این پرسش فقط خانوادگی نیست؛ تصویری از مسئله امروز ایران است.
انسان نخستین فهم خود از قانون، حق، مسئولیت، محبت و احترام به دیگری را در خانواده میآموزد؛ مدرسه آن را به رفتار اجتماعی تبدیل میکند و جامعه همان فرد را بعدها در قامت کارمند، مدیر، سیاستمدار و تصمیمگیر بازمیبیند. بوروکراسی ناکارآمد نیز از آسمان نیامده است؛ بخشی از آن محصول همان فردمحوری، مصلحتگرایی و تقدم منفعت شخصی، خانوادگی یا جناحی بر قانون است.
در اقتصاد نیز باید منصف بود. رجوع مردم به طلا، ارز و ملک، در بسیاری موارد واکنشی دفاعی به کاهش ارزش پول ملی، سیاستهای اقتصادی نادرست و تحریمهای ضدایرانی است. اما خطر از جایی آغاز میشود که «حفظ فردی دارایی» به منطق غالب جامعه و حتی پیشفرض سیاستگذاری تبدیل شود؛ بهگونهای که تولید، سرمایهگذاری مولد و منافع بلندمدت جمعی در حاشیه قرار گیرند.
در توسعه نیز گاه دسترسی برابر را با توسعه پایدار اشتباه گرفتهایم؛ بدون توجه کافی به اقلیم، منابع و هزینه نگهداری، زیرساخت گسترش دادهایم و امروز بخشی از نتیجه را در ناترازی آب و انرژی میبینیم.
اما مسئولیت دولت سنگینتر است. کسی که قدرت، بودجه و اختیار بیشتری دارد، باید پاسخگویی بیشتری نیز بپذیرد. مسئول برای روزهای دشوار منصوب شده است؛ نه برای آنکه هنگام بحران، تصمیم سخت را دوباره به مردم واگذار کند.
اعتراض حق شهروند است، اما اعتراض نیز مسئولیت را ساقط نمیکند. شهروند، منتقد، مدیر و سیاستمدار همگی باید آمادگی اصلاح خطای خود را داشته باشند.
فداکاری محصول وفاداری است؛ وفاداری محصول اعتماد؛ و اعتماد بدون عدالت، صداقت و پاسخگویی ساخته نمیشود.
ایران خانه مشترک ماست. هیچکس حق ندارد از این خانه سهم ببرد و هنگام پاسخگویی بگوید: «مسئولیتش با من نبود.»
اصلاح شاید از همینجا آغاز شود:
بازگرداندن حق و مسئولیت به کنار یکدیگر؛ از خانواده تا حکومت.
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد
اصغر شرفی در گفتوگو با جام جم:
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در گفتوگوی تفصیلی با «جام جم»:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد