اخلاق‌گرایی در «کلید اسرار»

«کلید اسرار» مجموعه‌ای نمایشی است که از شبکه 3 سیما پخش می‌شود. موضوع و نحوه پرداخت آن از نظر محتوایی و نمایشی و همچنین تولید آن در کشور مسلمانی دیگر، به گونه‌ای است که مخاطب را به تامل وامی‌دارد.
کد خبر: ۱۶۰۵۲۷

داستان‌های این مجموعه از آن رو که با فرهنگ دینی و اجتماعی مردم کشورمان همخوانی بسیاری دارند، باعث می‌شوند زمینه‌های همگرایی عمیق‌تری بین این اثر با بینندگان فراهم آید.

کلید اسرار درونمایه‌ای اسلامی دارد، به این معنا که می‌کوشد تعالیم قرآنی را در قالبی نمایشی به مخاطبان بنمایاند.

تردیدی نیست که جوامع بشری و از جمه مسلمانان در حوزه‌های مختلف اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی یا خانوادگی با مشکلات و موانعی مواجه‌اند. این مجموعه می‌کوشد با نگاهی که به دستورهای اسلامی دارد و از ورای روایت‌های برگزیده، القاکننده این اندیشه باشد که تنها راه رهایی از موانع و محدودیت‌ها و دستیابی به اوج قله‌های فلاح، عمل کردن به رهنمودهای قرآنی است. در چنین پهنه و عرصه‌ای، کلید اسرار روی نکات دیگری هم تاکید دارد؛ یکی از آنها این است که هر انسانی، ثمره و مکافات عمل غیراخلاقی و گناه‌آلود خویش را در این دنیا خواهد دید. در این باره می‌توان به داستانی اشاره کرد که فردی می‌خواست با تهمت و حیله به زن مورد علاقه‌اش که شوهر دارد، وسعت یابد، اما هنگام علنی کردن این اقدام غیراخلاقی در جمع، به مرز خفگی می‌رسد یا مادرشوهری به علت اذیت و آزارهایی که به عروسش روا می‌دارد، فرجامی تلخ در انتظار اوست و یا کسی به جهت بی‌رحمی‌اش به افراد انسانی یا حیوانات به بیماری روانی و سختی دچار می‌شود.

«کلید اسرار» تا آنجا که به موضوع، محتوا و پیام آن مربوط می‌شود، تلاشی مطلوب و ضروری ارزیابی می‌شود به گونه‌ای که در این میان نگرش دینی به مضامین و موضوع‌های داستان را هم می‌توان در همین زمینه مورد مداقه قرار داد. با وجود این، مجموعه، ساختار و پرداخت نمایشی‌اش به گونه‌ای سامان گرفته که تعمیق ارتباط با مخاطب را در اغلب قسمت‌ها، صحنه و سکانس‌ها با چالش و گسست جدی مواجه می‌کند.

«کلید اسرار» از نظر فیلمنامه، مسائل و مشکلات گوناگونی دارد. شکل‌گیری رفتارهای افراد در قالب تیپ و نه شخصیت، سرعت گره‌افکنی و گره‌گشایی‌ها و ارائه نقطه اوج داستان به گونه‌ای است که این مجموعه را به نمایشی سطحی و فاقد عمق و غنای موثر بدل می‌کند.

در مقدمه و پایان هر نمایش فردی را مشاهده می‌کنیم که به بیان و ارائه توضیحات بیشتر درباره داستان می‌پردازد. این تمهید نیز به شعاری بودن مجموعه افزوده است.

گنجانیدن دو داستان در یک قسمت با مدتی محدود باید از زمره عوامل شمرده شود که در غلتانیدن مجموعه به آفت، سطحی‌نگری، نقشی پررنگ ایفا می‌کند. در شرایطی که داستان زمینه و قابلیت بیشتری برای پرداخت موضوع دارد، خلاصه و فشرده کردن وقایع، نتیجه‌ای جز کلی‌گویی اثر نداشته است.

هارولد لاسول زنجیره ارتباطات را با یک سوال 5 قسمتی مشخص می‌کند: چه کسی؟ چه می‌گوید؟ از طریق چه رسانه‌ای؟ خطاب به چه کسی؟ با چه تاثیری؟

اگر بخواهیم کلید اسرار را براساس این الگو بازنگری کنیم، به نظر می‌آید از میان این پرسش‌ها آنچه باید به آن توجه شود، نحوه و میزان تاثیرگذاری مجموعه روی مخاطب است.

با اختراع و گسترش فناوری ارتباطات نظیر رادیو و تلویزیون، از دهه‌های گذشته، شاهد بهره‌گیری از این رسانه‌ها و بویژه شبکه‌های ماهواره‌ای و جهانی برای ترویج و تبلیغ ارزش‌ها و تعالیم دینی هستیم. در ایران و شماری از کشورهای دیگر نیز با آن که استفاده از شیوه‌های مستقیم گویی در انتقال و آموزش معارف الهی، روش شناخته شده و رایج است؛ ولی دستاوردهای جدید در حوزه‌های روان‌شناختی و آموزش، بر استفاده از روش‌های غیرمستقیم در رواج آن تاکید دارند. افزون بر این، براساس همان تجربیات درمی‌یابیم، برنامه‌هایی، تاثیرگذاری بیشتر دارند که از روش‌‌های غیرفعال برای جذب مخاطب بپرهیزند.

نگاهی گذرا به تولیدات تلویزیونی با موضوعات دینی، نشان می‌‌دهد این گونه برنامه‌ها، کمتر به دنبال مشارکت فعالانه مخاطب برای پرداخت موضوع، محتوا و پیام‌هایشان بوده‌اند. با چنین پیشینه‌هایی است که کارشناسان بر این بندارند بهره‌گیری خلاقانه از روش و مشارکت‌های فعال مخاطب به تمامی برنامه‌ها و تولیدات با مضامین دینی غنا و اثرگذاری گسترده‌تری خواهد داد.

مجموعه داستان «کلید اسرار» در صورت اتخاذ این گونه تمهیدات، می‌توانست فروغ تعالی‌بخش و جلوه جذاب و ماناتری در اندیشه و روح تماشاگرانش بگذارد.


محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها