به گزارش جام جم آنلاین؛ کمدی تلویزیونی همیشه از دل اتفاقهای عجیب، شخصیتهای اغراقشده یا موقعیتهای دور از واقعیت شکل نمیگیرد. گاهی کافی است دوربین را به زندگی آدمهایی ببریم که هر روز از کنارمان عبور میکنند؛ آدمهایی با دغدغههای آشنا، مشکلات معمولی و مسائلی که بسیاری از ما دستکم یکبار با آنها مواجه شدهایم. «اسباب زحمت» بر همین امکان بنا شده است: پیدا کردن موقعیت طنز در دل زندگی روزمره و تبدیل اتفاقهایی آشنا به قصههایی که برای مخاطب ملموس و سرگرمکننده باشند.
این نگاه با بخشی از کارنامه سعید آقاخانی نیز همخوان است. او در آثارش بارها به سراغ آدمهایی رفته که قهرمانانی دور از دسترس نیستند؛ شخصیتهایی درگیر کار، خانواده، مسائل اقتصادی و روابط اجتماعی. اما «اسباب زحمت» صرفا تکرار این نگاه در قالبی تازه نیست. تفاوت مهم اینجاست که این بار جهان داستان از فضای یک جامعه محلی فاصله گرفته و به شهر، خانهها و خانوادههای مختلف آمده است.
یک شغل که به موتور قصه تبدیل میشود
در ظاهر، قصه سریال درباره چند کارگر باربری است که در جریان جابهجایی وسایل خانهها با آدمها و ماجراهای مختلف روبهرو میشوند. اما اسبابکشی در «اسباب زحمت» فقط یک شغل نیست؛ ابزاری برای ورود به زندگی آدمهایی است که هرکدام میتوانند قصهای مستقل داشته باشند. هر جابهجایی معمولاً با یک تغییر همراه است؛ ترک خانهای قدیمی، شروع زندگی مشترک، تغییر شرایط اقتصادی یا تصمیمی برای آغاز دوباره. بنابراین گروه باربری فقط وسایل را جابهجا نمیکند؛ در مسیر کار خود وارد روابط و موقعیتهایی میشود که امکان شکلگیری قصه را فراهم میکنند.
همین انتخاب، دست سریال را برای پرداختن به موضوعاتی مانند اجارهخانه، فشار اقتصادی، ازدواج، اختلافهای خانوادگی و تغییر سبک زندگی باز میگذارد. نکته مهم این است که این مسائل بهصورت جدا از قصه وارد نمیشوند؛ خودِ موقعیت اسبابکشی آنها را به داستان پیوند میدهد. در واقع، کامیون اسبابکشی به نخ تسبیح سریال تبدیل میشود؛ وسیلهای که شخصیتهای اصلی را از خانهای به خانه دیگر میبرد و هر بار آنها را با جهان تازهای روبهرو میکند.

کمدی از دل رفتار آدمها
مزیت چنین ایدهای در آشنایی آن با تجربه مخاطب است. بسیاری اسبابکشی را تجربه کردهاند یا دستکم دشواریهایش را دیدهاند؛ از هماهنگی اعضای خانواده و نگرانی درباره وسایل گرفته تا مواجهه با شرایطی که طبق برنامه پیش نمیرود. اما آشنایی با یک موقعیت، بهتنهایی کمدی نمیسازد. نقطه مهم «اسباب زحمت» جایی است که موقعیت آشنا با تفاوت رفتار شخصیتها ترکیب میشود. فردی که میخواهد همهچیز منظم پیش برود، در کنار کسی قرار میگیرد که عجله دارد؛ صاحبخانهای با حساسیتهای خاص با کارگری مواجه میشود که نگاه متفاوتی به همان مسئله دارد؛ یا یک خانواده در جریان جابهجایی با اختلافهایی مواجه میشود که پیش از آن پنهان مانده بود. در این ساختار، خنده الزاماً از شوخی مستقیم نمیآید؛ بخشی از آن از تضاد شخصیتها و واکنش آنها به شرایط شکل میگیرد. این همان جنس کمدیای است که به جای دور شدن از واقعیت، از نزدیک شدن به رفتارهای آشنا استفاده میکند.
تفاوتهایی که موقعیت میسازند
شخصیتهای اصلی، یکی از عناصر تعیینکننده این نوع کمدیاند. احمدآقا، ناصرخان و صادق صرفا اعضای یک گروه باربری نیستند؛ تفاوت در نوع نگاه و واکنش آنها به مسائل، بخشی از ظرفیت طنز سریال را شکل میدهد. در کمدی موقعیت، یک اتفاق زمانی ظرفیت بیشتری برای خنداندن پیدا میکند که شخصیتهای مختلف، واکنش یکسانی به آن نشان ندهند. تفاوت میان آنها باعث میشود یک موقعیت ثابت، نتایج متفاوتی پیدا کند و روابط میان شخصیتها خود به منبع طنز تبدیل شود.
این ویژگی با جنس نگاه آقاخانی نیز هماهنگ است. در اینجا بازیگر نباید صرفاً شوخی را اجرا کند؛ باید شخصیت را باورپذیر کند. مخاطب زمانی با رفتار یک کاراکتر میخندد که پیش از آن، منطق رفتاری او را پذیرفته باشد. به همین دلیل، هرچه تفاوتهای رفتاری احمدآقا، ناصرخان و صادق در موقعیتهای مختلف بیشتر خودش را نشان دهد، شخصیتها از یک تیپ اولیه فاصله گرفته و به کاراکترهایی تبدیل میشوند که مخاطب برای دنبال کردن آنها انگیزه بیشتری دارد.

خانواده؛ جایی برای پیوند جدیت و شوخی
خانواده در «اسباب زحمت» صرفاً پسزمینه ماجراها نیست. بسیاری از اختلافها، تصمیمها و نگرانیهایی که قصه را پیش میبرند، در همین فضا شکل میگیرند. این مسئله برای یک کمدی تلویزیونی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا موضوعاتی مانند مشکلات اقتصادی، اجارهخانه، ازدواج و تغییر شرایط زندگی، تجربههایی جدی برای مخاطب هستند. تبدیل آنها به موقعیت طنز، زمانی نتیجه میدهد که وجه انسانی مسئله حفظ شود.
«اسباب زحمت» از این ظرفیت برخوردار است که مسائل جدی را در دل موقعیتهای روزمره مطرح کند، بیآنکه الزاماً به پیامهای مستقیم و شعاری متوسل شود. همین ترکیب، به کمدی اجازه میدهد در کنار سرگرمی، تصویری از بخشی از زندگی اجتماعی نیز ارائه دهد.
مسیر حرفهای آقاخانی در فضاسازی داستانی
مقایسه «اسباب زحمت» با «نون.خ» از این جهت اهمیت دارد که هر دو اثر از علاقه آقاخانی به شناخت آدمها و مناسبات میان آنها بهره میبرند، اما مسیر متفاوتی را برای رسیدن به این هدف انتخاب میکنند.
در «نون.خ»، جغرافیای محلی بخش مهمی از هویت اثر بود. فرهنگ، روابط خانوادگی و مناسبات اجتماعی یک جامعه مشخص، به شخصیتها و موقعیتها هویت میداد. در «اسباب زحمت» اما چنین جغرافیای یکپارچهای وجود ندارد. جهان سریال از خانهها و خانوادههای مختلف ساخته میشود و گروه باربری، حلقه اتصال آنهاست.
در نتیجه، «اسباب زحمت» قرار نیست «نون.خ» را در فضای شهری تکرار کند. نقطه اشتراک این دو، بیشتر در نگاه به آدمهاست تا شکل ظاهری قصه. اگر «نون.خ» از یک جامعه مشخص به قصه میرسید، «اسباب زحمت» از رفتوآمد میان جهانهای کوچک و متفاوت شهری استفاده میکند. این تفاوت میتواند به سریال هویت مستقل خود را بدهد؛ بهویژه اگر هر خانه صرفاً یک لوکیشن تازه نباشد و هر ماجرا، شناخت بیشتری از شخصیتهای اصلی و جهان اجتماعی پیرامون آنها ایجاد کند.
فرصتی برای تنوع با روایتگری اپیزودیک
ساختار اپیزودیک با ایده مرکزی سریال تناسب دارد. هر خانه میتواند قصه و شخصیتهای تازهای وارد روایت کند و از این طریق، سریال امکان پرداختن به طیف متنوعی از تجربههای خانوادگی و اجتماعی را پیدا میکند. در چنین ساختاری، شخصیتهای اصلی باید نخ تسبیح قصهها باقی بمانند. هر ماجرای تازه علاوه بر داستان مستقل خود، اگر بتواند چیزی به شناخت مخاطب از احمدآقا، ناصرخان، صادق و روابط میان آنها اضافه کند، جهان سریال منسجمتر میشود.
توقف پخش سری اول پس از ۹ قسمت، فرصت محدودی برای شکلگیری تدریجی این جهان ایجاد کرد. ادامه سریال میتواند این امکان را فراهم کند که در کنار قصههای تازه، شخصیتهای اصلی نیز مسیر مشخصتری پیدا کنند و ارتباط مخاطب با آنها عمیقتر شود.
چرا آدمهای معمولی دیدنیاند؟
پاسخ اصلی «اسباب زحمت» را باید در همین نقطه جستوجو کرد. آدمهای معمولی الزاماً آدمهای بیقصه نیستند. زندگی روزمره پر از موقعیتهایی است که در ظاهر سادهاند اما درون خود تعارض، اضطراب، سوءتفاهم و طنز دارند. خانوادهای که در آستانه جابهجایی است، زوجی که برای شروع زندگی مشترک با محدودیتهای اقتصادی مواجهاند یا افرادی که در جریان یک کار معمولی با شرایط پیشبینینشده روبهرو میشوند، همگی میتوانند ماده خام یک کمدی باشند. آنچه اهمیت دارد، نحوه دیدن این آدمهاست.
«اسباب زحمت» در بهترین ظرفیت خود، به جای آنکه آدمهای معمولی را صرفاً سوژه شوخی کند، تلاش میکند از رفتار و تناقضهای آنها به موقعیت طنز برسد. در این نگاه، خنده فقط هدف نیست؛ راهی است برای دیدن دوباره بخشی از زندگی اجتماعی.
شاید پاسخ به این پرسش که چرا «اسباب زحمت» دیدنی است، در خود ایده مرکزی آن نهفته باشد: برای ساختن یک کمدی جذاب، همیشه به قهرمانان عجیب و اتفاقهای خارقالعاده نیاز نیست؛ گاهی کافی است زندگی معمولی را دقیق ببینیم. «اسباب زحمت» از همین زاویه ادامه بخشی از نگاه سعید آقاخانی به آدمها و مناسبات میان آنهاست، اما با جغرافیایی متفاوت از «نون.خ». این بار خانهها و خانوادههای مختلف شهری، جای جامعه محلی را گرفتهاند و اسبابکشی، بهانهای برای عبور از یک زندگی به زندگی دیگر شده است.
باید منتظر بود و دید که این سریال میتواند در ادامه، از همین ایده برای تعمیق شخصیتها و کشف جزئیات تازهای از زندگی شهری استفاده کند؟ ظرفیت آن را دارد که بیش از یک کمدی درباره یک گروه باربری باشد؟ البته کمدیای که مخاطب در آن، با فاصلهای اندک و چاشنی خنده، بخشی از زندگی خودش را دوباره تماشا میکند.
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور به جام جم آنلاین پاسخ داد
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد