حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تصویر آرام آرام شفاف می شود ؛ رشید کاکاوند به قول محمد صالح اعلا روبه روی توست و پشت به دوربین میهمان او با موهایی سپید نشسته است. چند ثانیه ای کافی است تا با کمی دقت متوجه شوی محمد شمس لنگرودی در دو قدم مانده به صبح روبه روی توست.
شمس لنگرودی برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سیمای جمهوری اسلامی آمده و این حضور به همان میزان اهمیت دارد که چرایی حدود 30سال سکوت و دوری اش اهمیت داشته است .
برنامه شنبه شب دو قدم مانده به صبح با حضور شمس لنگرودی برای جامعه ادبی و روشنفکری ایران دارای پیام ها و نکات فراوانی بود.
1- نخست آن که صدا و سیما با این دست برنامه ها توانسته ثابت کند تا چه اندازه به شعار چند صدایی پایبند است و یک رسانه کاملا ملی است که آمادگی حضور تمام نحله ها و جریان های فکری و هنری و ادبی را درخود دارد و ظرفیت هایی بسیار بالاتر که در برنامه های دیگر هم قابل ارائه است .
2- اگر بپذیریم مهمترین بخش فرآیند آفرینش هنری ارائه اثر و ارتباط اثر و خالق آن با مخاطبان است نقش رسانه ها و گسترده ترین آنها صداو سیما بسیار پر رنگ می شود. مگر امثال شمس لنگرودی در طول سال چند بار به بهانه برگزاری کنگره یا جشنواره یا هر چیز دیگر به شهرستان ها و روستاهای کوچک و بزرگ این کشور می روند؟ یا با وضعیت انتشار و پخش کتاب و شمارگان و توزیع محدود مطبوعات ، چند نفر از مردم به آثار شاعرانی همچون شمس لنگرودی دسترسی دارند تا چه رسد به دیدار او؟
3- شاعرانی همچون شمس که خواسته یا ناخواسته با نام و عنوان جریانی خاص و به اصطلاح روشنفکری شناخته می شوند، در طول این سال ها به هر دلیلی (درست یا نادرست ) با ایجاد محدودیت برای خویش جهت حضور در صدا و سیما و دیگر رسانه ها نه تنها به خود، که به مردم - صاحبان اصلی ادبیات و هنر - و به شعر جفا کرده اند؛ چرا که مهمترین پل ارتباطی هنرمند و مخاطبانش را نادیده گرفته اند.
4- این نکته را نیز نباید نادیده انگاشت که این حضور برای شمس لنگرودی پیامدهایی را در پی خواهد داشت شاید بعضی افراد داخل و خارج از کشور از همان جریان به اصطلاح روشنفکری بر او خرده گیرند، اما باید بدانند که شمس لنگرودی بیش و پیش از آن که برای رسیدن به اهداف سیاسی و هر چیز دیگر غیر شعری اهمیت قایل شود یک شاعر است ، شاعری که شخصیت ، اعتبار و زندگی اش با مردم و مخاطبانش معنا و مفهوم پیدا می کند و مهمترین موضوع برای یک شاعر و هنرمند، برقراری ارتباط با مردم از پنجره گسترده ترین و بی طرف ترین رسانه کشورش است .
5- نکته ای را نیز باید به دست اندرکاران برنامه دو قدم مانده به صبح یادآور شد و آن این که رشید کاکاوند به همان میزان که در صدا با تسلط کامل به اجرا می پردازد، در سیما و بویژه در همین برنامه در گفتگو با شمس لنگرودی و هدایت موضوع ، بسیار هراسان و شتاب زده نشان می دهد تا آنجا که به جای این که کارشناس و مجری برنامه باشد، تبدیل به شیفته و شاگرد شمس شاعر شده بود.
قدمگاه اول تمام شده به آقای شمس دوباره خوشامد گفته می شود و مرغزار بعدی آماده گفتگویی تئاتری می شود، اما چشمان خسته ام مجال همراهی نمی دهد و شمس در «باغبان جهنم » دارد زمزمه می کند:
شب بخیر/ بچه های عزیز!/ شب بخیر/ که خیلی دیر است / به هواپیماها در هوای بهاری نگاه کنید/ که چه زیبا برق می زنند / به بمب افکن ها، تانک ها نگاه کنید/ هیچ بچه امریکایی شانس شما را ندارد/ آنها همه این چیزها را / فقط بر پرده سینما می بینند.
سینا علی محمدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....