درباره فیلم «در بورگس» ساخته مارتین مکدانلد

کمدی ‌بلژیکی‌

مارتین مکدانلد فیلمساز انگلیسی در کار تازه‌اش «در بورگس» به سراغ یک مضمون کمدی و اکشن رفته است. او این فیلم را براساس فیلمنامه‌ای از خودش کارگردانی کرده و حتی شعار تبلیغاتی‌اش نیز حال و هوایی کمدی دارد: «اول شلیک کن، بعدا گردش کن».
کد خبر: ۱۶۰۱۶۵

برخی از منتقدان سینمایی از فیلم (که محصول مشترک انگلیس و بلژیک است) به عنوان «تنفسی در هوای تازه» اسم برده‌اند. رالف فاینس، کالین فارل، برندان گلسن، اریک گودن، الیزابت براتین، مارک داناوان، آن السلی و ژان ماره فاورین، در نقش‌های اصلی فیلم ظاهر شده‌اند. «در بورگس» در اولین نمایش خود در جشنواره فیلم‌های مستقل ساندنس با استقبال منتقدان روبه‌رو شد و تماشاگران انگلیسی هم با استقبال خود از این فیلم، هفته قبل آن را صدرنشین جدول هفتگی سینماهای کشور خود کردند.

قصه‌

بورگس مشهورترین شهر قرون وسطایی در کل کشور بلژیک است. این شهر درهایش را به روی انواع و اقسام توریست‌های بین‌المللی باز کرده و مقصد خیلی خوبی برای تمام مسافران و جهانگردان خارجی است. مسافران در این محل با روی خوش مورد استقبال قرار می‌گیرند، اما اوضاع برای ری و کن (فارل و گلسن) چنین نیست.

آنها دو جیره‌گیر خرده‌پا هستند که در ازای دریافت پول، کارهای مختلف قانون‌شکنانه برای دیگران انجام می‌دهند. بورگس در حقیقت آخرین مقصد آنهاست. ظاهرا این دو کار سخت و دشواری را پیش رو دارند. رئیس مقیم لندن آنها هری (فاینس) دستور داده تا قبل از شروع تعطیلات کریسمس خود را به بورگس برسانند و یک ماموریت مهم را به انجام برسانند، اما هنوز معلوم نیست این ماموریت مهم چیست. بورگس با آن تاکسی‌های ویژه، کانال‌های زیاد و معماری گوتیک‌وار خود، آدم‌ها را در درون خویش حل می‌کند.

ری و کن در بین توریست‌های مختلف می‌چرخند و روزها را بی‌هدف می‌گذرانند. ری که هنوز تحت تاثیر قتل‌ها و خونریزی‌های قبلی در لندن است، از بورگس تنفر دارد، اما کن  که در ضمن حالتی پدرگونه دارد و مراقب ری است تا مبادا کار خلاف جدیدی از او سر نزند  جذب چشم‌اندازهای زیبا و قشنگی‌های غریب شهر شده است.

روزها همچنان می‌گذرد و این دو منتظر تماس تازه هری از لندن هستند. بزرگترین تجربه غریب و سوررئال ری و کن، برخوردهای عجیبشان با اهالی محل، توریست‌ها، هنر مهاجم قرون وسطایی و بالاخره یک بازیگر کوتوله امریکایی است که در حال فیلمبرداری یک فیلم هنری و روشنفکرانه اروپایی است. در همین ایام است که ری به شلو (کلمنس پاسی) علاقه‌مند می‌شود. چنین به نظر می‌رسد که شلو اسراری تاریک با خودش دارد. بالاخره هری با ری و کن تماس می‌گیرد و تعطیلات این دو تبدیل به تلاش مرگ و زندگی در یک موقعیت کمیک می‌شود. مگر این ماموریت جدید چیست که کل وضعیت این دو را به هم می‌ریزد؟

نقد

شاید کمتر کسی بداند که مارتین مکدانلد کارگردان فیلم یک نمایشنامه نویس ایرلندی است که سال قبل برای فیلم کوتاه «شش شلیک‌کننده» یک جایزه اسکار گرفت. قصه این فیلم درباره یک برخورد اتفاقی در داخل قطار است، براندن گیلسن در این فیلم هم با مکدانلد همکاری داشت.

«در بورگس» هیچ ارتباطی از نظر داستانی‌ با این فیلم کوتاه ندارد و می‌‌خواهد وضعیت دو باج‌گیر را در یک شهر قرون وسطایی به نمایش بگذارد، آن هم بعد از آن که آخرین ماموریت آنها در شهر لندن به شکل هولناکی غلط از آب درمی‌آید. در قصه فیلم، ری به صورت کاراکتری نگون بخت به تصویر کشیده می‌شود که اصلا از حضور در بورگس خوشحال نیست.

اما کن همکار او در تمام مدت تلاش دارد وی را متقاعد کند رئیسشان هری، برای آنها در این مکان کاری در نظر گرفته است. در عین حال، حضور در بورگس باعث می‌شود آنها فرصت این را پیدا کنند که کمی هم گردشگری کنند. اما هیچ یک از این چیزها به مذاق ری خوش نمی‌آید و باعث خلق کنش و واکنش‌های بانمک و جذابی بین او و کنی می‌شود. این برخوردهای کمیک تماشاچی را به یاد زوج‌های قدیمی سینمای کمدی همچون لورل و هاردی می‌اندازد.

منتقدان سینمایی می‌گویند کمتر فیلم غیربلژیکی را می‌توان پیدا کرد که بلژیک را به عنوان لوکیشن اصلی خود انتخاب می‌کند. به همین دلیل است که بلژیک با همه زیبایی‌هایش در دل قصه فیلم، عجیب، ناشناخته و گنگ به ‌نظر می‌رسد. بخشی از این مساله عمدی و خواست خود کارگردان بوده که با  این کار لحنی وهم‌آلود به فیلمش داده است.

با این وجود فیلم با نشان دادن جاذبه‌های مختلف توریستی بلژیک، نقش مهمی برای معرفی این کشور به توریست‌های خارجی می‌کند. برای همین اگر شنیده شود که اداره توریست بلژیک برای ساخت فیلم کمک مالی کرده، نباید چندان تعجب کرد!‌ فیلمنامه و دیالوگ‌های آن قوی است. مکدانلد از فن نمایشنامه‌نویسی‌اش در اینجا استفاده خیلی خوبی کرده است. با این وجود، سکانس‌های اکشن هم قدرتی برابر با صحنه‌های آرام و دیالوگ‌های هوشمندانه آن دارند.

یکی از کارهای جالب فیلمساز این است که چهره هری را تا اواسط فیلم نشان نمی‌دهد و تماشاچی نمی‌داند بازیگر این نقش کیست. اولین بار هم فقط صدای او از پشت گوشی تلفن شنیده می‌شود. برای بیننده کشف این نکته که او کیست، خیلی جذاب است. کالین فارل هم در این فیلم یکی از بهترین نقش‌های سینمایی‌اش را دارد و انصافا بازی خیلی خوبی هم ارائه داده است.

کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها