حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
محمد یکی از آخرین قربانیان از بین 500 هندیای بود که کلیههایشان توسط تیمی از پزشکان که عملیات فروش کلیههای سرقت شده از فقرا که معمولا به مشتریان ثروتمند هندی و خارجیها عرضه میشدند را هدایت میکردند. تنها چند ساعت پس از آن که محمد برای خارج کردن کلیهاش تحت عمل جراحی قرار گرفت پلیس به کلینیکی که او در آن بستری بود، حمله کرد و او به بیمارستانی دولتی انتقال یافت.
اکثر قربانیان کارگرانی روزمزد چون محمد بودند که با پیشنهاد کار به یک کلینیک مجهز خصوصی منتقل شده، به زور سلاح به انجام آزمایشهای قبل از عمل تن میدادند و سپس تحت عمل جراحی قرار میگرفتند. تعدادی هم رانندگان فقیر ریکشا یا دهقانان بیبضاعتی بودند که با پیشنهاد پرداخت پولی اندک وادار به فروش کلیه که در هند اقدامی غیرقانونی است، میشدند. اگرچه طی سالهای اخیر چند باند معامله کلیه شناسایی شدهاند لیکن پلیس میگوید گستردگی فعالیت باندی که اخیرا شناسایی و متلاشی شد، بیسابقه بوده است. چهار پزشک متخصص، 5 سرپرستار، 20 پرستار و تکنسین اطاق عمل، 3 بیمارستان خصوصی، 10 کلینیک درمانی و 5 آزمایشگاه تخصصی با این باند همکاری داشتند.
موهیندر لعل، افسر ارشد تحقیق پیرامون این پرونده میگوید: به گمان من 400 تا 500 کلیه توسط این تیم در نه سال گذشته به فروش رسیده است. میافزاید: بخش اعظم این کلیهها نصیب خارجیهایی شده است که برای خرید کلیه به هند سفر میکنند. این پرونده به قدری پرسر و صدا بود که توجه رسانهها را در داخل و خارج هند به خود جلب کرد. افشای اهمال پلیس در بازداشت متهم اصلی پرونده که پزشکی به نام آمیت کومار معرفی شده بیش از پیش بر خشم جامعه افزود و نارضایتی از عملکرد پلیس و دستگاه قضایی هند را به نقطه اوج رساند.
گفته میشود کومار پیش از این در سال 1994 به ظن رهبری یک باند خرید و فروش کلیه توسط پلیس دستگیر شده بود اما با ارائه وثیقه از بازداشتگاه آزاد شده و پس از تغییر هویت، فعالیتهای خود را از سر گرفته بود. او چند کلینیک خصوصی در آپارتمانهای مسکونی در دهلینو، پایتخت و گوراگائوی، شهری کوچک اما ثروتمندنشین در حومه پایتخت دایر کرده بود.
یکی از این کلینیکها در سال 2000 میلادی هدف تهاجم پلیس قرار گرفت اما او توانست به فعالیتهایش ادامه دهد. با وجود آن که یک شبکه خصوصی در همان زمان فیلمی مستند پیرامون فعالیت باند تحت رهبری کومار پخش کرد پلیس باز هم در بررسی این پرونده کوتاهی کرد. پس از کشف لابراتوارهای تحت مدیریت کومار طی هفتههای اخیر بود که رسانهها خواستار بررسی رابطه احتمالی شبکههای خرید و فروش کلیه با پلیس شدند. پلیس زمانی برای دستگیری اعضای این باند وارد عمل شد که یکی از دریافتکنندگان خارجی کلیه به دلیل نارضایتی از عمل پیوند کلیه به پلیس شکایت کرد. پس از تهاجم پلیس به کلینیکهای تحت مدیریت کومار بود که بازجویان متوجه شدند چند کلینیک خصوصی در خرید و فروش کلیههای تامین شده توسط تیم کومار دست داشتهاند.
به اعتقاد بازجویان پرونده، تیمهای شکار قربانیان در امکان تجمع کارگران روزمزد در دهلینو و شهرهای ایالت فقیر اتراپرادش دائما در حال گشتزنی بودهاند تا شکارهای بالقوه را شناسایی کنند. در مواردی که احتمال موافقت فرد موردنظر با ما فروش کلیه وجود داشت پیشنها خرید کلیه با پرداخت هزار تا 2 هزار و پانصد دلار به فراخور حال شخصی مطرح میشد.
همیشه خودرویی حامل تجهیزات آزمایشگاهی سیار در دسترس بود تا با انجام آزمایشات اولیه مشخص شود آیا کلیه فرد متقاضی فروش با درخواستهای خرید مطابقت دارد یا خیر. به ظاهر تیم کومار موفق به برقراری رابطه با واسطههای معامله کلیه در اروپا و ایالات متحده شده بود و متقاضیان خرید از سراسر دنیا از طریق فکس و ایمیل با کومار و همدستانش در ارتباط بودهاند.
در حمله پلیس به کلینیکهای تحت مدیریت کومار سه یونانی و دو امریکایی متولد هند که در حال پشتسر گذاشتن مراحل کلینیکی دریافت کلیه بودند نیز بازداشت شدند اما دستگاه قضایی هند به دلیل ناکافی بودن شواهد برای بازداشت آنان حکم به آزادیشان داد. محمد 25 ساله میگوید حتی تصورش را هم نمیکرده که امکان معامله کلیه وجود دارد. او طی 2 سال گذشته در حال انجام کارهای متفرقه در دهلینو بوده و درآمد حاصل از این مشاغل را برای خانوادهاش در گجرات ارسال میکرده است.
دو هفته پیش از انتقال به کلینیک بود که مردی با محاسن بلند در یکی از محلات تجمع کارگران روزمرد در نزدیکی ایستگاه مرکزی متروی دهلینو به او نزدیک شده و پیشنهادی غیرقابل چشمپوشی به او داده بود. او از محمد خواست برای یک ماهو نیم به کار نقاشی ساختمانی بپردازد و روزانه حدود 4 دلار دستمزد بگیرد و از غذا و محل خواب رایگان برخوردار شود.
محمد بلافاصله قبول میکند. پس از سفری 4 تا 5 ساعته با خودرو او را به واحدی آپارتمانی در شهری که او نمیشناخته، بردند. به اتاقی که 4 نفر دیگر هم در آن تحت نظارت دو مرد مسلح بودند، هدایت شده بود. میگوید: وقتی از مردان مسلح پرسیدم چرا در اتاق محبوس شدهام به من سیلی زدند و با پرخاش گفتند اگر باز هم صحبت کنم مرا میکشند. میافزاید: چند روز در آن ساختمان بودیم. به ما غذا میدادند و هر روز در دو نوبت از ما نمونه خون میگرفتند.
یک به یک و با فواصل زمانی نامشخص همخانگیهای محمد را میبردند. او نمیدانست که قرار است به کجا برده شود و هدف از محبوس کردن او و سایرین چیست. او آخرین نفری بود که از آن خانه به کلینیکی خصوصی منتقل شد. تنها چند دقیقه پس از ورود به کلینیک بود که به او داروی آرامبخش تزریق شد و بعد از آن تا وقتی که به هوش آمد و متوجه برداشتن یکی از کلیههایش شد. روز بعد از به هوش آمدن در بخش مراقبتهای ویژه بود که شکیل احمد، کارگری 28 ساله از اتراپرادش که با وعده کاری با دستمزد خوب ربوده شده بود، قصهای مشابه ماجرای محمد را تعریف کرد.
روز بعد از انجام عمل پیوند کلیه بر روی محمد بود که نیروهای پلیس به کلینیکی که او و شکیل در آن بستری بودند، آمدند. این دو میگویند قبل از عمل هیچ توافقی برای برداشتن کلیه با آنها نشده بود. عبدالله احمد، پدر محمد که کنار تخت پسرش نشسته آرام آرام میگرید. او میگوید آسیبی که به سلامت پسرش آمده او را از کار کردن بازمیدارد و این به معنای تشدید مشکلات مالی او و خانوادهاش است.
شیما خیری
منبع: نیویورک تایمز
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....