با هنگامه قاضیانی ، بازیگر فیلم «به همین سادگی» و برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن

نقشی که به زحمت رهایم کرد

هنگامه قاضیانی برای اجرای نقش طاهره در فیلم «به همین سادگی » از تمام تجربیات خود و زنان اطراف خود استفاده کرده است. او در فیلم به همین سادگی نقش محوری دارد. داستان فیلم براساس یک روز از زندگی طاهره شکل می گیرد.
کد خبر: ۱۶۰۵۹۰

 قاضیانی در مدت 2 ماه فیلمبرداری در انزوایی خودخواسته فرورفته است تا ثابت کند سهم زنانی که طاهره نماینده آنهاست از زندگی خیلی بیشتر از چیزی است که نصیب او شده است.

با این بازیگر که در سومین حضور سینمایی خود توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را از آن خود کند، همراه شدیم تا او از چگونگی دستیابی به طاهره برایمان بگوید.
 

شنیدن مختصری از بیوگرافی بازیگری که در 37 سالگی و در سومین حضور سینمایی خود درخشیده و توانسته سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر را از آن خود کند، خالی از لطف نیست بنابراین از خودتان برایمان بگویید؟

متولد 30 اردیبهشت 1349 هستم . در رشته جغرافیای انسانی تحصیل کردم و لیسانس گرفتم و در سال 71 برای ادامه تحصیل به امریکا رفتم و در سانفرانسیسکو رشته فلسفه هنر را خواندم. سال 78 به ایران برگشتم و کتاب «سرزمین مرد سرخپوست ، قانون مرد سفیدپوست» را به فارسی ترجمه کردم. بازگشتم به ایران بیشتر برای کار در زمینه هنر بود. من از همان کودکی به بازیگری علاقه مند بودم. به ایران برگشتم تا بازیگر شوم . سال 79 از طریق خانم مهری شیرازی با خانم حکمت آشنا شدم که می خواست فیلم «زندان زنان» را کارگردانی کند؛ اما نقشی که برای من در نظر گرفته شده بود، به خانم رویا نونهالی سپرده شد. این انتخاب واقعا عالی بود، چون توانایی های من در آن زمان با توانایی بازیگری چون نونهالی اصلا قابل قیاس نبود.

پس از آن برای بازی در فیلم «سایه روشن» به کارگردانی حسن هدایت انتخاب شدم. این کار یک کار فوق العاده برای من بود، چون برای اولین بار در یک فیلم حرفه ای بازی می کردم و این شانس را پیدا کرده بودم که مقابل استاد عزت الله انتظامی بازی کنم.

در این فیلم نقش یک روح را بازی می کردید، درست است؟

بله و این کار را برایم سخت تر می کرد. چون کارگردان نمی خواست به شکل مستقیم به بیننده بگوید که این زن وجود ندارد و روح او است که با همسرش در ارتباط است . بنابراین من باید با جنس بازیم ، روح بودن او را به تصویر می کشیدم . کارگردان از من خواست لحنم را آرام کنم و میمیک صورتم خیلی حساب شده باشد. سایه ، روشن برای من به عنوان اولین تجربه بازیگریم خیلی خوب بود.

وقتی به امریکا رفتید و در رشته فلسفه هنر تحصیل کردید، چه عاملی این انگیزه را در شما شکل داد که باید بازیگری را به عنوان یک حرفه ادامه دهید؟

دوست ندارم کلیشه ای صحبت کنم ، اما زمانی که بخواهی واقعیت را بگویی ، مجبور می شوی برخی حرف ها را تکرار کنی . من دوره ابتدایی را در مدرسه اتفاق گذراندم که روبه روی دانشگاه تهران است . در این مدرسه با سارا اسکندری که اکنون یکی از بهترین طراحان صحنه تئاتر است ، همکلاس بودم . او شاهد خوبی است برای این که در آن زمان تمام برنامه های صبحگاهی مدرسه از سرود صبحگاهی تا دعاهای هنگام صبح را من اجرا می کردم . مدرسه اتفاق یک آمفی تئاتر بزرگ داشت که ما در آنجا تئاتر اجرا می کردیم و کارگردان بیشتر آنها من بودم.

از همان ابتدا دوست داشتم کار هنری انجام بدهم . وقتی هم در رشته اقتصاد فارغ التحصیل شدم ، می خواستم بازیگری را ادامه بدهم ؛ اما مادرم معتقد بود هنوز برایم زود است . او بر این باور بود که باید یک دوره سنی را پشت سر بگذارم و بعد با استفاده از تجربیاتم راهم را انتخاب کنم.

در آن زمان با چند نفر از دوستان و آشنایان که در کار سینما بودند مشورت کردم و عاقبت تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل به امریکا بروم . پس از ورود به امریکا یک ماه در دانشگاه Bertly درس بازیگری خواندم اما بعد دیدم که دوست ندارم بازیگری را به صورت آکادمیک یاد بگیریم برای همین رشته فلسفه هنر را برای تحصیل انتخاب کردم . اما در کنار تحصیل تمام پولی را که به دستم می رسید صرف دیدن تئاتر کردم ، خود را یک دانشجوی تجربی می دیدم که می خواهد با دیدن این نمایش ها، کار یاد بگیرد. تا این که به ایران برگشتم. به من پیشنهاد کردند که برای یادگیری اصول بازیگری به کلاس های آموزش بروم ، اما یک حس درونی به من می گفت این کلاس ها چیزی ندارند که به من بدهند، هر چند این گونه کلاس ها را نفی نمی کنم.

اما من وقت زیادی نداشتم که صرف کلاس های بازیگری کنم . دیدن تئاترها و دقیق شدن در زندگی مردم و اجتماع خیلی چیزها را به من یاد داد.

اما قبول کنید فرهنگ مردم امریکا با فرهنگ ما خیلی تفاوت دارد؟

اما دیدن و توجه کردن به همان فرهنگ به من کمک کرد تا برای بازی در یک نمایش که متن آن متعلق به ژان کلود کویر بود، از طرف انجمن بین المللی منتقدان تئاتر نامزد دریافت جایزه شوم . در نمایش «خون مثل استیک » هم بازی کردم و توانستم نقشم راخیلی خوب اجرا کنم که آن را هم مدیون همان سال هایی می دانم که درست دیدن را آموختم و حالا نقش طاهره که زنی سنتی و مشرقی است را بازی کرده ام . همراهی من با طاهره و اجرای نقش او را هم مدیون سال هایی می دانم که یاد گرفتم تنها باشم.

شما احتمالا در زندگی شخصی تجربیات زیادی داشته اید، تجربیاتی که درون شما را غنا بخشیده اند و حتما در اجرای تنهایی نقش طاهره به شما کمک کرده اند؟

دقیقا. اجرای تنهایی طاهره را مدیون تنهایی می دانم که در امریکا تجربه کردم.

البته جنس تنهایی طاهره با تنهایی های معمولی فرق داشت . او زنی خانواده دار بود، اما احساس می کرد تنهاست.

من در زندگی خیلی چیزها دیده ام و از کنار هیچ کدام از اتفاقات زندگی ام ، چه کوچک و چه بزرگ بسادگی عبور نکرده ام . این ویژگی را توفیقی خدادادی می دانم ؛ توفیقی که از درون پیرم کرد، اما باعث شد از کنار مردم و زندگی آنها بی تفاوت عبور کنم.

آیا آقای میرکریمی با این روحیه شما آشنا بود که نقش طاهره را به شما سپرد؟ چون این نقش حرکت روی لبه تیغ بود، کوچکترین انحراف همه چیز را از بین می برد.

من خیلی خوشحالم که شما حرکت مرا روی لبه تیغ نقش طاهره دیدید. قبل از فیلم «به همین سادگی » من هیچ آشنایی ای با آقای میرکریمی نداشتم . در شمال کشور مشغول بازی در یک تله فیلم به کارگردانی احمد مرادپور بودم که پوپک مظفری ، دستیار کارگردان به همین سادگی با من تماس گرفت و گفت بروم برای فیلم جدید آقای میرکریمی تست بدهم . در فرصتی که پیش آمد، به تهران آمدم و به دفتر تولید به همین سادگی رفتم و مقابل دوربین با چادر و روسری تست دادم . در همان زمان آقای میرکریمی با من 5دقیقه مصاحبه کردند. من رفتم تا 2هفته بعد که دوباره با من تماس گرفتند و از من خواستند برای تست گریم به دفتر بروم.

آقای میرکریمی اصلا نمی خواستند طاهره چهره شیکی داشته باشد. البته این شیکی به معنای خاص نبود، بلکه به این معنا بود که گاهی اوقات پیش می آید که ما نسبت به خودمان بی تفاوت می شویم . در این شرایط مثلا دیگر به این فکر نمی کنیم که قیافه مان چگونه است و یا لازم است کمی به خودمان برسیم . برای خود من این حالت پیش آمده و عکسی که در پاسپورت من موجود است ، نشان دهنده این حالت من است . من در آن دوران واقعا نسبت به خودم بی توجه شده بودم.

چهره طاهره در فیلم باید این بی توجهی به خود را نشان می داد. ابروهایم را کاملا پر کردند و از من خواستند 7، 8کیلو وزن اضافه کنم ، به همین دلیل من 3وعده غذایی پلو می خوردم تا پف روزمرگی روی چهره من نمایان شود. پس از گذراندن این مراحل روزی به من خبر دادند که برای بازی در نقش طاهره انتخاب شده ام.

در این دوره فیلمنامه را به صورت کامل مطالعه کرده بودید؟

راستش فقط 2ساعت در دفتر این موقعیت پیش آمد تا در کنار خانم مظفری فیلمنامه را بخوانم . البته پس از گذراندن این دوره های سخت به من گفتند باید در فیلم با لهجه آذری صحبت کنم و من اعلام کردم که اصلا نمی توانم با این لهجه حرف بزنم.

اما لهجه را هم خوب درآورده بودید و کمتر کسی باور می کرد که شما اصالتا آذری نیستید؟

بله . من بر این باورم که برای هیچ چیز نمی توان قطعیت گذاشت . من صادقانه گفتم شاید نتوانم لهجه را دربیاورم ، اما آنها به من گفتند فقط یک ماه برای تمرین وقت دارم و کارگردان تاکید داشت طاهره حتما باید لهجه آذری داشته باشد. بنابراین من تمرین را شروع کردم . رابطه ام را با دیگران حتی خانواده ام قطع کردم . خودم را در قرنطینه قرار دادم و برای یک ماه از ساعت 1تا 7بعدازظهر به دفتر می رفتم ، یک بافتنی دستم می گرفتم ، با هیچ کس صحبت نمی کردم و فقط به آهنگ صدای خدایی (دستیار کارگردان ) که آذری صحبت می کرد، گوش می دادم و وقتی به خانه برمی گشتم با خودم تمرین می کردم.

در این زمان آیا فیلمنامه را در اختیار داشتید و با او ارتباط برقرار کرده بودید؟

فیلمنامه را می خواندم ، اما هنوز نتوانسته بودم طاهره را پیدا کنم.

آیا کارگردان در یافتن شخصیت طاهره به شما کمک می کرد؟

ایشان یکبار یک جمله کلیدی درباره طاهره به من گفتند و آن این که هرگونه روشنفکری را درخصوص این زن کنار بگذارم . البته من با افرادی که روشنفکر و نوگرا هستند مشکلی ندارم ؛ اما خودم سنت ها را بیشتر دوست دارم و آنها روحم را آرامش می بخشند. هنوز هم در خاطرات من حیاط خونه مادرجون ، افطاری خوردن روی ایوان و زیرزمینی که ما بچه ها در آن بازی می کردیم ، نفس می کشد و من در تنهایی هایم آنها را مرور می کنم.

فیلمنامه به همین سادگی را 2مرد نوشته اند و کارگردان آن هم یک مرد است . ذهنیت یک آقا با یک خانم مسلما متفاوت است و برداشت یک مرد از دلزدگی و خستگی یک زن از زندگی حتما ذهنی است . این در شما که قرار بود نقش این زن خسته را بازی کنید، هراس ایجاد نمی کرد؟

بشدت هراس داشتم ؛ اما چون همیشه از ترس ترسیده ام ، نمی گذارم این احساس به من نزدیک شود. از بازی در نقش طاهره هراس داشتم ، اما غرورم نمی گذاشت آن را بروز دهم . من فقط یک ماه فرصت داشتم هم طاهره و هم لهجه او را پیدا کنم . البته بیشتر اجرای لهجه مرا ترساند که نکند نتوانم آن را بدرستی اجرا کنم و کارم مسخره شود. مدام پیش خدا التماس می کردم که خدایا اگر قرار است نتوانم از پس این نقش برآیم ، اصلا آن را نصیب من نکن . می گفتم خدایا می دانی که من عاشق بازیگری هستم ، اما بر من روا مدار که تبدیل به لطیفه و جوک شوم.

وقتی شروع به بازی کردید، چقدر راهنمایی های آقای میرکریمی به شما کمک کرد؟

در طول کار 2نفر واقعا به من کمک کردند تا به نقش نزدیک شوم ؛ یکی آقای میرکریمی ، کارگردان فیلم بود و دیگری آقای آلادپوش ، فیلمبردار فیلم . آقای آلادپوش با آرامشی که در طول کار داشت ، مرا به سمت نقش هدایت می کرد. هیچ وقت ندیدم که کارگردان و فیلمبردار به همین سادگی بلند صحبت کنند و محیط کار را ناامن کنند. در این فیلم بود که متوجه شدم مردها هم تنهایی مربوط به خود را دارند. آقای میرکریمی و آقای آلادپوش مدت ها در سکوت فرو می رفتند و من متوجه شدم که تنهایی مختص ما زن ها نیست.

شما درست می گویید تنهایی خصلتی است که در زن ها و مردها وجود دارد. این تنهایی در فیلم به همین سادگی در وجود یک زن رخ نمایان کرده بود؛ اما قبول دارید که طاهره جز این تنهایی ویژگی بارز دیگری نداشت که بتواند تبدیل به شخصیت اول یک فیلم سینمایی شود؟ از طرفی طاهره یک زن خانه دار بود که از این شغل خسته شده بود. در صورتی که این اتفاق برای این گروه از زنان کم پیش می آید. گاهی یک خانم تحصیلکرده که تخصصی هم دارد، مجبور می شود خانه دار شود این زن می تواند از زندگی روزمره دلزده و خسته شود، اما طاهره یک زن سنتی است که زندگی می کند تا خانواده و بچه های خود را حفظ کند.

من مخالفتی با نظر شما ندارم ، اما من زنی را می شناسم که با معدل بسیار خوبی دیپلم ریاضی گرفت . او سرشار از انرژی و خلاقیت بود و می خواست ادامه تحصیل بدهد، اما نگذاشتند و او مجبور شد ازدواج کند، بچه دار شود و زندگی یکنواخت خود را ادامه دهد. سال ها می گذرد و این زن روز به روز تنهاتر می شود و بیشتر دلش می گیرد. این زن را که بسیار شبیه طاهره است ، من از نزدیک دیده ام . طاهره هم همین گونه است قابلیت های او نادیده گرفته شده است . به همین دلیل است که او شعر می گوید. کلاس نقاشی می رود. ورزش می کند و ... تا خود را نشان دهد. من زن های زیادی را دیده ام که همیشه منتظر یک اتفاق در زندگی شان هستند، اما این اتفاق هیچ وقت پیش نمی آید و آنها هر روز می بینند که در نقطه اول هستند، بعد یکباره می بینند که 35ساله شده اند و در این سن است که دچار بحرانی می شوند که شبیه بحران طاهره است . من در طول بازی ام تلاش کردم این بحران را به نمایش بگذارم ، اما نمی دانم موفق شده ام یا نه؟

در خوب بازی کردن شما هیچ شکی نیست ، اما سوال من درباره شخصیت طاهره است که چگونه یک زن سنتی می تواند چمدان ببندد و آماده رفتن باشد. ترک خانه متعلق به گروه زنان سنتی جامعه ما نیست.

یکی از ویژگی های طاهره که من به مرور آن را درک کردم ، این بود که او حرف نمی زد یا به اصطلاح درددل نمی کرد. زنان سنتی که پایبند خانه هستند، معمولا با دیگران درددل می کنند، اما طاهره حرف هایش را به هیچ کس نمی گوید. طاهره سنگ صبور همه است ، اما او در میان جمع تنهاست و هیچ کس دردهای درونی او را نمی داند.

چقدر زمان از پایان کار می گذرد؟

حدود 11 ماه . ما 7 فروردین کارمان تمام شد.

آیا طاهره اکنون شما را رها کرده است؟

بله رهایم کرده . سه ، چهار ماهی پس از کار بشدت به او وابسته شده بودم ، اما بعد او را رها کردم . به هر حال ما هم زندگی می کنیم و باید با واقعیت آن کنار بیاییم . من ترجیح می دهم یک مادر واقعی باشم.

حس مادری را تجربه کرده اید؟

پسر من سال دوم دانشگاه است. من می دانم حس مادری چگونه احساسی است.

معمولا وقتی یک بازیگر در یک نقش خوب دیده می شود، نقشهای بعدی که به او پیشنهاد می شود، شبیه همان نقش است. شما با این اتفاق چه خواهید کرد؟

خیلی می ترسم و امیدوارم هرگز تکرار نشوم . من در تئاتر قابلیت های خودم را به نمایش گذاشته ام و ثابت کرده ام می توانم هم نقش یک دختر 20ساله پرانرژی و هم نقش یک زن نابینا را بازی کنم . امیدوارم در سینما هم قابلیت های من دیده شود.

من نقش طاهره را به صورت کامل اجرا کرده ام و قرار نیست تکرار این نقش برای من نقطه عطف دیگری باشد. اگر نقشی شبیه طاهره به من پیشنهاد شود، نمی پذیرم ؛ چون ما تئاتری ها به همان اندازه که طبع بلندی داریم ، قانع هم هستیم.

در خاتمه دوست دارید به همین سادگی را چگونه تمام کنیم؟

همه آدم ها برای این که خودشان را ارضا کنند، در تخیلشان تصمیماتی جدی می گیرند؛ اما همه این ها فقط یک تخیل است . طاهره در ذهنش تصمیم گرفت برود. اما او هیچ وقت نمی رود. می ماند تا خانواده اش را حفظ کند.

آغاز بازیگری در 30 سالگی

حضور در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلم سایه روشن برای من توفیق بزرگی بود . ایشان با سختگیری ای که داشتند در وهله اول به من در یک دوره فشرده آداب حرفه ای بازیگری را آموختند و از طرفی چون در اولین حضور سینمایی ام مقابل استاد بازیگری ، نقشی را پذیرفته بودم ، سعی کردم به قول حافظ ره صد ساله را یکشبه طی کنم و خیلی چیزها را خیلی سریع یاد بگیرم . آقای انتظامی به من آموختند که یک بازیگر در ابتدا باید فرهنگ ، غریزه بازیگری ، خلاقیت و عشق به کار داشته باشد.

پیشنهاد ایشان به من این بود که برای فراگرفتن اصول بازیگری بهتر است از تئاتر شروع کنم و من حرف استاد را آویزه گوشم کردم و تمام انرژی و تمرکز خود را به تئاتر معطوف کردم البته سن من برای شروع بازیگری سن خطرناکی بود. 30سالگی برای یک زن که می خواهد بازیگر شود، شاید خیلی دیر باشد. بویژه در سینمای ما که نقش زنان خیلی محدود است و از تمام توانایی و قابلیت آنها استفاده نمی شود.

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها