عنوانبندی سریال تلویزیونی «یک مشت پر عقاب» با تصاویری از شعله آتش روی یک زمینه سیاه آغاز میشود. روی همین شعلههای آتش که انگار از سویی به سوی دیگر شلیک میشوند، نام دستاندرکاران سریال نقش میبندد. اگر کمی دقت کنیم در این تصاویر میتوانیم یک طناب دار که در اتاقی نیمهتاریک از سقف آویزان است را هم ببینیم.
کد خبر: ۱۶۰۰۸۳
همین عنوانبندی به اندازه کافی در بیننده برای تماشای سریال کنجکاوی ایجاد کرده است. آغاز سریال با صحنههایی از رژه سربازان وظیفه در یک پادگان نظامی همراه است. پادگانی که در ابتدای شروع سریال با یک زیرنویس با نام «پادگان عجبشیر در سال 1356» معرفی شده است. درست در همان لحظاتی که بیننده تصور میکند گروهبان شهپرست یک افسر احمق و لوده است، گروهبان با تیزهوشی یکی از سربازان را از صف بیرون میکشد. در همین یک قسمت تا پایان داستان مخاطب با دو شخصیت محوری مواجه است؛ یکی گروهبان شهپرست پرحرف و یکی هم امیرحسین آرام و کمحرف. نقشی که حامد بهداد در این سریال ایفا کرده تفاوت زیادی با دیگر بازیهای او دارد و مهمترین وجه تمایز این نقش نسبت به دیگر نقشآفرینیهای بهداد، آرامش و متانت اوست. بهداد در این سریال شور و شر نقشهای دیگر را ندارد. اولین حدس درباره این مساله این است که این بازیگر قرار است از قسمتهای بعدی طغیان کند.
دو قسمت اول سریال یک مشت پر عقاب، فضایی را پیش روی مخاطب قرار میدهد که او را به ادامه تماشای سریال ترغیب میکند. شاید بتوان این ضعف را به سریال وارد دانست که در قسمت اول بیش از حد روی مساله سربازی تاکید میکند و مدت زمان زیادی طول میکشد تا داستان وارد فضایی روایتی شود اما در ادامه ماجرا، مرخصی یک هفتهای امیرحسین برای سفر به تهران، مواجه شدن با خودکشی خواهرش و بهت ناشی از این ماجرا برای مخاطب سوالبرانگیز میشود. تا اینجای داستان اطلاعات زیادی درباره خلعتبری به مخاطب داده نشده است.
تنها همینقدر میدانیم که او فردی صاحب نفوذ در دستگاه دولتی است و هر جا کاری از دستش بربیاید برای خانواده انجام میدهد. امیرحسین هم کمکم در قسمت دوم خودش را نشان میدهد. علاقهمندی او به مسائل سیاسی و مطالعه کتابهایی که در نهایت برای او دردسرساز میشود و او را تا اتاق بازجویی ساواک میبرد، ماجرای دیگری است که در این دو قسمت بر آن تاکید شده است.
مساله خودکشی مهشید تا اینجا به عنوان مهمترین گره داستان مطرح است. چند تصویر کوتاه نشان میدهد مهشید دختری سرزنده بوده و مساله خودکشی از او بسیار دور بوده است. در بخشی از سریال خلعتبری خطاب به امیرحسین میگوید: «آدمی که برای زندگی برنامهریزی میکنه چرا باید خودکشی کنه؟»
فیلمنامه یک مشت پر عقاب از آن جنس فیلمنامههایی است که با یک مقدمهچینی دو قسمتی قرار است مخاطب را با مجموعهای از موضوعها درگیر کند و کمکم او را به عمق ماجرا بکشاند. در آخرین سکانس قسمت دوم داستان، امیرحسین در انفرادی از دوست خود اطلاعاتی درباره رئیس جدید پادگان و وقایع تبریز شنیده است. این مقدمهچینی قرار است در قسمت بعدی که امشب پخش میشود، دنبال شود. ما هم مثل شما منتظر تماشای قسمتهای تازه این سریال میمانیم.