در این حملات، رهبر عزیز ما و فرماندهان عالیرتبه به شهادت رسیدند و هزاران تن از مردم، بهخصوص کودکان معصوم، همچنین شهدای دادگستری لارستان و ورزشگاه لامرد، مورد حمله قرار گرفتند. آمریکا و رژیمصهیونیستی از همه روشهای غیرانسانی و ضدحقوقبشری استفاده کردند اما در نهایت به نتیجهای نرسیدند و به فشارهای اقتصادی روی آوردند. همانگونه که در جنگ نظامی، پایگاههای آمریکا در منطقه مورد هدف قرار گرفت، در جنگ تحمیلی اقتصادی نیز باید از روش مشابه استفاده کرد؛ یعنی منافع اقتصادی آمریکا در منطقه باید مورد هدف قرار گیرد. آمریکاییها زبانی غیر از زور نمیفهمند، بنابراین باید با همان زبان با آنها صحبت کرد و به منافع اقتصادیشان در منطقه ضربه زد تا دست از فشارهای بیهوده بردارند و محاصره اقتصادی را پایان دهند. البته تجربه سالهای گذشته نشان داده که تحریمهای آمریکا نتوانسته این کشور را به اهداف خود برساند. جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب تحت تحریم بوده و اکنون در دهه پنجم آن قرار دارد. با این حال، تحریمها نهتنها نتیجه مورد نظر آمریکا را به همراه نداشته، بلکه موجب شده ایران از توانمندیها و فناوریهای ملی خود استفاده کند.اگر در عرصه نظامی تحریم وجود نداشت و امکانات نظامی در اختیار ایران قرار میگرفت، قطعا این پیروزی حاصل نمیشد؛ نمونه آن را نیز در حوادث اخیر مشاهده کردیم. ایران در بسیاری از عرصهها در دوران تحریم موفقیتهای بزرگی بهدست آورده است. باید با همان زاویه دید شهید بزرگ سردار سلیمانی عزیز، نگاه کرد که معتقد بود در دل تهدیدها بیشترین فرصتها وجود دارد و بنابراین باید از فرصتهای موجود کمال استفاده را کرد.
در عین حال چون جنگ اقتصادی نیز یک جنگ است، باید بهصورت متقابل منافع اقتصادی آمریکا در منطقه مورد هدف قرار گیرد. در داخل کشور نیز باید برای مقابله با فشارهای اقتصادی و تقویت توانمندیهای ملی، اقدامات جدی انجام شود. یکی از مهمترین مسائل، استفاده از سرمایههای مردمی و آسانسازی حضور مردم در اقتصاد است. درواقع محور مهم اقتدار جمهوری اسلامی ایران، مشارکت مردم در صحنه است؛ مشارکتی که نباید فقط به حضور در کف خیابان محدود باشد. مردم باید در عرصه اقتصادی نیز نقشآفرین باشند.لازمه تحقق چنین رویکردی آن است که دولت تسهیلات لازم را برای ورود مردم به عرصه اقتصاد فراهم کند و زمینه حضور و مشارکت گسترده مردم در فعالیتهای اقتصادی را فراهم سازد.