتخابات گذشته و عبرت از شکست های پی درپی راهبردهای تبلیغاتی خاصی را در پیش گرفته اند و سعی می کنند در فرصت های پیش رو آنها را مهندسی کنند.
در شهرهای بزرگ بخصوص تهران که آرا سیاسی تر است ، کاندیداها با توجه به مسائل کلان اقتصادی سیاسی (داخلی و خارجی )، مسائل فرهنگی ، اجتماعی و... برنامه های تبلیغی خود را پیگیری می کنند و از آن سو هم مردم توجه بیشتری به رویکردهای سیاسی ، اجتماعی و... کاندیداها دارند و با مرور سوابق سیاسی نامزدها تصمیم می گیرند روز 24اسفند چه کسانی را برگزینند و آنها را برای 4سال آینده به مجلس شورای اسلامی راهی کنند.اما در خارج از کلانشهرها اوضاع کمی متفاوت تر است ، به طوری که در تعداد زیادی از شهرهای کوچک مسائل کلان کشوری و بین المللی در اولویت های چندم قرار گرفته و مردم مسائل منطقه ای و محلی را اولویت نخست می دانند.
از همین رو، معیارهای متفاوتی مورد توجه افکار عمومی قرار می گیرد؛ معیارهایی چون قومیت ، برجستگی های فامیلی ، سوابق علمی و کارشناسی ، شاخصه های شخصیتی ، اخلاقی و دینی ملاک انتخاب اصلح است ، البته کاندیداهای موسوم به اصلاح طلب معمولا برای جذب آرای بیشتر به مسائل کلان کشوری و بین المللی توجه خاص نشان می دهند و پیروزی اصلاح طلبان را ضرورت حیاتی زمان تلقی می کنند که حساسیت زمانی و موقعیت های خاص کشور ایجاب می کند مدیریت این طیف کشور را در مجلس هشتم هدایت کند.
به نظر می رسد اصلاح طلبان در یک توهم بزرگ دیگر گرفتار هستند و آن توهم این است که اگر در انتخابات این طیف پیروز شوند، مسائل بین المللی مانند پرونده اتمی به نفع ایران فرجام می یابد. این در حالی است که موضع طرفین مخالف (جبهه مخالف با پرونده هسته ای ایران ) با راهبردهای نظام همخوانی ندارد و آن زمان هم که اصلاح طلبان در راس امور بودند، مشکلات پرونده هسته ای حل نشد و مخالفان برنامه های هسته ای ایران کلیات معاهده منع گسترش تسلیحات اتمی (NPT) در برابر ایران را رعایت نمی کردند و با درخواست های عجیب از تهران می خواستند از حق غنی سازی اورانیوم چشم پوشی کند.
واقعیت گرایی ضرورت اصلاح طلبان
خطر جدی است ، وضعیت غیرعادی پیش می رود و... اینها از جمله عباراتی است که معمولا می توان در میان جملات اصلاح طلبان شنید. آنها یکدست شدن قوای مقننه و مجریه را خطری بزرگ برای کشور تلقی می کنند و تهدیدهای خارجی ، حمله و تحریم را خطرات مهمی برای ایران می دانند. از همین رو، در تبلیغات سیاسی خود قصد دارند لایه هایی از اجتماع را تحت تاثیر مسائل اینچنینی قرار دهند. اصلاح طلبان احساس می کنند نوع رویکردهای سیاسی آنها موجب خرسندی جبهه غربی می شود و وضعیت (به تعبیر آنها) فوق العاده ایران از منظر بین المللی با آمدن آنها بسرعت بهبود می یابد.
تئوریسین های این جریان باید بدانند لایه های اجتماعی هنوز سوابق سیاسی و مدیریتی آنها را در زمانی که دولت اصلاحات و مجلس ششم در قدرت بودند بررسی می کنند، از این رو باید اشتباه های استراتژیک گذشته را به یاد بیاورند و بحران بی اعتمادی عمومی در این دوره را جدی بگیرند. فرافکنی ، سیاسی کردن مسائل گوناگون و بهره برداری از برخی تحولات در جهت تامین منافع ، اگرچه در میدان سیاست ، بازی خوبی به شمار می رود؛ اما عوامل فوق به تنهایی نمی تواند مثمرثمر واقع شود. راهبرد پیشبرد مراحل مختلف توسعه فراگیر و همه جانبه کشور باید جایگزین توسعه سیاسی شود. مردم این حق را دارند که این روزها از خود بپرسند آیا اظهار به اعتدال به تنهایی می تواند ضامنی برای اعتماد دوباره باشد؟
واقعیت گرایی و پرهیز از به کار بردن سیاست های رادیکالیستی بار دیگر پیروزی های چشمگیر را به ارمغان خواهد آورد. نیروهای این طیف باید ضرورت پراگماتیست بودن را درک کنند و از پیله تئوری های آرمانی خارج شوند و راهبردهایی تولید کنند که شرایط مهندسی شدن آن در جامعه فراهم و بستر آن مهیا شده باشد. در کشوری با موقعیت ایران (در حال توسعه و سپری کردن دوران گذار در ابعاد مختلف ) که جامعه با مشکلات اقتصادی و مشکلات دیگر روبه روست ، عملگرا بودن و توجه به اولویت بندی های منطقی بهتر از سیاسی نگری مطلق جواب خواهد داد. مردم از هیاهوهای سیاسی خسته اند و بیشتر به فضای آرامی نیازمندند که در آن پروسه توسعه همه جانبه بسرعت تحقق می یابد. مصداق این جمله را در رویکردهای سیاسی مردم در چند دوره انتخابات گذشته ، بخصوص در سوم تیر 1384می توان آشکارا یافت . با توجه به شرایط موجود، لایه های اجتماعی واقف هستند که باید قانونگذاران قوی به مجلس بفرستند تا سرنوشت آنها دست کم در 4سال آینده بهتر از گذشته شود.
اصولگرایان و رعایت ضرورت های راهبردی
این جمله می تواند مصادیق فراوانی یابد که اصولگرایان درس های مهمی در 9 سال گذشته یعنی از زمان پیروزی سیدمحمد خاتمی در 2 خرداد 1376 از جبهه رقیب سیاسی خود گرفته اند ؛ عبرت هایی که موجب پیروزی های بزرگ شد.
براساس معیارهای علوم سیاسی ، اگر جبهه ای بتواند ضعف های رقیب را بشناسد و از اشتباه های آنان درس گیرد، بدون شک فاتح میدان های انتخاباتی می شود. اصولگرایان این روزها نه تنها وضعیت کشور را ویژه نمی دانند، بلکه آن را فرصت ویژه ای تلقی می کنند که می تواند موجب جهش بهره برداری و در نهایت تثبیت جایگاه بهتری از منظر بین المللی برای ایران شود؛ دستیابی به قله های پیروزی که این روزها به آن اشاره می شود و علت اصلی آن یکدستی میان ارکان اصلی نظام است.
جریان اصولگرا برای انتخابات مجلس هشتم مدل همگرایی جدیدی را طراحی می کند و قصد دارد با استفاده از سازوکار سیاسی نو نیروهای انسانی خود را در فهرست های منظم به مردم معرفی کند. اگر این جریان موفق شود نیروهای خود را در جبهه واحد سازماندهی کند، دستیابی به اهداف مهم بسیار سهل خواهد شد. ناگفته نماند ضرورت ایجاد اتحاد و ائتلاف در جبهه مقابل اصولگراها سال هاست درک شده است ، اما تئوریسین ها از طراحی مدلی که بتواند نیروهای درونی را در یک پروسه به سازماندهی برساند، عاجز مانده اند. شاید یکی از بزرگترین آفت های جریان های سیاسی این باشد که گروه های یک جریان از منظر تاکتیک های سیاسی و عقیدتی اختلاف یا تفاوت در دیدگاه دارند. در جریان موسوم به اصلاح طلبان هیچ گاه وحدت در میدان اجرایی ایجاد نشد به طوری که بزرگان این جریان دیگر از اتحاد و وحدت ناامید شده اند و تنها تلاش دارند از میدان های سیاسی اجتماعی به طور کامل خارج نشوند.
اصولگرایان براساس مدلی که در جبهه متحد تشکیل داده اند، باید بکوشند رقابت های درون جریانی بر رقابت های برون جریانی غلبه نکند و با اتحاد خود موجب انسجام آرا و ارتقای مشارکت سیاسی مردم شوند.
اصولگرایان ایرانی می توانند تبلیغات خود را بر محورهای مهمی چون حمایت از حقوق ملی در مسائل بین المللی ، رفع مشکلات در عرصه سیاست خارجی (دیپلماسی) ، پرهیز از التهابات سیاسی ، تمرکز بیشتر بر مشکلات و مطالبات مردمی ، کارآمدی و اثربخشی سیاست ها و قوانین ، توجه خاص به بخش اشتغال ، کنترل تورم ، انحصارزدایی و آزادسازی فعالیت های اقتصادی ، اجرای اصل 44قانون اساسی ، مبارزه هر چه بیشتر و موثرتر با مفاسد اقتصادی آسیب شناسی در امور اجتماعی ، فرهنگی و... استوار کنند.
فرشاد فرخ زاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....