درباره سریال آپارتمان ساخته اصغر هاشمی‌

مناسبات ‌زندگی ‌جدید

کارگردان: اصغر هاشمی. نویسنده فیلمنامه: فرهاد توحیدی. تصویربردار: مهدی مستوفی. موسیقی: ناصر چشم‌آذر. تدوینگران: حسین غضنفری، یاور تورنگ. بازیگران: امین تارخ، آزیتا حاجیان، رضا کیانیان، جمشید اسماعیل‌خانی، ثریا حکمت، فاطمه گودرزی، حمیده خیرآبادی، پرویز پرستویی، شهره لرستانی، آتیلا پسیانی، حمید جبلی، حمید طاعتی، رسول نجفیان، بیوک میرزایی، جلیل فرجاد، مرتضی ضرابی، اسدالله یکتا، محمدرضا حق‌گو، مریم هژیروند، سهیلا رضوی، امین حیایی. 670 دقیقه. 12 قسمت. محصول گروه فیلم و سریال شبکه اول.
کد خبر: ۱۶۰۱۸۸

دکتر و پرستاری ضمن همکاری در بیمارستان و همسایگی در یک مجتمع مسکونی، آماده ازدواج با یکدیگر شده‌اند. غیبت ناگهانی داماد در شب عروسی، نگرانی و اضطراب دو خانواده را به سوءتفاهم و تصورات نادرست سوق می‌دهد و سبب بروز بدبینی و اختلاف میان دو خانواده می‌شود. مشکلات این زوج در ارتباط با اختلاف افراد فامیل بهانه‌ای برای نزدیک شدن به روابط خانوادگی سایر ساکنان مجتمع و همسایگان دیگر می‌شود. در سیر موازی ماجراها شاهد تصاویر مجزا و طنزآمیزی از روابط سایر افراد و خانواده‌های ساکن در مجتمع مسکونی می‌شویم و در پایان پرده از راز غیبت ناگهانی دکتر برداشته می‌شود و ازدواج سرانجام خوشی می‌گیرد.

این نکته خیلی روشن است که هر اثری متاثر از زمانه خود است و همه می‌دانند که می‌توان برای تاریخ‌نگاری به سراغ آثار هنری هر دوره به‌خصوصی هم رفت. در میان رسانه‌های مدرن، تلویزیون جایگاه ویژه‌ای در این‌باره دارد. گذشته از برنامه‌های گوناگون و نیز آثاری که جنبه سرگرمی‌سازی ندارند و با نیت دیگری ساخته شده‌اند ‌ مثل آموزش یا تبلیغ ‌ سریال‌های تلویزیونی در اغلب موارد آیینه زمانه خود هستند و با دقت در آنها می‌شود به شناختی نسبی از گرایش‌های مردم، تمایلات اجتماعی و روی‌هم‌رفته روحیه جمعی‌شان رسید. کسی که سریال می‌سازد، از کارگردانی برجسته و پرسابقه در سینما یا تئاتر گرفته تا جوانی خام، فارغ از هر سلیقه یا دیدگاهی، باید در یک مورد خاص جوابگوی جایی باشد که در آن کار می‌کند.

این‌جا منظور ما تلویزیون است. یک کارگردان به‌عنوان مالک معنوی سریال، باید در درجه اول ابزاری برای سرگرم ساختن مردم عادی پیدا کند. تلاش او در میزان استقبال از سریالش مشخص می‌شود؛ می‌خواهد کاری تاریخی، پروسواس و ارزشمند همچون «هزاردستان» ساخته مرحوم علی حاتمی باشد یا ملودرامی متوسط مثل «نرگس» ساخته سیروس مقدم. این دو سریال با دو رویکرد کاملا متفاوت و حتی متضاد، به این دلیل موفق بوده‌اند که بیننده آنها را دوست داشته. بیننده، در درجه اول از چیزی خوشش می‌آید که به او ارتباط داشته باشد. این ارتباط لزوما به معنای شباهت ظاهری به زندگی آنها نیست؛ همچنان‌که اثری تاریخی و هنرمندانه درباره سرگذشت یک خطاط در گذر روزگار پرحادثه ایران دو قرن اخیر، نمی‌تواند شباهت چندانی به زندگی آدم‌های این عصر و زمانه داشته باشد.

آنچه اثری را نزد مردم محبوب می‌کند، روش‌هایی است که سازنده بدان‌ها متوسل می‌شود برای نشاندن بیننده پای گیرنده‌هایش؛ ممکن است این روش‌ها به شیوه هدایت بازیگران باشد، ممکن است به نوع قصه‌پردازی ربط داشته باشد و یا به میزان جسارت ‌ورزیدن نویسنده و کارگردان. هر چه هست، باید خوراک تماشاگری باشد که دیدن اثری را انتخاب نکرده و این برنامه به او تحمیل شده اما آن بیننده این اختیار را دارد که در صورت بی‌علاقگی به آنچه در حال پخش است، کانال تلویزیونی‌اش را تغییر دهد و چیز دیگری انتخاب کند.

سریال‌ها با هر قصه‌ای که باشند و هر فضایی و هر صحنه‌ای‌  تنها با مجهز شدن به یک سلاح است که قلب‌ها را فتح می‌کنند. این سلاح توانایی صاحب اثر است در نزدیک شدن‌  لمس کردن یا آمیختن‌  با دغدغه‌های عمومی‌

سریال‌ها با هر قصه‌ای که باشند و هر فضایی و هر صحنه‌ای، تنها با مجهز شدن به یک سلاح است که قلب‌ها را فتح می‌کنند. این سلاح توانایی صاحب اثر است در نزدیک شدن، لمس کردن یا آمیختن با دغدغه‌های عمومی. هیچکاک، یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان تاریخ سینما، هدف خود از فیلمسازی را ایجاد دقایقی مفرح برای مردم عادی می‌دانست. این جمله را کسی می‌گوید که سازنده تعدادی از فلسفی‌ترین آثار تاریخ سینماست.

پس آنچه اهمیت دارد، رعایت تعادلی است بین اثری شخصی (همراه با انعکاس جهان‌بینی سازنده و گرایش‌های زیبایی‌شناسانه او) با اثری مردمی که درباره ویژگی‌هایش صحبت کردیم. «آپارتمان» در اوایل دهه 70 ساخته شد و یکی از نمونه‌ترین آثار است در شناخت وضعیت اجتماعی سال‌های پس از جنگ.

یعنی در زمانی‌که بحث عمده مملکت بازسازی و استفاده از شرایط آرامی بود که جامعه را از نظر توسعه به جلو هل می‌داد. در زمانی که «آپارتمان» ساخته شد، سینمای ایران نیز در چرخشی محسوس به طرح موضوعات عامه‌‌پسندتر رو آورد. (فیلم «عروس» ساخته بهروز افخمی در همین سال‌ها ساخته شد و ستاره‌های سینما در همین زمان میان مردم محبوب شدند) و کارگردان‌های جدید با توجه ویژه به موضوعات سرگرم‌کننده، سعی در کشاندن تماشاگران به سالن‌های سینما داشتند.

قصه‌ای که در«آپارتمان» طرح می‌شود همراه با جزئیاتش و نیز شخصیت‌ها، کاملا منطبق با شرایط زندگی جدید است. پیشرفت زندگی شهری دیگر اجازه زندگی در خانه‌های ویلایی را نمی‌دهد، چون رفته ‌رفته این خانه‌ها جای خود را به آپارتمان‌هایی می‌دهند که می‌توانند با ظرفیت بیشتر خانواده‌‌های بسیاری را در خود جا دهند. وقتی آپارتمان‌نشینی تبدیل به فرهنگ می‌شود، نیاز به قصه‌هایی است که به این شرایط جدید بپردازد.

بدیهی است اگر در آن‌زمان باز به زندگی سنتی در سریال‌ها پرداخته می‌شد، آن‌وقت «آپارتمان» هم می‌شد مثل بسیاری از سریال‌های ناموفقی که امروز نامی از آنها نیست. مثلا سریال «پدرسالار» ساخته اکبر خواجویی که اخیرا پخش مجدد آن شروع شده نیز یکی از آن سریال‌های موفق بود در جذب مخاطب. با این‌که شخصیت اصلی سریال پیرمردی معتقد به آداب سنتی است و روحیه‌ای گذشته‌گرا دارد، اما آنچه او را جذاب می‌کند، تفاوت دیدگاه‌هایش است با فرزندان و نوه‌هایی که هر کدام نماینده نسل جدیدند. در «آپارتمان» شخصیت‌های گوناگونی داریم که هر یک علائق ویژه‌ای دارند؛ زندگی‌شان شبیه هم نیست و اولویت‌های متنافری دارند؛ یکی امروزی‌تر است، آن‌یکی متجدد است، فردی منزوی است، دیگری واپس‌گراست و غیره. این یکی از دستاوردهای زندگی آپارتمانی است که در این سریال می‌بینیم.

به ‌این ‌ترتیب شخصیت اصلی این سریال همان آپارتمان بی‌جانی است که آدم‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، حداقل در ظاهر مجبور به رعایت قوانین نانوشته‌ای هستند که این شیوه زندگی برایشان پدید آورده است. شاید اگر این سریال در شرایط کنونی پخش شود، از ناموفق‌ها باشد و کسی به دیدن آن رغبتی نداشته باشد، زیرا دغدغه مردم امروز ایران، اصول زندگی شهرنشینی نیست، بلکه چیزهای دیگر است. مثلا جالب است که اصغر هاشمی کارگردان «آپارتمان» در حال ‌حاضر سریالی را آماده نمایش دارد با نام «یک مشت پر عقاب» که درباره ایران در دهه‌های گذشته است.

نکته دیگر درباره «آپارتمان» به حضور تعدادی از برجسته‌ترین بازیگران سینما و تئاتر ایران در آن مربوط می‌شود. آن‌زمان امین تارخ یکی از پرطرفدارترین بازیگران سینمای ایران بود که تجربه همکاری با کارگردان‌های مطرحی مثل بیضایی، کیمیایی، مهرجویی و حاتمی را داشت. در آن زمان یا کمی پس از آن بود که تارخ در گفت‌و‌گویی ساخته‌شدن فیلمهایی نظیر «سلام سینما» را توهین به بازیگران دانسته بود.

در سوی دیگر تعدادی از بازیگران مشهور کنونی که در آن‌زمان چهره‌های مشهوری نبودند نیز در این سریال شرکت داشتند، بازیگرانی که با صراحت می‌توان گفت شهرتشان را از «آپارتمان» شروع کردند و استقبال مردم از این سریال تاثیر بسیار زیادی در آینده حرفه‌ای آنها داشت.

مثلا رضا کیانیان و پرویز پرستویی که در این کار نقش‌های اصلی را هم به عهده نداشتند، پس از یکی دو سال پله‌های ترقی را طی کرده و به جایگاهی رسیدند که الان شاهدش هستیم. حتی امین حیایی که در لیست بازیگران در تیتراژ اولیه، نامش آخر همه می‌آمد، پس از مدت کوتاهی به جوان اول سینمای ایران تبدیل شد و امروز شاخص‌ترین چهره سینمای تجاری است. ترکیب بازیگران «آپارتمان» تلفیقی از ستاره‌های دهه شصت و جوانان تازه‌کار و امیدهای آینده است. مثلا حمید جبلی که در کنار اکبر عبدی معروف‌ترین کمدین‌های سینما و تلویزیون آن‌زمان بودند، یا جلیل فرجاد که بازیگر شناخته‌شده سریال‌ها و برنامه‌های خانوادگی بود، یا ثریا حکمت و جمشید اسماعیل‌خانی که به هرحال جزو بازیگرانی بودند که در فیلم‌های کارگردانان معروف بازی کرده بودند و گزینه‌های مناسبی برای نقش‌های مکمل بودند.

در کنار این‌ها باید از فرهاد توحیدی یاد کرد؛ یکی از مشهورترین فیلمنامه‌نویسان یک دهه اخیر سینما و تلویزیون ایران که نقش بسیار مهمی در جذابیت این سریال داشت. توحیدی با شناخت نسبی از وضعیت اجتماعی دهه 60 و اوایل 70، در نحوه قصه‌گویی و شخصیت‌پردازی کار بزرگی کرد و با همان کار تبدیل به استعداد تازه سینمای ایران شد و سرانجام اصغر هاشمی، کارگردان کم‌قدردیده سینما و تلویزیون که فیلمسازی است با علاقه ویژه به کارهای اجتماعی که این مهم علاوه بر «آپارتمان» در فیلم‌های خوبش مثل «زیر بام‌های شهر» هم قابل مشاهده است.

سعید قطبی‌زاده‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها