... یک بار در مکزیک که رضا [فرزند شاه] نعوذ بالله درباره خدا شوخی کرد، شاه به سختی برافروخته شد و به تندی به رضا گفت: با هر کس شوخی میکنی با خدا شوخی نکن. ببین چه میشود؟ که مقصودش سقوط شاهنشاهی خودشان بود که خود من بارها از زبان او شنیدم که میگفت تمام انقلاب و سقوط سلطنت و اتفاقات بعد از آن تقدیر الهی است و جالب اینکه در ایران و در زمان قدرت، حداقل در مجالس خلوت و خصوصی، ابایی نداشت که با مذهب هم شوخی کند.
احمدعلی مسعود انصاری، من و خاندان پهلوی، محمد برقعی، حسین سرفراز، پیکان، ص 162.