به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده اوایل اردیبهشت سال ۹۰ همزمان با وقوع درگیری در مغازه لباسفروشی در بازار شهر رشت در دستور کار پلیس قرار گرفت. همزمان با حضور مأموران در آنجا معلوم شد مردی میانسال مصدوم و به بیمارستان انتقال یافته است. مرد۲۷ ساله که صاحب مغازه بود بازداشت شد. سه فرزند مصدوم به اداره پلیس رفتند و از ضارب شکایت کردند. مرد میانسال بیش از سه ماه بستری بود و درنهایت فوت کرد. مدتی بعد پرونده به دادگاه ارسال شد. متهم جوان محاکمه و فرزندان مقتول خواستار قصاص قاتل شدند. قضات دادگاه حکم به قصاص متهم دادند که این رأی در دیوان عالی کشور تأیید و برای اجرا به دادگستری استان گیلان فرستاده شد. متهم ۱۵ سال زیر حکم قصاص بود و پا به میانسالی گذاشته بود. پس از این مدت، تلاش واحد صلح و سازش دادگستری استان گیلان برای جلب رضایت خانواده مقتول نتیجه داد و خانواده مقتول از قصاص گذشتند. زندانی بخشیدهشده در تشریح ماجرا گفت: از نوجوانی کار کردم تا پس از گذشت سالها توانستم مغازه لباسفروشیای راهاندازی کنم. مقتول فرهنگی بازنشسته بود و از من پوشاک میخرید و در بازار میفروخت. سال ۱۳۸۸حدود ۶۰۰ هزار تومان به من بدهکار شد و نتوانست آن را پرداخت کند. روز حادثه به مغازهام آمد و جروبحث کردیم. عصبانی شدم و دعوایمان بالا گرفت. در ادامه وی را هل دادم که تعادلش را از دست داد، سرش به تیزی دیوار برخورد کرد و کف زمین افتاد. بیش از سه ماه در کما بود که فوت کرد. مرگ او باعث شد قاتل شوم و در زندان بمانم. در این سالها زیر حکم قصاص بودم. دو فرزند مقتول قصاص میخواستند، اما فرزند دیگرش که استاد دانشگاه بود میگفت قصاص نمیخواهد و من باید تا آخر عمر در زندان بمانم. در این سالها بلاتکلیف در زندان مانده بودم. مدام به مسئولان قضایی و زندان نامه مینوشتم که خسته شدم و میخواستم حکم مرا اجرا کنند. پس از۱۵ سال بلاتکلیفی قاضی اجرای احکام به خانواده مقتول گفت اگر سرنوشت مرا مشخص نکند میتوانم با سپردن وثیقه بهطور موقت آزاد شوم.
وی ادامه داد: جلسه صلح و سازش با فرزندان مقتول در اجرای احکام برگزار شد. دو فرزند مقتول مرا بخشیدند، اما سومین فرزند این خانواده درخواست وجهالمصالحه کرد. این پول هم با کمک خانواده، اقوام و خیرین و از طریق قرض و وام تامین و پرداخت شد تا رضایت او نیز جلب شود و از قصاص رهایی پیدا کنم. بعد از ۱۵ سال از زندان آزاد شدم. پدرم در این سالها خیلی تلاش کرد رضایت بگیرم، اما فوت کرد و روز آزادیام را ندید. به کمک برادرم و یکی از دوستانم توانستم کاری پیدا کنم و مشغول شوم.
گفتوگوی اختصاصی با معاون وزیر آموزش و پرورش
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد