حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
راه بزرگ و خطیری که طی کرده ایم و قله هایی که باید در فراروی مان فتح کنیم ، ما را بر آن می دارد که با مروری بر مسائل 3 دهه انقلاب به تدبیر و طراحی مسائل دهه چهارم بپردازیم و این مهم وظیفه ای بس سترگ و رسالتی تاریخی بر روشنفکران ، سیاستمداران و مسوولان کشور است ؛ زیرا دهه چهارم انقلاب مقارن با «دیجیتالی شدن جهان معاصر» است و ما باید با الزامات آن نه تنها آشنا، بلکه فاصله خود را با لوازم آن بسیار کم کرده باشیم .
در یک نگاه کلی ، مسائل عمده دهه اول انقلاب را باید در حوزه مفاهیم و عملکردهایی چون «انقلاب و ضدانقلاب» ، «تثبیت و استقرار نهادهای قانونی نظام» و «دفاع همه جانبه از مرزها در مقابله با تهاجم دشمن بیگانه» مورد واکاوی قرار داد. در این دهه گفتمان دفاع مقدس توانست تا حدود زیادی فضای خود را بر جامعه بگستراند و «روحیه ایثارگری ، فداکاری ، شهادت طلبی ، خداباوری ، مردم داری ، آخرت گرایی و دنیا گریزی» به عنوان مولفه های آن ، نسل های اول و دوم انقلاب را عطرآگین کند.
اما دهه دوم با ارتحال رهبر فقید و معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و پایان جنگ تحمیلی 8 ساله همراه بود. «بازسازی و سازندگی کشور و خرابی های جنگ» ، «تنش زدایی و بسط روابط بین المللی» به همراه «اصلاحات ساختاری و قانونی با اصلاح و بازنگری قانون اساسی» فضای عمومی کشور را در برگرفت.
تکنوکرات ها یا فن سالاران به عنوان کارگزاران نظام مدیریت اجرایی کشور را برعهده گرفتند و بخشی از سازندگی و آبادانی نیز بر دوش مدیران نسل جنگ قرار گرفت.
افتخارات بزرگی که در حوزه سد سازی ، پل سازی ، عمران و آبادانی کشور امروزه به دست آمده ، محصول همین حضور متعهدانه نسل دفاع مقدس در حوزه سازندگی کشور است.
در این دهه در کشور از نظر زیربناها، ساخت و سازها، توسعه اقتصادی ، تغییر چهره کشور و محرومیت زدایی ، کارهای بزرگ و ماندگاری صورت گرفت ، اما توسعه سیاسی ، فرهنگ و عدالت آن گونه که سزاوار بود مورد توجه قرار نگرفت و به نوعی به حاشیه رفت و این همان نیازی بود که در دهه سوم با حماسه دوم خرداد مورد توجه و انتظار همگان قرار گرفت .
به واقع توسعه سیاسی به مثابه گفتمان غالب جامعه بر پایه اصلاحات و گسترش روابط مسالمت آمیز و تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی ، فرصتی تاریخی را فراروی ملت ایران قرار داد.
در این دهه هر چند شاهد حضور گسترده تر نیروهای اجتماعی چون احزاب سیاسی و نهادهای مدنی (N.G.O) ها در پرتو طرح جامعه مدنی بودیم ، اما چرخش نخبگان و گردش قدرت آن گونه که باید، صورت نگرفت و حلقه مدیریت در سیکل محدود گذشته با حاکمیت تکنوکرات ها تداوم یافت .
بر سر مفهوم جامعه مدنی که چون فرزند ناقص الخلقه ای در جامعه ما متولد شد تا آخر درک مشترکی به وجود نیامد و در فضای توسعه سیاسی نوعی رادیکالیسم ساختارشکن را شاهد بودیم.
با این همه نظام جمهوری اسلامی 29 بهار را با رهبری داهیانه حضرت امام خمینی (ره) و خلف صالح ایشان حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله) و حضور مردم با اقتدار و صلابت در برابر زیاده خواهی های بیگانگان ایستادگی کرد و به رغم تحریم های سیاسی ، اقتصادی و نظامی ، فرزندان این مرز و بوم شگفتی آفریدند.
پیشرفت و دستیابی ایران به فناوری نوین هسته ای برای مصارف صلح آمیز، موفقیت های بزرگ علمی پزشکی ، توفیقات خیره کننده در حوزه های آموزش و تکنولوژی ، همه و همه نوید توانایی نسل اول و دوم انقلاب در اثبات «توانایی» و غلبه بر «نتوانستن» بوده است.
نسلی که فعل «توانستن» را به خوبی صرف کرد و اینک با گذشت سه دهه از انقلاب این نسل نیز برحسب عرف به افتخار بازنشستگی نایل می شود. تودیع عزتمند و با افتخار این نسل و آیین واگذاری مسوولیت به نسل سوم و چهارم انقلاب خود محتاج لوازمی است.
بهره گیری از دانش و تجربه ، خوشه چینی از افتخارات گذشته و عبرت آموزی از نبایدهایی که نسل سوم و چهارم باید از آن برحذر باشند باید به مثابه اصول حاکم در تودیع نسل گذشته و معارفه نسل جدید بدان توجه شود و ما با این ملاحظات باید به دهه چهارم انقلاب اسلامی یا همان «عصر دیجیتال» قدم بگذاریم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....