درخشش شهرام قائدی در نقشی متفاوت؛ «پدر» از انسانیت در روزهای جنگ می‌گوید

قائدی
اپیزود «پدر» مجموعه «سرو، سپید، سرخ» ساخته علیرضا صمدی، به جای تمرکز صرف بر چهره خشن جنگ، به سراغ چالش‌های درونی انسان‌ها در شرایط بحران رفته است. داستان راننده‌ای گرفتار که میان حل مشکلات معیشتی خود و رها نکردن پدر آلزایمری‌اش، دست به انتخابی دشوار اما ماندگار می‌زند.
کد خبر: ۱۵۶۴۲۶۱
نویسنده غزل رنجبری

به گزارش جام جم آنلاین، پنجمین اپیزود مجموعه «سرو، سپید، سرخ» با عنوان «پدر» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا صمدی و با نقش‌آفرینی شهرام قاعدی و داود فتحعلی‌بیگی، یکی از انسانی‌ترین و تأثیرگذارترین روایت‌های این مجموعه را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد؛ قصه‌ای که در دل روز‌های جنگ، بیش از آنکه صرفاً درباره موشک و حمله هوایی باشد، درباره انسان‌هایی است که در سخت‌ترین شرایط، مسئولیت خود در قبال یکدیگر را فراموش نمی‌کنند.

«پدر» قصه محسن است؛ مردی که خودش درگیر مشکلات مالی و قانونی است و برای گذران زندگی با اینکه بنا و گچکار ماهری است، به عنوان راننده تاکسی اینترنتی کار می‌کند، اما در کنار همه این گرفتاری‌ها، مسئولیت نگهداری از پدر سالخورده و مبتلا به آلزایمرش را نیز بر عهده دارد. موقعیت محسن از همان ابتدا مخاطب را با یک انتخاب دشوار روبه‌رو می‌کند؛ انتخاب میان حل مشکلات شخصی و مراقبت از پدری که هر لحظه ممکن است از خانه خارج شود و حتی عزیزانش را به یاد نیاورد.

 

نقطه قوت «پدر» چیست؟

نقطه قوت اپیزود این است که محسن را قهرمانی بی‌نقص نشان نمی‌دهد. او خسته می‌شود، عصبانی می‌شود، مستأصل می‌شود و حتی در لحظه‌ای تلخ، در مقابل اصرار پدر برای رفتن به دنبال مادر که معتقد است برای خرید سبزی از خانه بیرون رفته و هنوز برنگشته است، با تندی به پدرش می‌گوید که مادرش سال‌هاست از دنیا رفته، اما همین شخصیتِ خسته و گرفتار، در نهایت نمی‌تواند پدرش را رها کند. وقتی راهی برای نگهداری از او پیدا نمی‌کند، به هر دری می‌زند؛ از کمک خواستن از عمو و عمه و صاحبخانه گرفته تا تلاش برای سپردن پدر به آسایشگاه سالمندان. این تلاش، حتی وقتی به شکست می‌انجامد، نشان می‌دهد مسئولیت‌پذیری برای او یک شعار نیست؛ بخشی از زندگی اوست.

در این میان، رابطه محسن و آقا یحیی یکی از جذاب‌ترین وجوه اپیزود است. آلزایمر، خاطرات را از پدر گرفته، اما عاطفه میان پدر و پسر همچنان زنده است. آقا یحیی شاید نام‌ها و اتفاقات را فراموش کند، اما محبتش به پسرش را از یاد نمی‌برد. هدیه دادن ساعت و چند اسکناس قدیمی به محسن، در پایان اپیزود، بیش از یک رفتار ساده است؛ گویی پدر هر آنچه از دارایی و گذشته‌اش دارد به فرزندش می‌بخشد. در مقابل، بوسیدن دست و صورت پدر توسط محسن نیز تصویری ساده، اما عمیق از احترام و قدردانی است.

یکی دیگر از نقاط قوت «پدر»، پیوند میان مشکلات شخصی محسن و دغدغه او برای دیگران است. او خودش به شدت به پول مسافرش نیاز دارد، اما وقتی زن گرفتار و نگران بچه بیمارش را می‌بیند، نمی‌تواند بی‌تفاوت از کنار او عبور کند. حتی در شرایط جنگی، وقتی صادق (فرد معلولی که در آسایشگاه نگهداری می‌شود) نگران خواهرش است، محسن داوطلب می‌شود برای پیدا کردن او برود؛ تصمیمی که در نهایت باعث می‌شود از درآمدی که به شدت به آن نیاز دارد، چشم بپوشد و ترجیح بدهد که در شرایط ترسناک جنگ کنار پدرش بماند.

این انتخاب‌ها، شخصیت محسن را از یک آدم گرفتار به انسانی تبدیل می‌کند که هنوز در میان همه مشکلات، توان دیدن درد دیگران را دارد. او به دنبال روزی حلال است، اما برای رسیدن به آن حاضر نیست انسانیتش را زیر پا بگذارد. شاید به همین دلیل است که پایان‌بندی اپیزود نیز بر همین اساس شکل می‌گیرد؛ جایی که محسن بدون آنکه برای گرفتن کار در آسایشگاه توقعی داشته باشد، به خواهر صادق کمک می‌کند و در نهایت همان‌جا به او پیشنهاد کار داده می‌شود؛ کاری که می‌تواند هم مشکل معیشتی او را حل کند و هم امکان مراقبت از پدرش را برایش فراهم آورد.

اپیزود پدر

تصویری از روی دیگر جنگ در «پدر»

«پدر» در نهایت درباره این پرسش است که انسان در شرایط دشوار تا کجا می‌تواند مسئولیت خود را در قبال دیگری حفظ کند؟ پاسخ اپیزود، نه در دیالوگ‌های شعاری، بلکه در رفتار محسن شکل می‌گیرد؛ مسئولیت یعنی حتی وقتی خودت گرفتارتر از همیشه‌ای، درد دیگری را ببینی؛ یعنی پدر و مادر را بار زندگی ندانستن؛ یعنی برای نجات خود، دیگری را قربانی نکردن.

علیرضا صمدی در این اپیزود، جنگ را از زاویه‌ای متفاوت روایت کرده است؛ جنگی که در پس صدای انفجارها، ترافیک خیابان‌ها و اضطراب مردم، انسان‌هایی را نشان می‌دهد که هنوز به یکدیگر تکیه دارند. 

«پدر» یادآوری می‌کند که در روز‌های سخت، شاید بزرگ‌ترین شکل مقاومت، حفظ همین انسانیت باشد؛ انسانیتی که محسن، با وجود همه خستگی‌ها و گرفتاری‌هایش، تا پایان قصه آن را حفظ می‌کند.

newsQrCode
کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیس‌جمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاه‌ها هرچه‌سریع‌تر تسویه شود

کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

نیازمندی ها