حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سریال رقص پرواز ساخته احمد مرادپور که پخش آن چند شبی است از شبکه 2 آغاز شده است، چنین فضایی دارد. این سریال که متاسفانه فقط در 7 قسمت تولید شده است، آنقدر صداقت دارد که بینندگان را نفس به نفس ماجراهای خود پیش میبرد و آنقدر اصول حرفهای در آن رعایت شده است که مخاطب را دلزده نمیکند. رقص پرواز را میتوان از چند لحاظ بررسی کرد:
فیلمنامه: فیلمنامه این سریال را علیرضا طالبزاده نوشته است؛ نویسندهای که پیش از این فیلمنامه سریال دوران سرکشی را نوشت و کمال تبریزی آن را کارگردانی کرد، سریالی که هنوز هم جزو بهترینهای تلویزیون در چند سال اخیر است. طالبزاده در رقص پرواز سراغ یک سوژه بکر و تازه رفته است. پزشکان در جنگ به اندازه سربازان اهمیت دارند، چیزی که تاکنون در فیلم و سریالهای سینمایی و تلویزیونی به آن کمتر توجه شده است. پزشکان در جنگ با کمترین امکانات به مداوای مجروحان جنگ میپرداختند و بنا به سوگندی که یاد کرده بودند در بدترین شرایط هم بیماران خود را رها نمیکردند. آنها از جان خود میگذشتند تا دیگران زنده بمانند.
طالبزاده این ایثار را به خوبی دیده است و با در نظر گرفتن تمام وجوه درام آن را روایت کرده است. شاید در نگاه اول رقص پرواز شباهتهایی به سریال «خاک سرخ» داشته باشد. چون در آنجا هم دست تقدیر زن جوانی را به خرمشهر میبرد تا بیننده از نگاه او اتفاقات این شهر را در روزهای اول جنگ ببیند.
در رقص پرواز هم دست سرنوشت زن جوانی را برای پیدا کردن یک گمشده به اهواز آورده است تا مخاطب از زاویه دید او جنگ شهرها و مجروح و کشته شدن آدمهای غیرمسلح و بیگناه شهرها را ببیند؛ اما زن جوان در رقص پرواز که اتفاقا نقش او را لاله اسکندری ایفا میکند و در خاک سرخ هم بازی میکرد پزشک است و میتواند در بیمارستان حضور مفیدی داشته باشد و در آنجا ببیند که در روزهای اول جنگ، چه بر سر مردم جنوب و پرسنل بیمارستانها آمد.
البته در رقص پرواز زن جوان نقش اصلی را به عهده ندارد، بلکه این دکتر یاوری است که موتور اصلی درام را به حرکت درمیآورد و چون در همه جا حضور دارد، میتواند روایتگر واقعیتهای جنگ باشد. شخصیت یاوری یکی از بهترین شخصیتهایی است که در چندین سال گذشته در تلویزیون دیده شده است. شخصیتی صادق و بیریا که با ندای دل خود پیش میرود و از همه تزویرها و دورنگیها عبور میکند تا وظیفه خود را به عنوان یک انسان انجام دهد و شخصیتی که اعتماد به نفسش به دل مینشیند و بیننده تمام ذهن خود را به او میسپارد تا دکتر یاوری با رفتارها و دیالوگهایی که بهترین سخنانی است که میتوان در شرایط جنگی آن روزها تصور کرد، او را به هر کجا که میخواهد با خود ببرد. یاوری شخصیت پررنگی است که بقیه شخصیتها دور او چیده شدهاند و در کنار صداقت و بیپروایی او تعهد خود را به نمایش میگذارند.
کارگردانی: مرادپور در روایت رقص پرواز کمفروشی نکرده است و نشان میدهد آنچه را که یک کارگردان باید بداند تا یک اثر آبرومند بسازد، بلد بوده و آنها را به کار گرفته است. ساختار منسجم و میزانسنهای خوب رقص پرواز به بیننده انرژی میدهد تا داستان سریال را پیگیری کند.
استفاده از لوکیشنهای واقعی و یا بازسازی مناسب آنها باعث شده است تا بیننده با دیدن رقص پرواز خود را در سال اول جنگ و شهری چون اهواز ببیند. مرادپور در رقص پرواز به تنبلی که اکنون گریبان بسیاری از کارگردانان را گرفته است، تن نداده و فضاسازی را در اختیار قصه گذاشته است تا بتواند واقعیتهایی را که فیلمنامه به دنبال آن بوده، تصویرسازی کند. انتخاب بازیگران و گذاشتن آنها در شرایط مناسب، ارائه شخصیت یکی دیگر از نقاط قوت رقص پرواز است. در موفقیت یک فیلم یا سریال مهمترین نکته این است که کارگردان بداند از هرکدام از بازیگران چه میخواهد و از آنها انتظار ارائه چه نوع بازی را دارد و رقص پرواز نشان میدهد که مرادپور با بازیگرانش به تفاهم و همزبانی رسیده ست و آنها به هم اعتماد کردهاند و تصمیم گرفتهاند یک اثر درخور توجه و آبرومند تولید کنند. هرکدام از بازیگران در ماهیت شخصیتی که به آنها سپرده شده است، فرو رفتهاند و گوش به فرمان کارگردان ایستادهاند و میدانستهاند که رقص پرواز از کارهایی نیست که بازیگر به حال خودش رها شود و کارگردان به او بگوید هر کاری که دوست داری و صلاح میدانی انجام بده!
بازیگران: این روزها همه کسانی که سریال رقص پرواز را پیگیری میکنند از بازی درخشان مهدی هاشمی در نقش دکتر یاوری میگویند. هاشمی که سریال دکتر قریب را نیز در حال پخش از تلویزیون دارد، ثابت کرده که همیشه عالی است. برای او فرق نمیکند دکتر قریب باشد یا دکتر یاوری. مهم این است که نقش را چنان باورپذیر بازی کند که همه را شیفته خود کند. انتخاب نوع بیان و ظاهر دکتر یاوری در موفقیت او در ایفای نقش یاوری از نکات مهم است و البته در این میان نمیتوان دیالوگهای خوبی را که برای او نوشته شده استنادیده گرفت. دیالوگهایی که در تکمیل شخصیت او نقش اساسی دارد. سیروس گرجستانی در نقش عمو یخی نیز از شخصیتهایی است که نمیتوان بسادگی فراموش کرد.
گرجستانی هم مثل هاشمی و اصغر نقیزاده خوب است و خیلی زود در ذهن بیننده جای خود را باز میکند و آنقدر بیشیله پیله است که معلوم نیست کی بتوان خاطره او را از ذهن پاک کرد. اصغر نقیزاده را در بیشتر کارهای جنگی دیدهایم؛ اما او در رقص پرواز با حفظ تمام شوخ و شنگی خود، در قالب یک اصفهانی بازی میکند و این انتخاب باعث شده او تکراری نشود. طاهره آشیانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....